باز کردن منو اصلی

پرویز پرستویی (۱۳۳۴ / ۱۹۵۵ م) بازیگر و خوانندهٔ ایرانی.

Parviz-Parastui.jpg

گفتاوردهاویرایش

  • «من در تمام کارهایی که می‌کنم دغدغه‌ام این است یا لااقل دوست دارم به لحظه لحظه آن شخصیت فکر کنم. خیلی از مسائل قبل و بعد از مرحله‌ای که داستان در آن می‌گذرد را توی ذهنم تخیل می‌کنم. یکی از چیزهایی که به لحاظ روانی رویم تأثیر زیادی می‌گذارد دست خط است...»[۱]
  • «در حال حاضر و در سینمای ما، همه یاد گرفته‌اند که به هم بپرند. اختیار هم از دست ما خارج شده است. از آن طرف و خارج از دایره سینما هم، شاهدیم که همه دارند راجع به حوزه سینما نظر می‌دهند. ما خودمان همدیگر را قیمه‌قیمه می‌کنیم و دیگران هم در این وضعیت در مورد همه چیز این سینما نظر می‌دهند.»[۲]
  • «آن مرجعی که باید در حوزه سینما تصمیم گیرنده باشد، از بین رفته است. الان شنیدم که در جشنواره فیلم فجر، یک هیاتی از حوزه علمیه می‌خواهند بیایند و فیلم‌ها را بررسی کنند. من سوالم این است که مگر قرار است ما در سینما چه کاری بکنیم؟ اصلاً مگر چه کار کرده‌ایم تا به حال؟ ما که نه می‌خواهیم فیلم ضد دین و نظام بسازیم و نه فیلم سیاسی. مگر در همه این سال‌ها کار نکرده‌ایم؟ مگر سینما نداشته‌ایم؟ پس چرا باید مسئولان اصلی تصمیم گیرنده نباشند؟ چرا باید سپاه، نیروی انتظامی و انصار حزب الله درباره سینما تصمیم بگیرند؟ جایگاه همه این نهادها و همه این عزیزان البته محترم است. اما مگر من بازیگر می‌توانم درباره سیاست‌های سپاه، نیروی انتظامی، انصار حزب الله یا مجلس حرف بزنم و تصمیم گیری کنم؟ پس چرا همه دارند راجع به سینما تصمیم می‌گیرند؟ ۳۴ سال از انقلاب ما گذشته، آیا همیشه و در همه این سال‌ها چنین ارگان‌هایی در مورد سینما تصمیم گرفته‌اند؟»[۳]
  • «قرار بود فیلم خانه کاغذی در بخش ملی جشنواره فیلم فجر به نمایش در بیاید. اما نمی‌دانم به چه دلیلی دیده نشد. خوشحالم که در جشنواره جهانی فجر خانه کاغذی به نمایش درآمد. همیشه سعی کردم به دنبال موضوعات تاثیرگذار باشم که در ابتدا برای خودم جذاب باشد. چرا که در هر کاری به دنبال خودم می‌گردم. متن فیلمنامه را دوست داشتم و موضوع آن برایم جذابیت داشت.»[۴]

منابعویرایش