علیرضا افتخاری

خواننده و موسیقی‌دان ایرانی
(تغییرمسیر از علی‌رضا افتخاری)

علی‌رضا افتخاری (۳۰ مارس ۱۹۵۸، اصفهان) خوانندهٔ موسیقی کلاسیک ایرانی است.

علیرضا افتخاری در ارکستر ملی ۱۳۹۸

گفتاوردهاویرایش

گفتگو در عمارت هنرمند اصفهان، شهریور ۱۳۹۹ویرایش

  • «شهر اصفهان، بهشت روی زمین است، هر خانواده ای در اصفهان در هنری دستی دارد.»
  • «اگر به عقب برمی‌گشتم در اصفهان می‌ماندم و به تهران نمی‌رفتم.»
  • «استاد تجویدی گفتند اجرای یاد استاد قابل ستایش است و امضا فرمودند.»
  • «اول بر این، به تنظیم کننده گفتم برو نوشته از استاد [تجویدی] بگیر، اگر نوشتند که افتخاری بخواند نوشته را بده به من،[آن وقت] می‌آیم استدیو، این نوشته هست.»
  • «منیّت خرج سنگینی دارد، اما تواضع خرجی ندارد.»
  • «اخلاق بالاتر از دین و دانش است.»
  • «رفته بودم منزلی پای عکسی نوشته بود: این عکس هم از کج روی چرخ بنالد، فریاد بر این چرخ که کارش همه بر عکس»
  • «برد با کسی است که می‌خواهد ته صف باشد، ته صف می‌ایستد، طبیعت این است.»
  • «استاد تاج وقتی می‌خواستند در مکانی آواز بخوانند به خصوص اجراها، در آن روز حرف نمی‌زدند.»
  • «استاد شجریان از سی الی چهل درصد صدا استفاده می‌کرد.»
  • «استاد بنان شش ماه روی سه بیت آواز شوشتری کار می‌کرد.»
  • «اگر می‌خواهید سمند سرکش و مترونوم آواز به دستنان بیاید، ردیف استاد حسن کسایی را گوش دهید.»
  • «حضرت حافظ کمال اسماعیل را به حکم استادی می‌پذیرد»
  • «ملاحت آواز بیشتر از اوج خوانی اهمیت دارد»
  • «در میان خوانندگان خانم، استاد ناهید دایی جواد را حائز می‌دانم. صدای ناهید بسیار آسمانی است.»
  • «خانم‌ها بیشتر در هنر بصیرت دارند چون موسیقی مؤنث است. من بیشتر نظر خانم ام را جویا می‌شوم. آوازی که خانم‌ها، کودکان و بچه‌ها می‌پسندند عالی است.»
  • «من فکر می‌کنم در اصفهان آواز ما بعد از اساتید گذشته ما موفق نبوده‌است، چون تصور می‌شود هر چه خواننده در گام بالاتری بخواند بهتر است. آوازی که بشوند آن را نت کرد و نت آن را با ساز زد، آن آواز شکل گرفته‌است.»

منبع.[۱]

گفتگو با ایمنا، ۱۳ آذر ۱۳۹۶ویرایش

موسیقی از شیراز آمد، در اصفهان تکمیل شد و در تهران خراب شد..

علیرضا افتخاری، ۱۳ آذر ۱۳۹۶

  • «موسیقی از شیراز آمد، در اصفهان تکمیل شد و در تهران خراب شد.»
  • «من نیم بیشتری از گوشه‌های ردیف را ضبط کرده‌ام و حتی زبان و بطن شعر را هم توضیح داده‌ام و گفته‌ام که چگونه باید خواننده با لحن خود معنای باطن شعر را ادا کند.»
  • «عباس خوشدل یک کار زیبا دارند و دو شرکت نشر موسیقی هم به ایشان قول همکاری داده بودند، اما به ایشان گفتم استاد فکر نمی‌کنید که دارند اذیتمان می‌کنند؟ متأسفانه محمدعلی چاووشی اکنون فعالیت نمی‌کنند و کم‌کار هستند، اما اگر ایشان بپذیرند و این کار را عهده‌دار شوند، من حاضرم بدون مزد این اثر را بخوانم و حتی خود استاد خوشدل هم در این‌باره موافق هستند تا این اثر ضبط شود.»
  • «زمانی کارمان را آغاز کردیم که به سبب وجود کلمه «آغوش» یا «دل» در شعر، مجوز نمی‌دادند.»
  • «استاد تاج دقیقاً با همان حالتِ سید رحیم به ما می‌گفتند که «استادم، سید رحیم می‌گفتند تاج‌زاده! [یعنی خودِ استاد] اول شعر را تحویل بده، بعد تحریر بده». یعنی ما باید امانت‌دارِ شعر باشیم و وقتی شعری از شیخ اجلّ سعدی یا حضرت حافظ می‌خوانیم، باید مواظب باشیم که وسط بیتِ شعر تحریر نزنیم، زیرا اگر فردی خواست بیت را ترجمه و تفسیر کند، گمان نکند تحریر هم جزو شعر است. این را استاد تاج نمی‌پسندیدند که بین شعر تحریر نابجا زده شود؛ از این‌رو می‌گفتند اول شعر را تحویل بده، یعنی معنای شعر را به درستی و به تمامی به مخاطب تحویل بده، بعد تحریر بزن.»
  • «استاد تاج، رحمت‌الله علیه، همیشه تکیه کلامشان بر دل‌نشکستن تأکید داشت؛ که آقا، کاری نکن که آه یک نفر تو را بگیرد.»
  • «استاد تاج از نظر اخلاقی به‌گونه‌ای بود که سعی می‌کرد حتی پا روی مورچه‌ای نگذارد. ایشان حتی حواسشان بود که مانند برخی افراد که با طمطراق و غرور پایشان را روی خاک می‌گذارند و حرکت می‌کنند، پا روی خاک نگذارند. حواسشان بود که خدای ناکرده حرفی یا سخنی را به زبان نیاورند که دلی را آزار بدهد. باید بدانیم که همه گرفتاری‌های ما به سبب دل‌شکنی یکدیگر است.»
  • «اصلاً موسیقی برای چه پدید می‌آید؟ برای اینکه دشمنی‌ها را از میان ببرد. پس منِ افتخاری که چهل سال آواز خوانده‌ام، برای چه بوده‌است؟ برای اینکه فرزندانم، فرزندانِ همه ما آزار نبینند؛ برای اینکه خوب زندگی کنیم. بدقولی و بدقراری نکنیم.»
  • «مرحوم استاد فرامرز پایور، رحمت‌الله علیه، به اصفهان آمدند و مهمان شخصی بودند. سر میز ناهار بنده خدمتشان بودم و خواندم. ایشان آن را با دست مبارکشان نُت کردند و بعد استاد مهرداد دلنوازی کارها را از استاد گرفتند و کار با نظارت خودِ استاد پایور در استودیو بِل ضبط شد و من هم کار را خواندم. آوازهای آن آلبوم را با تار استاد هوشنگ ظریف و نی استاد محمد موسوی اجرا کردیم و تصانیف را هم زیر نظر استاد پایور اجرا و ضبط کردیم.»
  • «مکتب آواز اصفهان مانند فرش اصفهان و مسجد شیخ لطف‌الله است.»
  • «شما شباهت فرش و موسیقی را در نظر بگیرید، کناره فرش انگار برای خود یکی نُتی دارد؛ لچکی‌اش یک نُت دارد، میانه و ترنجش و گل‌ها و گل‌پیچک‌هایش هم گویی نُتی است جداگانه. در کنار این، موسیقی مکتب اصفهان از فضای شهر اصفهان یا حتی صحبت کردنِ مردم اصفهان و شمرده و بجا صحبت کردنشان نیز اثر گرفته‌است.»[۲]

برنامه نقد موسیقی، اردیبهشت ۱۳۹۵ویرایش

  • «صدایی زیباتر از صدای استاد اکبر گلپایگانی نشنیده‌ام، سه بیت در یک آواز را آنچنان زیبا می‌خوانند که اگر حافظ یا سعدی زنده بودند او را تحسین می‌کردند، اینها نبوغ است و مادر می‌دهد، فکر نمی‌کنم همه را استاد یاد بدهد.».[۳]

مصاحبه با روزنامه ایران، ۴ دی ۱۳۹۷ویرایش

  • «مکاتبی چون اصفهان، تبریز، تهران یا شیوه‌های آوازی خراسان و شیراز چندان تفاوتی با یکدیگر ندارند؛ و حتی به عقیده من برتری هم نسبت به یکدیگرندارند، تنها تفاوت آشکار اجرای اصولی و زیبای قواعد موسیقی است به گونه ای که هیچ آسیبی به اصل موسیقی وارد نشود، در این صورت می‌توانیم بگوییم این سبک در نوع خود عالی است. من متولد شهر اصفهان هستم و یکی از شاگردان تاج اصفهانی و طبعاً به شیوه آوازی ایشان بسیارعلاقه مندم اما عقیده دارم هر کدام از این شیوه‌ها ارزشمند و قابل احترام هستند و هر کدام از این سبک‌ها می‌توانند به ثبت جهانی برسند.»
  • «متأسفانه از آوازخوانی استقبال نمی‌شود شاید مردم حوصله شنیدن آن را ندارند. ناگفته نماند اجرای تصانیف به لحاظ مادی برای ما بسیار پرهزینه تر است چرا که آواز را می‌توانید با یک ساز هم اجرا کنید اما در آلبوم «نیلوفرانه» در هر تصنیف از ۲۵ ساز استفاده شده‌است.»
  • «ما باید بپذیریم خواسته جامعه ما این است و غرور را از خودمان دور کنیم و بدانیم امروز لباس فصل این است که باید برتن کنیم و به این فکر هم نباشیم انتقاداتی خواهد بود. من بسیار علاقه‌مند هستم کار نو اجرا کنم.»
  • «استاد فضل‌الله توکل در گذشته آثار بسیاری ساختند اما اکنون تصمیم می‌گیرند فضای کاری خود را تغییر بدهند، من خواننده هم احترام بسیاری برای ایشان قائل هستم و همکاری می‌کنم. اما کار ضعیف نساخته‌ام و سعی داشتم با تمام احساس بخوانم.»
  • «یک تعداد کار با همکاری استاد خوشدل ساخته شده که نیاز به اسپانسر دارد و نمی‌توانیم آنها را به صورت تک ترک منتشر کنیم.»
  • «۴۰سال است مسئولان رسانه ملی آثار مرا پخش می‌کنند و هیچ حق مؤلفی پرداخته نمی‌شود، اگرتا به امروز برای هر کدام از آثارم یک ریال پرداخت شده بود شرایط مالی من این گونه نبود.»
  • «من جای کسی را نگرفته‌ام و متأسفانه شهر من به من کم‌لطفی می‌کند. هنوز هم اتفاق سال ۸۸ را بازگو می‌کنند اما می‌گویم شما هم اگر جای من بودید به هر فرد مسئولی احترام می‌گذاشتید. من علیرضا افتخاری هستم و اثرانگشتم با دیگری فرق می‌کند. دوست داشتم احترام متقابل بگذارم و از این مسئله ناراحت نیستم اما این سؤال را از دوستانی دارم که حرف و حدیث‌های بسیاری برای من ساخته‌اند آیا شما معنای احترام متقابل را می‌دانید؟»
  • «تنها برای کسانی می‌خوانم که رنج کشیده هستند و از تنگناهای سخت زندگی به سختی گذرکرده اند. می‌خواهم آزاد و رها باشم.»

منبع.[۴]

مصاحبه در حاشیهٔ تمرین ارکستر ملی، ۲۴ تیر ۱۳۹۸ویرایش

  • «دلم می‌خواهد بازیگر سنِ اپرا باشم نه تماشاگر.»
  • «دیگر نه خودم و نه هیچ‌کس دیگر نمی‌تواند آثاری چون نیلوفرانه، راز گل و سرو سیمین را اجرا کند.»
  • «آوازهایی از حافظ خوانده‌ام که دستِ «محمد علی چاوشی» است و منتشر می‌شود.»
  • «قیصر امین پور تا پای جان برای اشعارش ایستاد، قیصر آخرین شعرش را سرود و بعد رهسپار شمال شد که اجل جانش را گرفت.»
  • «ناشر از من می‌خواست تعداد تصانیفِ یک آلبوم بیش‌تر از تعداد آوازهایم باشد.»
  • «استاد شجریان دوست نداشت من سبک‌ام که سبک استادم تاج بود را عوض کنم.»
  • «موضوع این نیست که شمس با مولوی دوست میشه صرفاً به خاطر اشعار مولوی. آن بده و بستان دلی بود.»
  • «دلم گواهی می‌دهد که ایشان [محمدرضا شجریان] را دوست داشته و دارم.»
  • «کارهایی که به خاطر مسایل مالی انجام می‌شود، برگ سبز عشق را می‌خشکاند.»
  • «برای [کمک به] سیل زدگان اجرا داشتم. قرار بود یک ربع (۱۵ دقیقه) با ساز استاد پرنیا اجرا کنم. چون مردم استقبال کردند، یک ساعت و نیم بداهه، اشعاری که تمرین نشده بود اجرا کردم.»
  • «می‌خواهم به بانگ بلند بگویم من کارم را انجام می‌دهم، مردم را دوست دارم، برای مردم آواز می‌خوانم، برای دل داغدیده و درد دیده می‌خوانم.»
  • «جناب عشق در کارها بسیار کارساز است.»
  • «دشتستانی و راست پنج گاه را نزد استاد دادبه یادگرفتم.»

منبع.[۵]

گفتگو با حسن ریوندی، مهر ۱۳۹۸ویرایش

  • «یک نفر، من را بشناسد کافی است.»
  • «صدا و کاراکتر علیرضا قربانی را دوست دارم.»

منبع.[۶]

گفتگو با خبرگزاری ایسنا، ۲۲ مهر ۱۳۸۳ویرایش

  • «در جایگاه یک موسیقیدان و کسی که شیوه‌های مختلف موسیقی اصیل را کار کرده و در مورد آن شناخت دارم، این حق را برای خود قائلم که تجربه‌ای هم در کارهای نو کسب کنم.»
  • «برای ورود صحیح موسیقی پاپ به فرهنگ موسیقی ایران، من خود را سپربلا قرار دادم.»
  • «اگر تصنیف پاپ خواندم برای آن بود که بگویم این موسیقی پاپ است نه آنچه که با این عنوان عرضه می‌شود.»
  • «تا کی خود را به موسیقی قاجار پیوند دهیم؟ باید به موسیقی لباس روز را پوشاند.»
  • «اینک زمانه تغییر کرده‌است، مردم خسته‌اند از تکرار، خداوند لحظات را خلق کرد که شاد باشیم.»
  • «ابوعطا را یک بار باید خواند، یک بار «سه گاه» باید خواند، چند تا «همایون» بخوانیم؟ برای چشیدن یک مرغ، نیاز به چشیدن همه مرغ‌ها نیست، بعد از آنچه؟ این سبک‌ها از گذشتگان به ما رسیده، ما نیز حق هر کدام را ادا کرده‌ایم. اما، ما برای روان آیندگان چه می‌کنیم و چه می‌خواهیم به فرهنگ آیندگان تحویل دهیم؟ هر شعری تحریر خود را دارد، تا کی تمام شعرها را با یک تحریر بخوانیم؟»
  • «بزرگترین معضل ما فقدان بزرگ یک صاحب فن، است که گرد او چرخ بزنیم. امروز در موسیقی هر کس رویه خود را به پیش می‌برد، درست مانند یک صحنه کنسرت که هر نوازنده‌ای هر چه خواست می‌نوازد، مشکل ما نداشتن یک نت واحد است، نت واحد ما نیز ایدئولوژیمان است، آن چیزی است که نهاد ما را زنده و بیدار می‌کند.»
  • «آنچه برای من اهمیت دارد، ادای احترام و توجه به نیازهای هنرمندانی است که اینک در کهولت سن به سر می‌برند.»
  • «ما باید به جامعه کار نو ارائه دهیم، کار نو نیز، فکر نو و اندیشه نو می‌خواهد که متأسفانه هنر نو اندیشیدن نداریم، نیاز نسل جوان را نمی‌شناسیم و هنوز برای گذشتگان می‌نوازیم.»

سایر گفتاوردهاویرایش

  • در دانشگاه موهای دختر مرا کشیده‌اند و به وی توهین کرده‌اند در حالی که او یک استاد دانشگاه است.
  • «زندگی زیر و بم‌های بسیار دارد؛ تا جایی که گاه آدم با خودش می‌گوید، بهتر است کنار برود قبل از اینکه کسی او را کنار بگذارد. البته من جای کسی را تنگ نکرده‌ام، اما جوانان ما هم حقی دارند و باید خودشان را نشان بدهند.»
  • «از هر ترانه‌ای که پشیمان شدم، گُل کرد؛ مثلاً «یاد استاد» را می‌خواستم پاک کنم، اما مورد استقبال قرار گرفت. حتی برای ترانه «مستانه» گفتم دو ترانه دیگر می‌خوانم، اما ناشر آن را خرید.»
  • «اتفاقاً کارهایی که با جوان‌ها کار کردم گرفت کارهایی که اساتید بزرگ برای من ساختند، شاید پایین‌ترین تیراژ را پیدا کرد»
  • «۵۵/۵/۵ با دختر دایی‌ام ازدواج کردم»
  • «از همسرم عذر خواهی می‌کنم که زمان‌هایی که باید کنارش باشم، در استودیو بوده و هستم.»
  • «من خواستم یک رئیس‌جمهور را بغل کنم و ببینم چه حسی دارد. بعد از اجرایی که داشتم، همدیگر را بغل کردیم ولی حواشی خاصی ایجاد شد و به من گفتند چرا بغلش کردی؟!»
  • «آقای احمدی‌نژاد فوتبال بازی کرد، با خیلی‌ها روبوسی کرد و با هنرمندان بسیاری دیدار داشت، اما نمی‌دانم چرا قرعه به نام من افتاد! من هیچ وقت ادعایی در کارم نداشتم؛ فقط دوست دارم در فضای حرفه‌ای کار به یکدیگر احترام بگذاریم. بعد از آن حواشی حتی یک نفر هم احوال من را نپرسید. حتی به من گفتند رانت گرفتی. من هیچ وقت از دولت پولی نگرفتم. از خدا می‌خواهم آن‌هایی که این حرف‌ها را می‌زنند، به راه راست هدایت کند.»

بدون منبعویرایش

  • «دیدن دستان پینه بستهٔ کارگران، دلم را به شوق می‌آورد. خوردن چای با مردمی که هر چه ما هنرمندان داریم از آن هاست، روحیه‌ام را برای ارائه کارهایی تأثیرگذار خستگی ناپذیر می‌کند.»
  • «هنرمند را دیر می‌توان شناخت و احساسات او را یافت.»
  • «موسیقی کارایی یک علم، اندیشه و عشق را دارد. یک شعر و موسیقی می‌تواند یک کشور را به سوی دین، عشق و اخلاق هدایت کند و انسان آهن‌گونه را مبدل به طلا کند.»
  • «مربیانم می‌گفتند که اگر تلاش کنم، در کشتی به جایی خواهم رسید، اما باید بین کشتی و موسیقی یکی را انتخاب می‌کردم… نمی‌توانستم هر دو را در یک زمان انتخاب می‌کردم، این شد که موسیقی را فراگرفتم..»
  • «اگر عشق، زیبایی، تاریخ، رنج، نبرد، عشق، سازش، آسایش، پاک‌بازی، جانبازی، خط و خون، شعر، عرفان، داریم پس موسیقی هم داریم، اگر آن چند قطب را یافتیم، روح سرزمین را یافتیم، که آن هنر است.»
  • «کار با جوانان، انگیزه مرا قوی می‌سازد، همان‌طور که روز و روزگاری دلم می‌خواست من هم با آدم‌هایی کار کنم، که قدری بیشتر کار کرده‌اند.»
  • «یک هنرمند خوب و با انصاف، شهرتش را با مردم تقسیم می‌کند، یک هنرمند خوب مثل یک ستاره است، اگر او را ندیده‌اند، باز می‌بینید که سرجایش است.»
  • «در مورد کار موسیقی به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده‌ام که برای تمامی قشرها از گدای کوی و برزن بگیر تا افراد شاخص، مؤثر و تأثیرگذار باشم…»
  • «بقول ارسطو: " زندگی بدون شادی درست نیست "، شادی و سلامتی را برای همه مردم خواهانم و اینکه هرکس شاد و خوشحال و زنده باشد، شاد برای زندگی کردن.»
  • «هنر جلوه‌گاه زیبایی است و هنرمند آفریدگار زیبایی… هنر روح سرزمین است.»
  • «از بودن میان مردم حس و حال می‌گیرم زندگی صحنه اپراست هنرمندی که از اجتماع تأثیر نپذیرد اجتماع هم او را نمی‌پذیرد.»
  • «من از بودن در میان مردم حس و حال می‌گیرم. معمولاً به قهوه‌خانه‌های پایین شهر نظیر نازی‌آباد می‌روم. لبخند مردم به من انرژی دو چندان می‌دهد.»
  • دربارهٔ نشریهٔ همشری جوان: «یک عده‌ای بی غم دور هم جمع شدند و این مجله را ساختند و هر چه می‌خواهند از طریق مکتوبات و کاریکاتورها به من و امثال من نسبت می‌دهند. آخر آنها تحت چه قواعدی این شوخی‌ها را می‌کنند من خوشم نمی اید که یک عده جوان بر من لباس آمریکایی و شعبده بازی می‌پوشانند مگر من شعبده باز هستم ؟ .... من اگر در زمان رسول خدا بودم، شکایت پیش رسول خدا می‌بردم…»
    • در پاسخ به اقدام مجله همشهری جوان در چاپ کاریکاتور منتسب به افتخاری، ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹

دربارهٔ اوویرایش

  • «امروزه می‌بینم خوانندهٔ جوان و خوبی مانند آقای علیرضا افتخاری وجود دارد و صدای خوبی هم دارد که همیشه چوب لای چرخش می‌گذارند و گاهی او را سیاسی می‌دانند. او اگر اهل سیاست بود که خواننده نمی‌شد مثلاً می‌رفت وکیل مجلس می‌شد یا سیاستمدار. این نسل باید موسیقی مملکت را نگاه دارند.[۸]
  • «از همه بیشتر سبک و شیوه علیرضا افتخاری را می‌پسندم؛ هم صدای زیبایی دارد و هم تحریرها را خوب اجرا می‌کند اما شنیده‌ام جلوی کارش را گرفته‌اند. تا امثال علیرضا افتخاری زنده هستند باید از وجودشان استفاده شود اما متأسفانه موسیقی کشور اسیر باندبازی شده و پول حرف اول و آخر را می‌زند.»[۹]
  • «اگر من صدای افتخاری را داشتم، دنیا را فتح می‌کردم.»[۱۰]
  • «افتخاری، تنها ستاره‌ای است که در بعد از انقلاب ظهور کرده‌است.»[۱۰]
  • «یک روز به خانهٔ آقای حسن کسائی رفته بودم که با او بر سر تاج بحثم شد. به کسائی گفتم تنها خوانندهٔ خوبی که اصفهان تحویل مردم داد و مردم او را قبول کردند، آقای افتخاری بود. افتخاری به مراتب از تاج زیباتر می‌خواند. البته اگر از خودش بپرسید، می‌گوید «من شاگرد تاج بودم» در صورتی که به سن او نمی‌خورد.»[۱۱]
  • «بی‌اغراق می‌گویم که صدای آقای افتخاری یکی از صداهای بسیار استثنایی‌ست که موسیقی ما به خودش دیده. صدای ایشان بسیار دلنشین است و تحریرها و ویبره‌های بسیار خوبی دارد. او خواننده‌ای بسیار توانمند و قدرتمند است. در استودیو آنچه که می‌گفتم را فوری می‌گرفت و اجرا می‌کرد. در کل انسان بسیار باهوشی است.»[۱۲]
  • «شما اگر به کارهای آقای افتخاری دقت کنید، می‌بینید که طوری شعر را خوانده که امکان ندارد شما متوجه حتی یک واژه نشوید و می‌توانید تک‌تک ابیات را بشنوید و یادداشت کنید و در آن‌ها یک‌کلام فالش نمی‌شنوید. پس از انقلاب کسی مانند آقای علیرضا افتخاری ترانه نمی‌تواند بخواند. نوعی زیبایی در صدای آقای افتخاری وجود دارد که من در صدای خوانندگان دیگر نمی‌بینم.».[۱۳]
  • «هنرمند ارزشمندی چون علیرضا افتخاری که بیش از ۴۰ سال، بسیاری از ترانه تصنیف‌های خاطره انگیز را برای همین مردم خوانده‌اند و آوازهایی که هر کدام در ورق‌های تاریخ موسیقی ایران خواهد ماند. او در این سال‌ها فقط به خاطر مسائل سیاسی مورد هجمه قرار گرفته و نه چیز دیگری، و دیگر این که علیرضا افتخاری در برنامه کنسرتی که برای سیل زدگان لرستان بود حضور چشمگیر داشت و برگ سبزی که نشان از مهرورزی و همدردی با این مردم سیل زده بود، با نهایت تواضع و تکریم و محبت و عشق به روی صحنه آمد و ما در کنار هم به اجرای کار عمل پرداختیم که در برنامه هم عنوان گردید. برنامه ای که برای حدود نیم ساعت در نظر گرفته شده بود اما با استقبال و همراهی و درخواست مکرر مردم به زمانی حدود یک ساعت و نیم به طول انجامید… دوم این که، آیا علیرضا افتخاری با ۴۰ سال سابقه درخشان و با نام و نشان کار هنری، نباید به ارکستر ملی دعوت شود ؟! من گمان نمی‌کنم جناب افتخاری جای کسی را تنگ کرده باشد که موجب این برافروختن‌ها شده‌است…»[۱۴]
  • «علیرضا افتخاری بی شک یکی از بهترین و با استعدادترین خوانندگان ماست. علیرضا افتخاری، از آن دسته هنرمندانی است که در این وضعیت کاری، همیشه کار کرده؛ هر چند روند رو به بالا و پایینی داشته‌است. در این رفت و برگشتی که علیرضا افتخاری میان موسیقی سنتی و پاپ داشت، خیلی از طرفدارانش را از دست داد.»[۱۰]
  • «تا صد سال آینده فکر نمی‌کنم خواننده ای مثل افتخاری پدید بیاید.»[۱۰]
  • «علیرضا افتخاری: درخور احترام و شایسته ستایشی عمیق. هنرمندی که فضا را به تمامی دریافت و به شایستگی بر بیان گری معنوی آن افزود. وجود او یک اتفاق ویژه در موسیقی ماست که استعدادهای نهفته بسیار دارد. برخورد او با کار توأم با یک هیجان و شور بود. هیجان و شوری از جنس جوانی از یک سو و پختگی از سویی دیگر همراه و همدل، پراحساس و شعورمند. حتی منتقدان جدی این سال‌های او- چه آنانی که دلایل قابل قبولی برای نقد آثارش (از جمله آلبوم‌های پاپ) دارند و چه آن‌هایی که دلایل مردودی از جمله اینکه هنرمند نباید در دسترس باشد- در یک باور مشترکند؛ او خوب می‌خواند! نه! او بسیار خوب می‌خواند!».[۱۵]
  • «مشکل بتوان توانایی‌های افتخاری در کار خود را در خواننده‌ای دیگر پیدا کرد. منظور از توانایی به قول قدیمی‌ها فقط شش‌دانگ خواندن و چهچهه زدن نیست. در عصر وسایل پیشرفته ضبط و پخش و در دوره‌ای که نود و چند درصد نیازهای موسیقایی مردم از طریق کالای صوتی تحصیل می‌شود نه از طریق اجرای زنده، این توانایی‌های فیزیکی کمتر به کار می‌آید. تسلّط افتخاری در خواندن سبک‌ها و روش‌های مختلف است و حتی موسیقی طبقات مختلف فرهنگی، نداشته‌ایم و نداریم خواننده‌ای که هم بتواند ردیف استادش را خوب بخواند (البته اگر انگیزه و حوصله داشته باشد و تمرین کند)، هم مدل خوانندگان برنامه گلها را خوب از آب دربیاورد، هم ضربی و تصنیف قدیمی بخواند (نوار «آتش دل» با تنظیم استاد پایور را شنیدید)، هم از عهده ترانه‌های محلی خوب برآید و هم موسیقی مردمی را با همان لحن و لهجه حتی گیراتر و گرم‌تر از اصل ادا کند. درست مثل بازیگری منعطف و آماده که نقش‌های متضاد و مختلفی را با مهارت اجرا می‌کند و خود را طوری به جای آنها می‌گذارد که بیننده جریان زندگی و حضور را پشت این نقش حس کند. افتخاری در آواز چنین شخصیتی است: بازیگری به هزار چهره»[۱۰]
  • «می‌گویند که استاد افتخاری این ترانه‌ها را بهتر از اصل یا اجرای کهنه و قدیمی آنها در چهل سال پیش خوانده‌اند و مردم هم صدای ایشان را می‌پسندند. تسلط افتخاری در خواندن سبکها و روشهای مختلف است و حتی موسیقی طبقات مختلف فرهنگی-اجتماعی در زندگی شهری ایرانیان نداشته‌ایم و نداریم خواننده‌ای که هم بتواند ردیف استادش را خوب بخواند (البته اگر انگیزه و حوصله داشته باشد و تمرین کند)، هم مدل خوانندگان برنامه گلها را خوب از آب دربیاورد، هم ضربی و تصنیف قدیمی را مؤثر بخواند (نوار «آتش دل» با تنظیم استاد پایور را شنیدید)، هم از عهدهٔ ترانه‌های محلی خوب برآید و هم موسیقی مردمی (معروف به کوچه و بازار) را با همان لحن و لهجه حتی گیراتر و گرم‌تر از اصل ادا کند. یادم آمد از ملاقاتی که چندین و چند سال پیش با آقای منوچهر معروفی (فرزند استاد جواد معروفی) داشتم و سخن از پارتی تور آثاری به میان آمد که پدر ارجمندشان (جواد معروفی) برای ارکستر بزرگ و آواز تنظیم کرده بودند و تا حالا هم اجرا نشده‌است. پرسیدم چرا این‌ها اجرا نشده‌اند؟ جواب دادند: پدرم دنبال یک صدای خوب و رسا می‌گشت و هر صدایی را نمی‌پسندید. پرسیدم: اگر الآن زنده بودند این کارها را به چه کسی می‌دادند که بخواند؟ جواب دادند: افتخاری. فقط به علیرضا افتخاری».[۱۶]
  • «صدای انحصاری علیرضا افتخاری، ماندگارترین نام در موسیقی آوازی سالهای بعد از انقلاب، با توانایی‌ها و انعطاف و ادراک روش‌های مختلف بیان و القای عاطفی بینظیری که دارد، به درستی حال و هوای متین نغمه‌های تجویدی و کلام معینی کرمانشاهی را فهمیده و بیان کرده‌است. او در این نوار (به دنبال دل)، متفاوت از نوارهای قبلی خود خوانده‌است. افتخاری، هنر-پیشه ای پراستعداد است که قابلیت اجرای هر نقشی را در دنیای آواز ایرانی دارد. از ردیف خوانی در مکتب اصفهان تا ترانه‌های مردمی تهران چهل سال پش؛ حالت‌های صدای افتخاری در این نوار، گویای فهم او از کاراکتر موسیقی ای است که بازخوانی و اجرا می‌کند و این کیفیت، بیشتر با شنیدن قابل توضیح است تا با نوشتن و حرف زدن دربارهٔ آن.».[۱۷]
  • «حنجره ای استثنایی، تسلط بر کلام، رنگ زیبای صدا، تحریرهای دندانه دار و شفاف»، همه اینها توانایی‌های کم‌نظیر علیرضا افتخاری است؛ خواننده ای که از مکتب اصفهان و تاج برآمده و در عرصه خوانندگی ایران خوش درخشیده‌است. قدرت صدای او و ریاضت‌هایی که در راه ساختن این حنجره متحمل شد، بر کمتر کارشناس و موسیقی دانی پوشیده‌است؛ نگاه من به آثار قبل از دهه ۸۰ ایشان است که الحق و الانصاف جزء کارهای درخشان موسیقی ایران در آن دوره زمانی است. «علیرضا افتخاری»، می‌توانست به پرچم دار آواز ایرانی بعد از استاد شجریان تبدیل شود که کم دقتی در انتخاب آثار منتشرشده بعد از دهه ۸۰ و حفظ نکردن آمادگی صدا و حنجره در این دوره، از این مهم جلوگیری کرد. البته من به هیچ عنوان حق قضاوت کردن دربارهٔ این هنرمند بزرگ را ندارم».[۱۸]
  • «یکی از صداهایی که بعد از انقلاب مطرح بوده صدای علیرضا افتخاری است. این صدا، صدای ممتازی بوده و خواهد بود.»[۱۹]
  • «صدای او زیباترین صدایی است که در موسیقی ایران وجود دارد.»

پس از حضور در دورهمیویرایش

  • «یکی از صادقانه‌ترین برنامه‌های دورهمی گفتگو با علیرضا افتخاری بود. این هنرمند بی شیله پیله ظاهر شد و بی ادعا اونقدر که بی واهمه چند بار در میانه گفتگو به زیر آواز زد و نترسید از اینکه صدایش بدون آهنگ آن جذابیت لازم را نداشته باشد عشق در صدایش موج می‌زد و خبری از تبختر و خودنمایی نبود او باید کلاس درسی باشد برای بسیاری از هنرمندان، سیاستمداران و ورزشکاران خودنما، خودشیفته و مغرور که فقط ادای تواضع را درمی‌آورند.»[۲۰]
  • «ما با هنر این مرد خاظره ها داریم،همه ما عاشق صدای شما هستیم،همهٔ ما شما را دوست داریم قدر کارهای شما را در موسیقی ایران می‌دانیم».[۲۱]

منابعویرایش

  • پایگاه مجازی-اینترنتی استاد علیرضا افتخاری

پیوند به‌بیرونویرایش

  1. گفتگوی فرید صلواتی با علیرضا افتخاری، عمارت هنرمند اصفهان، شهریور ۱۳۹۹.
  2. گفت‌وگوی ایرنا با شاگرد نامدار تاج اصفهانی؛حکایت علیرضا افتخاری از تاج آواز ایران، ۱۳ آذر ۱۳۹۶.
  3. برنامه نقد موسیقی، اردیبهشت ۱۳۹۵.
  4. مصاحبه با روزنامه ایران، ۴ دی ۱۳۹۷.
  5. گفت‌وگوی ویدیویی «موسیقی ما» با علیرضا افتخاری در حاشیه تمرین ارکستر ملی ایران، ۲۴ تیر ۱۳۹۸.
  6. مصاحبه با حسن ریوندی، مهر ۱۳۹۸.
  7. علیرضا افتخاری: خودم را سپر بلا کردم... تا کی خود را به موسیقی قاجار پیوند دهیم...، گفت‌وگو با خبرنگار هنری ایسنا، ۲۲ مهر ۱۳۸۳.
  8. گفت وگو با علی اکبر گلپایگانی به بهانه دریافت جایزه جهانی رز طلایی، روزنامه ایران، ۱۰ تیر ۱۳۹۱.
  9. احوالپرسی از اکبر گلپایگانی که 4 دهه خاموشی را به ادامه فعالیت هنری در غربت ترجیح داده‌است، روزنامه همشهری، 26 مهر 1397.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ ۱۰٫۳ ۱۰٫۴ درباره علیرضا افتخاری
  11. مجله هفته‌نامه خبری تحلیلی صدا شماره ۱۲۴، ۱۳۹۶/۰۵/۱۴.
  12. فریدون خشنود در گفت‌وگو با ایلنا، ۸ اردیبهشت ۱۳۹۹.
  13. گفت‌وگوی مفصل ایرنا با آهنگساز نامدار موسیقی ایران؛با استاد عباس خوشدل؛ از نی‌لبک تا نوای کاروان و نیلوفرانه، ۶ مهر ۱۳۹۸.
  14. وه چه بی‌نام و بی نشان که منم، روزنامه جام جم، ۲۰ تیر ۱۳۹۸.
  15. گفت وگو با عماد توحیدی آهنگساز آلبوم قلندروار، روزنامه ایران، ۲۳ مهر ۱۳۸۶.
  16. چند کلمه بدیهی درباره آقای افتخاری، مجله مقام موسیقایی، مهر ۱۳۸۳ - شماره ۳۱ (صفحه ۴۲ تا ۴۳).
  17. صدایی که خاطره‌ها را نو می‌کند، مجله مقام موسیقایی، آبان ۱۳۸۴ - شماره ۴۳ (صفحه ۵۷ تا ۵۹).
  18. «راز گل» افتخاری، روزنامه شرق، ۱۲ مرداد ۱۳۹۵.
  19. صحبت‌های علیرضا قربانی در شهر کتاب قم، ۲۰ مرداد ۹۵.
  20. واکنش «بیژن امکانیان» به حضور علیرضا افتخاری در «دورهمی»، 22 اردیبهشت 1399.
  21. واکنش رضا رشیدپور به اشک‌های علیرضا افتخاری در دورهمی، سایت روزنامه ایران، ۲۲ اردیبهشت ۹۹.
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ