بازیگری

هنر نمایشی

بازیگری شغل یک هنرپیشه است که شخصی‌است در تئاتر، تلویزیون، فیلم یا سایر رسانه‌های داستان‌سرایی که داستان را با نمایش شخصیت و معمولاً گفتار یا خوانندگی متن نوشته‌شده یا نمایش‌نامه نمایش می‌دهد.

Samurai actors.jpg

گفتاوردهاویرایش

  • بازیگری نیازمند اختصاص دادن زمان دارد و بسیار طاقت فرسا است. بازیگری هنرپیشه را از زندگی دور می‌کند در حالی که خوانندگی این چنین نیست. ضبط یک صدا یا فیلمبرداری نماهنگ بیشتر از یک هفته زمان نیاز ندارد. بازیگری به شما اجازه تشکیل خانواده و رسیدگی به خانواده را نمی‌دهد. به همین خاطر است که می‌بینیم بسیاری از خوانندگان خانواده دارند اما بازیگران ندارند.
  • به نظرم کسانی که ناامید و عصبی می‌شوند، شغل خود را اصلاً نمی‌شناسند… در مورد شغل بازیگری هم این واقعیت وجود دارد که هرچه سنمان بالاتر برود، تعداد نقش‌های مطلوب و خوب هم کمتر و از طرفی هم بازیگر سخت‌گیرتر می‌شود. به نظرم به‌جای اینکه غصه بخوریم، بهتر است آغوشمان را برای پذیرش این واقعیت گشوده کنیم.
  • زیبایی در بازیگری یک بخش است اما مهم‌تر از زیبایی خود فرد است. بازیگری این نیست که پول بگیرید و جلوی دوربین بروید. بازیگری شکل و شمایل، زیبایی و قیافه و جوانی نیست بلکه انسانیت است. بازیگر باید الگوی اخلاق جامعه باشد. زیبایی شاید یک بخش از بازیگری باشد اما همه چیز نیست بلکه بخش کوچکی از بازیگری است.
  • همه چیز پول نیست که هر کاری را به خاطر آن بازی کنم. همین که من جلوی دوربین بیایم و دو سکانس بازی کنم و پولم بگیرم که نشد بازیگری… این مهم است که خودت چه انتخابی کنی. باید در بازیگری تا جایی پیش رفت که به شرفت کاری نداشته باشند… بدون شک شخصیت بیرونی هر بازیگر در آثاری که بازی می‌کند مؤثر است. وقتی بازیگری بدون در نظر گرفتن شخصیت اجتماعی اش هر کاری انجام دهد نمی‌تواند در بسیاری از نقش‌ها باورپذیر شود.
  • وقتی منِ بازیگر نقش یک مادر را باورپذیر بازی کنم و در بیرون از فضای بازی هم با اخلاق باشم دختران کشورم به خانواده و مادر شدن علاقه‌مند می‌شوند. یک بازیگر به شدت می‌تواند در جامعه خود تأثیرگذار باشد… بزرگترین دارایی هر انسان خانواده وی است و بازیگران هم باید به این نکته برسند که بازیگری بالاترین آزمون زندگی آنها است.
    • آفرین عبیسی، ۱۷ دسامبر ۲۰۱۷/ ۲۶ آذر ۱۳۹۶ مصاحبه با خبرگزاری «میزان»[۳]
  • من اگر شده، فقط یک خط بازی می‌کنم اما آن یک خط را درست بازی می‌کنم.
  • یک بازیگر سینما باید در جامعه مثل یک دزد باشد. باید ایده بدزدد. باید نگاه کند و مردم را کشف کند.
  • بازیگر شدن با قرص و آمپول نیست. یک نیروی خارق‌العاده می‌خواهد. من عشق می‌ورزم که کار را خوب انجام دهم.
  • هر شغلی یک دوره‌ای دارد به غیر از کار بازیگری که حد و مرز ندارد. اگر ۱۲۰ سالتان هم باشد و شوق‌اش را داشته باشید، می‌توانید باز هم بازی کنید.
  • [اگر بخواهید به عنوان یک هنرمند کهنه‌کار درباره حرفه‌تان سخنی بگویید، چه می‌گویید؟] شناخت، تجربه، اشتیاق. شناخت به این معنی که برای انجام کار باید روی همه جزییات‌اش مطالعه کنی، تجربه پس از اینکه مطالعه کردی به کمک می‌آید تا بتوانی دست‌آوردهای قدیم‌ات را استفاده کنی و آنچه پیدا کردی پیاده کنی. اشتیاق این است که حوصله داشته باشی تا آن کار را به سرانجام برسانی، هرچقدر که زمان ببرد. هر کدام از سه جنبه نباشد شخص در وسط کار ممکن است متوقف شود.
    • ناصر آقایی، ۹ مارس ۲۰۱۷/ ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، مصاحبه با «هنر آنلاین»[۵]
  • بازیگری دیگر برای من در جایگاه یک «حرفه» نیست، با زندگی ام آمیخته و عجین شده‌است. چون هیچ وقت فقط به عنوان یک «حرفه» به آن نگاه نکردم که بنا باشد زندگی ام فقط با آن بچرخد. من از سن ۱۸–۱۹ سالگی وارد دنیای هنر شدم و خودشناسی و رشد من به نوعی با سینما شکل گرفته‌است.
  • هر بازیگری حس و حال خودش را دارد. یک قانون کلی وجود ندارد که همه بازیگرها بتوانند از آن پیروی کنند. درست است که دانشگاه‌ها قوانین و تکنیک‌هایی را آموزش می‌دهند مثل تربیت بیان، برخورد با متن، شناخت رشته‌های دیگر و… اما آنچه ارتباط بازیگر با نقش است، فیلم به فیلم عوض می‌شود که به تجربه و حس و حال مربوط است.
  • خلق کردن یک نقش در سینما برایم بیشتر از پول و شهرت و… اهمیت دارد. تفاوت و تنوع در نقش را دوست دارم.
  • هر انسانی در هر حرفه‌ای می‌تواند خصوصیات منفی یا مثبتی روی اطرافیان خود بگذارد، اما در همه جای دنیا به بازیگر به‌عنوان کسی که کارش را انجام می‌دهد نگاه می‌کنند. بدترین چیز این است که خیلی از افراد نقش‌هایی را که بازی می‌کنند به جای خودشان قالب کنند. درحالی‌که آنچه می‌بینیم نیستند و این باعث دورویی می‌شود.
  • به نظرم از هفت میلیارد نفر جمعیت کره زمین، حداقل شش میلیارد نفر به بازیگری علاقه دارند، اما استعداد در بازیگری حرف اول را می‌زند، استعداد اکتسابی نیست و یک ودیعه خدادادی است.
    • امین تارخ، ۱۰ اوت ۲۰۱۶/ ۲۰ مرداد ۱۳۹۵؛ مصاحبه با «جام جام»[۸]
  • معمولاً یک بازیگر در روزهای اول و دوم سخت جلوی دوربین می‌رود، اما کم‌کم وقتی وارد نقش می‌شود دیگر سختی برایش معنایی ندارد. بشخصه وقتی در نقش خاصی بازی می‌کنم تکنیک به خرج نمی‌دهم بلکه وارد آن می‌شوم و بدون قضاوت با او همراه می‌شوم. به نوعی از دید خود نقش، آن نقش را بازی می‌کنم.
  • بازیگری یک راز است. به این معنا که بازیگری که عاشق بازیگری است در مخیله و جهان بینی خود وارد ورطه‌ای می‌شود که این راز را کشف کند. من هم وقتی نقشی را می‌پذیرم سعی می‌کنم راز آن نقش را با راز درون خودم مطابقت دهم و به یک نتیجه جدید برسم.
  • جستجوگری خیلی خوب است. الان جستجوگری نمی‌شود. من دیدم بازیگری که نقش زن روستایی را بازی می‌کند، یک خانم شهری است که فقط لباس دهاتی تنش کرده‌است. هیچ تحقیقی نمی‌کند که اینها چطور غذا می‌خورند و چطور بچه شان را نوازش می‌کنند. هنرمند هر چه بیشتر تحقیق اجتماعی داشته باشد، بهتر است.
  • از بچگی خیلی به بازیگری علاقه داشتم. هر زمان فیلم می‌دیدم، آن شخصیت را در خودم حس می‌کردم و در خانه با حس آن نقش راه می‌رفتم. تئاتر هم خیلی می‌دیدم.
  • دلهره که همیشه دارم. آدم پایش را که روی صحنه می‌گذارد دلهره دارد. الان هم دارم. عشق است دیگر. عشق هم با خودش تپش قلب می‌آورد.
  • شوهرم یعنی آقای شهابی خیلی من را تشویق می‌کرد. فامیل اصلی من نیک طبع است. بعد از ازدواج فامیل شوهرم روی من ماند. مشوق من بود. من که نقاشی می‌کردم، تشویقم می‌کرد. هر وقت تابلو نمی‌کشیدم، غر می‌زد و می‌گفت چرا وقتت را بیخود می‌گذرانی. من عاشق هنر بودم. به نقاشی و توری بافی خیلی علاقه داشتم.
  • تئاتر تداوم دارد. نفس به نفس تماشاچی هستی. اگر اشتباه کنی تماشاچی تو را نمی‌بخشد. در سینما مدام یک برداشت را تکرار می‌کنند. تئاتر را خیلی دوست دارم. تلویزیون را هم دوست دارم. چون به تئاتر نزدیک است. یک سریال شب پخش می‌شود. فردا صبحش نفس به نفس تماشاگر هستی و خیلی از بازتاب‌های کارت را می‌بینی.
  • به همه آرزوهایم رسیده‌ام. جایزه‌هایم را هم گرفته‌ام. فیلم‌ها و سریال‌هایم را بازی کرده‌ام. آرزو دارم عزیزانی که وارد این حرفه می‌شوند، با عشق کار کنند و حرمت بگذارند. کار مقدسی است بازیگری.
  • بازیگر همیشه در شخصیت‌پردازی به نوعی خودش را به چالش می‌کشد؛ چون اگر اشتباه کند جای بازگشت ندارد. اصطلاحاً ما با نقش‌هایمان زندگی کرده‌ایم و طوری با آن کاراکتر ارتباط برقرار کردیم که مخاطب همذات‌پنداری داشته باشد. بسیار مهم است که فیلمنامه خوب را بازیگر بتواند به کاراکترها و شخصیت‌هایش هویت ببخشد. وقتی نقشی به من پیشنهاد می‌شود ابتدا می‌بینم که چه کسی کارگردانی کار را برعهده دارد، تمام نقش‌هایم را خودم انتخاب می‌کنم و خوشحالم که نقشی به عنوان وظیفه نگرفته‌ام. نقش منفی و مثبت برایم فرقی ندارد اما نقش منفی جلوه بیشتری دارد. من بیش از ۳۰ سال است که در این حرفه کار می‌کنم اما نقش منفی جلوه بیشتری دارد. وقتی بازی در کاری را می‌پذیرم گویی تازه‌وارد این عرصه شده‌ام و انگیزه و تلاشم این است که جلوی دوربین تحول و نوآوری دور از تکرار ارائه دهم. بازیگر نباید ماشین باشد و راحت هر کاری را اجرا کند.
  • من بازیگر کم‌کاری‌ام، چون همیشه اعتقاد داشته‌ام اگر قرار است همیشه جلوی تصویر باشم نقشی را کار می‌کنم که برای خودم باشد.
  • بعد از ۵۲ سال کار کردن همیشه به این فرهنگ معتقدم که باید انسان با اطلاعات کافی، تفکر و انگیزه با مقوله فرهنگ برخورد کند. در این مسیر هدفمند باشد وقتی به هدفی فکر نکند و معتقد مسیری نباشد در واقع مخاطب هم با نوعی بی‌انگیزگی مواجه می‌شود.
  • استعداد سر جای خود، اما هنرمند باید با فرهنگ و هنر نمایش در ارتباط باشد. به روز و با صداقت جلو برود و از مردم و سبک زندگی خانواده‌های ایرانی دور نباشد… ما یادگرفته‌ایم با عشق و تمام وجود جلوی دوربین حاضر شویم، گویی با کارمان زندگی کنیم.
  • سینما با کسی شوخی ندارد. شما باید این کاره باشید تا بتوانید در سینما بمانید.
  • افراد زیادی پله‌ها را طی نمی‌کنند و فقط یک چک می‌نویسند و بازیگر می‌شوند.
  • بازی کردن صرفاً بازی نیست بلکه زندگی کردن است یعنی فرد با شخصیت دیگری زندگی می‌کند. ما تمام اخلاق‌های روی کره زمین را در خود داریم، اما با برخی از آن‌ها رفتار می‌کنیم حالا وقتی می‌خواهیم شخصیت جدیدی را بازی کنیم باید اخلاق‌های منطبق با آن شخصیت را در خود زنده کنیم.
    • سیاوش طهمورث، ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۱/ ۶ مرداد ۱۴۰۰؛ در برنامهٔ تلویزیونی «شب‌نشینی»، شبکهٔ جام جم[۱۳]

منابعویرایش

  1. http://mawtani.al-shorfa.com/ar/articles/iii/features/entertainment/2011/03/03/feature-03?change_locale=true
  2. فرانک آرتا. «اگر شد چه عالی، نشد چه بهتر» (مصاحبه). sharghdaily.ir، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶–۳۰ آوریل ۲۰۱۷. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۳ مارس ۲۰۲۲. 
  3. «نمی‌توانستم در سینمای فاسد قبل از انقلاب دوام بیاورم و خداحافظی کردم/پدر و مادر در سینمای ایران فراموش شده» (مصاحبه). خبرگزاری میزان، ۲۶ آذر ۱۳۹۶. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۴ مارس ۲۰۲۲. 
  4. «پشتوانه خنده، تفکر است» (مصاحبه). جام جم آنلاین، ۱۹ دی ۱۳۸۸. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۴ مارس ۲۰۲۲. 
  5. «بازیگری حد و مرز ندارد / ناصر آقایی در سالروز 70 سالگی» (مصاحبه). هنر آنلاین، ۱۹ اسفند ۱۳۹۵. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۵ مارس ۲۰۲۲. 
  6. «گفتگو اختصاصی سی و یک نما با ماهایا پطروسیان / از سینما تا دغدغه‌های ذهنی اش / خدا خیلی به من سخت گرفته». سی و یک نما، ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳. 
  7. «گفتگو با ماهایا پطروسیان؛ دختر مدرن و شیطونِ سینما/خودم را به زندگی سپرده‌ام/تصاویر». آینه جم، ۱۳ تیر ۱۳۹۷. 
  8. «چرا از برخی هنرجویان سینما سوء استفاده می‌شود؟». جام جم سیما. ۲۰ مرداد ۱۳۹۵. بازبینی‌شده در ۳۰-۰۱-۲۰۱۷. 
  9. «وقتی نقش معاویه به من پیشنهاد شد تنم لرزید / می‌گفتند مسعود کیمیایی به جای پسرش فیلم ساخته!». جام جم، ۲۴ مهر ۱۳۹۹. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۳۰ آوریل ۲۰۲۲. 
  10. «گل‌ها جواب سلامم را می‌دهند». جام جم، ۲۵ فروردین ۱۳۸۸. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۶ مه ۲۰۲۲. 
  11. «مصطفی طاری: هر حرکت و دیالوگی طنز نیست؛ طنز را شوخی می‌گیرند!/ ۵ دقیقه سریال می‌بینم کلافه می‌شوم». تسنیم، ۱۶ تیر ۱۳۹۹. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۹ مه ۲۰۲۲. 
  12. «روایت رضا صفایی‌پور از «رضا آرتیست» تا «طوفان»». هنرآنلاین، ۱۴ فروردین ۱۴۰۰. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۰ مه ۲۰۲۲. 
  13. «سیاوش طهمورث: دوست دارم 500 سال عمر کنم !». جام جم، ۷ مرداد ۱۴۰۰. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۰ مه ۲۰۲۲. 

پیوند به بیرونویرایش

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
بازیگری
دارد.