پرویز پرستویی

بازیگر و صداپیشهٔ اهل ایران

پرویز پرستویی (۲۴ ژوئن ۱۹۵۵) (۲ تیر ۱۳۳۴) بازیگر ایرانی است. زادهٔ روستای چالو، شهرستان کبودرآهنگ، همدان، بزرگ‌شدهٔ تهران، دیپلم‌گرفته؛ از سال ۱۹۶۹م/ ۱۳۴۸ش به تئاتر، از ۱۹۸۳م/ ۱۳۶۲ش به سینما و از ۱۹۷۹م/ ۱۳۵۸ش به تلویزیون درآمد و نقش‌های بسیاری آفرید.[۱] به خوانندگی و صداپیشگی نیز پرداخته‌است.

شاید در کار بعدی با سر زمین بخورم. بازیگری ته ندارد.

گفتاوردها

ویرایش
  • من همیشه در مورد کار خودم در سینما و تئاتر مثالی دارم که می‌زنم. می‌گویم: نعوذبالله، من روی صحنهٔ تئاتر خدا هستم. چون هیچ واسطه‌ای بین من و تماشاگر وجود ندارد. می‌توانم به تنهایی یک اجرا را به اوج برسانم یا آن را به زمین بزنم. بازیگری هستم که نفس به نفس تماشاچی بازی می‌کنم. اما در سینما معتقدم که من بندهٔ خدا هستم. چون خدای من کسی است که پشت دوربین قرار گرفته‌است.
  • برایم مهم است که پیام فیلم دلنشین باشد و بعد ببینم که چی گیر من می‌آید. آیا خودم را تکرار نمی‌کنم؟ آیا از طریق آن می‌توانم خودم را پیدا کنم؟ ته کار آیا یک جمله به من اضافه می‌شود؟ دقت می‌کنم ببینم در خود پرستویی به عنوان بازیگر اتفاقی می‌افتد؟
  • بازیگری که فقط جلوی دوربین رفتن نیست.
  • من خلوت بازیگری را با دنیا عوض نمی‌کنم.
  • من عاشق کار کردنم. حق ندارم کار نکنم. یک زمانی هست می‌گوییم ای بابا من فقط هنرپیشه‌ام، بگذار دو زار گیرم بیاید ولی خاک بر سرمن پرستویی که اگر بخواهم از این راه خرجی زن و بچه‌ام را دربیاورم.
  • شاید در کار بعدی با سر زمین بخورم. بازیگری ته ندارد.
  • تعریف زندگی من یک تخم مرغ گندیده‌است که می‌شود زد به دیوار. من دو زار سیاست ندارم. کاملاً آدم احساسی، منطقی و حتی خجالتی‌ام.
  • شما داری زندگی‌ات را می‌کنی می‌آیند حقت را تضییع می‌کنند. باید سکوت کرد؟ من حقم را می‌گیرم حتی اگر آن حق دیگر به دردم نخورد.
  • هنرمند که نمی‌تواند کینه داشته باشد. دل ما مثل پوست پیاز است. ولی عجیب افتاده‌ایم به جان هم.
    • ۲۸ ژانویه ۲۰۱۳/ ۹ بهمن ۱۳۹۱؛ مصاحبه با «خبرآنلاین»[۲]

منابع

ویرایش
  1. امید، جمال. فرهنگ سینمای ایران. تهران: نگاه، ۱۳۷۷ش-۱۹۹۸م. ۱۰۲. شابک ‎۹۶۴۶۱۷۴۸۹۲. 
  2. «حرف‌های صریح پرویز پرستویی دربارهٔ سینما، بازیگری و… / نه خداحافظی کرده‌ام نه اعتصاب!». خبر ورزشی، ۹ بهمن ۱۳۹۱. 

پیوند به بیرون

ویرایش
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ