باز کردن منو اصلی

کیهان: ادیسه‌ای فضازمانی یک مستند علمی سریالی، محصول ۲۰۱۴ آمریکا می‌باشد.

مجری نیل دگراس تایسون.
عالم، همه آن چیزی است که وجود دارد وجود داشته است یا به وجود خواهد آمد. راوی

گفتاوردهاویرایش

  • سن و اندازه کیهان
  • به زبان نور نوشته شده
  • ذات زیبایی و ماهیت ستاره‌ها
  • قوانین فضا و زمان
  • همیشه وجود داشته‌اند
  • اما هیچوقت اونها رو ندیده بودیم
  • تا اینکه راه قدرتمندتری برای دیدن پیدا کردیم
  • داستان این بیداری شروع‌های بسیاری داره
  • اما پایانی نداره
  • قهرمانانش از زمان‌ها و مکان‌های بسیاری اومده‌اند
  • یک فیلسوف چین باستان
  • یک جادوگر که خلیفه‌های قرن ۱۱ عراق رو شگفت‌زده کرد
  • یتیم بیچاره آلمانی که برده اربابی بی‌رحم بود
  • هر کدوم، ما رو ذره‌ای
  • به کشف رازهای پنهان نور نزدیک‌تر کردند
  • اسم بیشترشون برای همیشه از دسترس ما خارج شده
  • اما جایی، خیلی وقت پیش کسی نگاهی به بالا انداخت
  • و نور رو دید که یکی از شعبده‌هاش رو انجام می‌داد
  • کی می‌دونه؟
  • شاید اون حرکت ناگهانی نور
  • الهام‌بخش اولین هنرمند بوده
  • این همه از کجا اومد؟
  • چطور از گروه‌های کوچک آواره شکارچی
  • و دانه‌چین که در زیر ستارگان می‌زیستند
  • به سازندگان تمدنی جهانی تبدیل شدیم؟
  • چطور از اونجا به اینجا رسیدیم؟
  • فقط یک جواب نداره
  • تغییرات اقلیمی، رام کردن آتش
  • ، اختراع ابزار زبان، کشاورزی
  • هر کدوم نقشی داشتند
  • شاید چیز دیگه‌ای هم بود
  • در چین بیش از ۲هزار سال قبل
  • فیلسوفی به نام موتزو گفته میشه مشاهده کرد
  • که میشه با نور تصویری رو درون یک
  • اتاقک به نمایش کشید
  • این توصیف اولین دوربین بود
  • دوربین تاریکخانه‌ای
  • نمونه اولیه تمام دوربین‌های تشکیل دهنده تصویر
  • از جمله همین دوربینی که این تصویر رو به شما ارائه میده
  • استفاده از این کار بامزه‌ای که نور انجام میده
  • منجر به چیزی شد که میشه بهش گفت اولین فیلم
  • موتزو، استاد نور، در برابر هر نوع تاریکی کاری کرد
  • یک نابغه نظامی
  • که از استعدادش تنها برای جلوگیری از خشونت استفاده کرد
  • او به خاطر مسافرت‌هاش
  • به قلمروهای درگیر جنگ و استفاده از استراتژی‌های مبتکرانه
  • برای منصرف کردن پادشاهان از جنگ
  • افسانه‌ای بود
  • اون از اولین کسانی بود که در رویای عشق جهانی
  • و پایان فقر و نابرابری‌هایی بود
  • که حاکمیت برای مردم می‌خواست
  • و مخالف اطاعت کورکورانه از تشریفات مذهبی
  • و قدرت بود
  • در نوشته‌هاش، می‌تونید
  • اولین حرکت‌ها به سمت روش‌های علمی رو ببینید
  • در زمان موتزو، چینی‌ها تفکراتشون رو
  • حداقل ۱۰۰۰ سال بود که در قالب کتاب ثبت می‌کردند
  • هنوز هم، اطلاعات ما از او ناقصه
  • بیشترشون شامل مجموعه‌ای از مقاله‌هاییه
  • که به او و شاگردانش نسبت داده شده
  • در یکی از اونها با عنوان در برابر تقدیر
  • آزمونی سه وجهی برای هر نظریه‌ای ارائه شده
  • بنیانش رو مورد سوال قرار بده
  • ببین آیا با
  • ادراک و حواس یک انسان معمولی قابل قبوله
  • ببین چطور عملی میشه
  • و اگر شد چه منفعتی برای اکثریت داره
  • موتزو خیلی معروف بود
  • اما چند صد سال پس از مرگ او
  • شی هوانگ دی اولین پادشاه
  • و متحد کننده چین به قدرت رسید
  • قاره‌ای رو به دست گرفت و به کشوری تبدیلش کرد
  • که الان اسمش رو حفظ کرده... چین
  • بیشتر ما امپراطور چین رو با سپاه ۷هزار نفره‌اش می‌شناسیم
  • جنگجویان ترا کوتا که از مقبره‌اش محافظت می‌کردند
  • در مسیر امپراطور چین
  • به سمت یکپارچه کردن امپراطوری پراکنده‌اش
  • اون معیارهای سختگیرانه‌ای
  • برای استاندارد کردن هر چیزی وضع کرد
  • این شامل دستور ضرب سکه‌های واحد
  • یکسان‌سازی تمام وزن‌ها و مقیاس‌ها
  • عرض ارابه‌ها و جاده‌ها، و نیز روشی دقیق
  • برای راه و روش نوشتن زبان چینی بود
  • حتی اینکه چی بنویسید و به چی فکر کنید
  • فلسفه امپراطور "چین"، که تنها چیز مجاز بود
  • قانون‌گرایی، نام داشت
  • که همون چیزی بود که از اسمش پیداست
  • هر چیزی قانون میگه انجام بده... و الا
  • این فلسفه‌ایه که خیلی اجازه‌ای به
  • زیرسوال بردن قدرت نمیده
  • که تمام کتاب‌های صد مکتب اندیشه
  • باید آتش زده بشن
  • که هر کسی بخواد با تاریخ، امروز رو زیرسوال ببره
  • خانواده‌اش محکوم به اعدامند
  • کارهای موتزو و کونفوسیوس
  • و فلاسفه دیگه در اولین
  • کتاب سوزی جهان نابود شد
  • صدها محقق شجاعانه با تلاش
  • برای نگه‌داری کتاب‌های ممنوعه ایستادگی کردند
  • اونها در پایتخت زنده به گور شدند
  • علم برای گل دادن، به نور آزادی بیان احتیاج داره
  • به زیرسوال بردن قدرت بدون واهمه
  • به جریان آزاد تبادل اندیشه وابسته‌ست
  • جرقه‌های کنجکاوی در نوشته‌های موتزو
  • و شاگردانش به طور موثری سرکوب شدند
  • هزار سال دیگه طول می‌کشید تا فیلم بعدی به نمایش دربیاد
  • خوشبختانه سفینه خیال ما
  • می‌تونه ما رو به هرجایی از فضا و زمان ببره
  • چینی‌ها و یونانی‌های باستان مشاهده کردند
  • که از نور میشه استفاده‌های
  • شگفت‌انگیزی کرد- اما هیچکس سوال مورد علاقه
  • بچه کوچولوها و نابغه‌ها رو نپرسید - چرا؟
  • تا اینکه هزار سال پیش
  • در شهر بصره عراق
  • استاد نور دیگه‌ای زندگی می‌کرد
  • ابن هیثم علاقه زیادی به درک طبیعت داشت
  • او در مورد همه چیز سوال داشت
  • مخصوصا اون چیزهایی که بقیه، بی‌چون و چرا می‌پذیرفتند
  • از خودش پرسید ما چطوری می‌بینیم؟
  • بسیاری از بزرگانی که قبل از او اومده بودند
  • فکر کرده بودند که پرتوها از چشم ما خارج میشن
  • به سمت جسمی که می‌بینیم میرن و دوباره به چشم ما برمی‌گردن
  • اما ابن هیثم دلیل آورد که ستاره‌ها اونقدری دور هستند
  • که اینکه چیزی از چشم ما این همه مسافت رو به سمت اونها بره
  • و در چشم به هم زدنی به چشم ما برگرده ممکن نیست
  • استدلال فوق‌العاده‌ایه اما ابن هیثم به همین جا بسنده نکرد
  • اون به دنبال راه‌هایی بود تا طبیعت رو مجبور به افشای اسرارش کنه
  • تمدنی که او درش قرار داشت پذیرای نظریه‌ها و سوال‌های جدید بود
  • اون زمان دوران طلایی علم
  • در جهان اسلام بود
  • جهانی که از کوردوبا در اسپانیا
  • تا سمرقند در آسیای مرکزی گسترش داشت
  • محققین مسیحی و یهودی میهمانان افتخاری
  • در موسسه تحقیق بغداد، قاهره
  • و پایتخت‌های دیگه اسلامی بودند
  • به جای سوزاندن کتابها خلفا فرستاده‌هایی
  • در جستجوی کتاب به سراسر جهان فرستادند
  • خلفا با گشاده‌دستی روی پروژه‌های ترجمه، مطالعه
  • و نگه‌داری آنها برای نسلهای آینده سرمایه‌گذاری کردند
  • بیشتر نور علم یونان باستان بدون تلاش اونها
  • تا ابد خاموش می‌موند
  • بیداری علمی‌ای که صدها سال بعد
  • در اروپا شکل گرفت، از شعله‌ای روشنی گرفت
  • که مدت‌ها بود توسط محققین
  • و دانشمندان اسلامی حفاظت شده بود
  • عرب‌ها همینطور ایده‌هایی از هند به غرب وارد کردند
  • از جمله اعداد عربی
  • که امروزه همگی استفاده می‌کنیم
  • و مفهوم صفر
  • که وقتی به کار میاد
  • که بخواید میلیاردها میلیارد رو بنویسید
  • نجوم عربی اونقدر تاثیرگذار بود
  • که هنوز هم ستاره‌ها رو
  • به اسم عربیشون صدا می‌زنیم
  • و "ال" در الجبرا (جبر)، الگوریتم، الکمی (شیمی) و الکل
  • تنها بخشی از رد پای به جا مونده
  • از زمانیست که عربی، زبان علم بود
  • در قرن ۱۱ ابن هیثم تلاش کرد تا
  • ایده‌اش در مورد نور و چگونگی دیدن رو آزمایش کنه
  • پس آزمایشی برای چگونگی حرکت نور، ترتیب دادیم
  • چادری رو در نور کامل روز برپا کردیم
  • و طوری پوشوندیمش که فقط یک پرتوی نور
  • بتونه به تاریکی داخلش، رخنه کنه
  • با مقداری هوش و ذکاوت
  • و یک تکه چوب صاف -- یک خط‌کش --
  • ابن هیثم قدم رو به جلوی بزرگی
  • در تاریخ علم برداشت
  • او کشف کرد که نور به خط مستقیم حرکت میکنه
  • اما اون تازه در ابتدای راه بود
  • ابن هیثم فهمید که کلید تشکیل هر تصویری
  • خواه از طریق یک چشم باشه یا یک دوربین تاریکخانه‌ای
  • وجود روزنه‌ای کوچک برای محدود کردن نور ورودی
  • به محفظه‌ای تاریکه
  • این روزنه به پرتوهای پراکنده خارجی
  • که ما رو احاطه کرده‌اند، اجازه ورود نمیده
  • هرچقدر این روزنه کوچکتر باشه
  • نور از جهات کمتری میتونه وارد بشه
  • و باعث تشکیل تصویری واضح‌تر میشه
  • پس به جای اینکه خیره نور باشیم
  • می‌تونیم هرچیزی که بهمون نشون میده رو ببینیم
  • ابن هیثم دوربین تاریکخانه‌ای خودش رو ساخت
  • و خلفا رو خیره کرد
  • دوربین تاریکخانه‌ای در نور روشن بهترین کارایی رو داره
  • ستاره‌های آسمان شب خیلی برای این دوربین کم‌نورند
  • ما به نوعی به روزنه بزرگتری برای جمع کردن نور نیاز داریم
  • اما وضوح رو هم باید حفظ کنیم
  • یک تلسکوپ، نور هر نقطه‌ای
  • در میدان دیدش رو جمع‌آوری می‌کنه
  • از طریق لنز یا آینه
  • ورودی‌ای بسیار بزرگتر از روزنه دوربین تاریک‌خانه‌ای
  • این یکی از اولین تلسکوپ‌هاست
  • تلسکوپی که گالیله در ۱۶۰۹ از داخلش نگاه کرد
  • با اون، گالیله پرده سنگین شب رو کنار زد
  • و شروع به کشف کیهان کرد
  • لنز، تلسکوپ رو قادر ساخت
  • تا سطح جمع‌آوری نور بسیار بزرگتری، نسبت به چشم ما
  • داشته باشه
  • سطل‌های بزرگتر بارون بیشتری نسبت به سطل‌های کوچک‌تر جمع می‌کنند
  • تلسکوپ‌های مدرن سطج جمع‌آوری بزرگتری دارن
  • با آشکارسازهای بسیار حساس
  • و یک جسم رو ساعت‌ها دنبال می‌کنن
  • که تا جای ممکن نورش رو جمع‌آوری کنن
  • تلسکوپ‌های فضایی مثل هابل
  • نورهایی از کهشکان‌های خیلی دورتر
  • و قدیمی‌تر ثبت کرده‌اند
  • که تصویری بسیار واضح‌تر از کیهان به ما میده
  • ابن هیثم به طریقه تشکیل تصویر توسط نور پی برد
  • اما این با بزرگترین دستاوردش خیلی فاصله داشت
  • ابن هیثم اولین نفری بود
  • که قوانین علم رو پیاده کرد
  • او مکانیزم تصحیح خطایی پدید آورد
  • راهی سیستماتیک و خدشه‌ناپذیر
  • برای الک کردن تصورات غلط ما
  • یافتن حقیقت دشوار است
  • و راه رسیدن به آن ناهموار
  • به عنوان جویندگان حقیقت
  • باید هوشیار باشید که از قضاوت خودداری کنید
  • و به سادگی به نوشته‌های گذشتگان اعتماد نکنید
  • باید آن نوشته‌ها را از هر جهت مورد تردید
  • و نقد قرار دهید
  • باید تنها تسلیم استدلال و عمل شوید
  • و نه گفته هر شخصی
  • چون بشر از هر خطا و نقصی
  • در خطر است
  • به عنوان جویندگان حقیقت
  • باید نظریات خود را هم در خلال تحقیق
  • مورد تردید و پرسش قرار دهیم
  • تا به چاله پیش‌داوری و بی‌دقتی نیفتیم
  • این مسیر در پیش گیرید، و حقیقت بر شما آشکار خواهد شد
  • این روش علمه
  • اونقدر قدرتمند که فرستاده‌های رباتیک ما رو
  • به مرز منظومه شمسی و ورای اون رسونده
  • عمر ما رو دوبرابر کرده
  • دنیاهای گمشده گذشته رو
  • زنده کرده
  • علم به ما این توان رو داده تا رویدادهای
  • آینده‌ای دور رو پیش‌بینی کنیم
  • و با همدیگه به سرعت نور ارتباط برقرار کنیم
  • مثل ارتباط من با شما، درست در همین لحظه
  • این نوع فکر کردن به ما قدرتی داده
  • که خود ابن هیثم به چشم جادوگری بهش نگاه می‌کرد
  • اما اون بود که ما رو در این مسیر سخت و بی‌پایان قرار داد
  • و الان ما رو به جایی رسونده
  • که حتی خود نور هم در تاریکی پنهان شده
  • نور ویژگی‌هایی داره که در قلمرو وجود بشریت
  • شبیه هیچ چیزی نیستند
  • مثلا همین سرعت نور
  • ذره اصلی نور، فوتون
  • از وقتی از یک اتم یا مولکول به وجود میاد
  • با سرعت نور حرکت می‌کنه
  • یه فوتون هیچ سرعت دیگه‌ای رو نمی‌شناسه
  • و ما هیچ پدیده دیگه‌ای رو نمی‌شناسیم که
  • که به طور آنی، از صفر به بیشترین سرعت برسه
  • هیچ چیز دیگه نمیتونه به این سرعت حرکت کنه
  • وقتی سعی می‌کنیم ذرات دیگه‌ای رو، هرچه نزدیکتر به سرعت نور
  • شتاب بدیم، اونها بیشتر و بیشتر مقاومت می‌کنن
  • مثل اینکه دارن سنگین و سنگین‌تر میشن
  • هنوز هیچ آزمایشی درست نشده
  • که ذره‌ای رو به سرعت نور برسونه
  • اون چی بود؟
  • شما چیزی شنیدید؟
  • کجا بودم؟ آها، آره
  • چیز دیگه‌ای توی حیات نمی‌شناسم که مثل نور رفتار کنه
  • نمی‌تونم ویژگی‌های عجیبش رو
  • با چیزهایی که حواسم بهم میگه، تطابق بدم
  • در برابر چیزی که دستگاه‌های سنجش
  • از واقعیت طبیعت به ما میگن
  • ما اصرار داریم به حواسمون اعتماد کنیم
  • حس‌های ما برای اجسامی در اندازه حیات
  • و با سرعت پستانداران، خوب کار می‌کنه
  • اما برای سرزمین عجایب سرعت نور، مناسب نیست
  • ما حتی هنوز نمی‌دونیم چرا حد سرعت کیهانی وجود داره
  • وقتی با سرعت نور حرکت می‌کنید، زمان متوقف میشه
  • اصلا، نور چیه؟
  • عشق پایدار آیزک نیوتون به نور
  • از زمان بچگی شروع شد
  • درست در همین خونه
  • وقتی نیوتون در دهه بیستم زندگیش بود، اولین کسی بود
  • که راز رنگین‌کمان رو کشف کرد
  • نیوتون کشف کرد که یکجور نور یا نور سفید
  • ترکیبی از همه رنگ‌های رنگین‌کمانه
  • کشف بزرگی بود
  • اون اسم نمایش رنگ‌ها رو طیف، گذاشت
  • "برگرفته از لاتین "روح "یا "تجسم
  • عذر می‌خوام، استاد نیوتون
  • آشپز غر میزنه که ناهار از دهن میوفته، قربان
  • نه، آیزک، ذره بین رو زمین نذار
  • چیز شگفت‌انگیزتری توی نور پنهانه
  • یه رمز، یه کلید برای کیهان
  • آیزک نیوتون چیز زیادی از دست نداد، اما خب چیز قشنگی بود
  • اون درست از جلوی دری به دنیایی مخفی، گذشت
  • دری که تا ۱۵۰ سال بعد باز نشد
  • اون در، جلوی پای دانشمند دیگه‌ای افتاد
  • که در سال ۱۸۰۰
  • تصادفا به شواهدی از دنیای دیده نشده‌ای رسید
  • که ما رو احاطه کرده بود
  • شبها، ویلیام هرشل آسمان‌ها رو
  • با بزرگترین تلسکوپ اون زمان رصد می‌کرد
  • روزها، آزمایشاتی انجام می‌داد
  • از طریق کارهای جلوتر نیوتون، معلوم شده بود که نور خورشید
  • ترکیبی از رنگ‌های مختلفه
  • و هرکسی، با ایستادن در محیط می‌فهمید
  • که نور خورشید با خودش گرما داره
  • ویلیام هرشل از خودش پرسید
  • که آیا بعضی از رنگهای نور گرمای بیشتری از بقیه رنگ‌ها دارن؟
  • ذات یک نابغه علمی در پرسیدن اون چیزهاییه
  • که بقیه ما بدون سوال پذیرفتیم
  • و بعد آزمایش می‌کنه
  • دماسنجی که هرشل در بیرون طیف قرار داد
  • ابزار نظارتش بود
  • ناظر در هر آزمایشی
  • همیشه عاملیه که خارج از شرایط آزمایشه
  • این طوری، اگر چیزی که آزمایش می‌کنید
  • واقعا به مشاهدتون مرتبط باشه متوجه میشید
  • در آزمایش هرشل
  • ارتباط بین رنگ
  • و دما مورد آزمایش قرار می‌گرفت
  • پس ابزار نظارتش یک دماسنج بود
  • بالای یک صفحه سفید
  • که اصلا نور خورشید نمی‌دید
  • بازم همون صدا
  • صدای چیه؟
  • باشه، نور قرمز از نور آبی گرم‌تره
  • کشف جالبیه اما کلا انقلابی نیست
  • نه، دماسنجت ایرادی نداره
  • تو الان نوع جدیدی از نور کشف کردی
  • هرشل اولین کسی بود که وجود دیده نشده‌ای رو تشخیص داد
  • که درست زیر قسمت قرمز طیف، در انتظار بود
  • (به خاطرهمین بود که بهش گفتند اینفرارد (فروسرخ
  • اینفرا، کلمه لاتین به معنای زیره
  • این نور نامرئیه
  • چشمهای ما به این نوع نور حساس نیست
  • اما پوست ما، به صورت گرما حسش می‌کنه
  • حالا، این شد یه کشف واقعا بزرگ
  • اما هنوز رازهای بزرگتری
  • در اعماق نور، پنهان بود
  • حدودا همون موقعی که ویلیام هرشل
  • داشت نور مادون قرمز رو در پذیرایی‌اش در انگلیس کشف می‌کرد
  • پسر جوانی به نام جوزف فرانهوفر
  • اسیر بیگاری مایوس‌کننده‌ای بود
  • اون بالای دیگی از مواد شیمیایی سمی می‌ایستاد
  • و جوری هم می‌زد که تمومی نداشت
  • جوزف در ۱۱ سالگی یتیم شده بود
  • و به ارباب سختگیری سپرده شده بود به نام وایشلبرگر
  • آینه ساز سلطنتی
  • اون از به مدرسه رفتن جوزف جلوگیری می‌کرد
  • در عوض، جوزف روزها
  • در کارگاه شیشه‌سازی مشغول به کار بود
  • و شبها به کارهای خونه ارباب می‌رسید
  • بجنب، احمق
  • و یادت باشه، مطالعه ممنوع
  • تا اینکه بزرگترین ضربه به جوزف وارد شد
  • خونه وایشلبرگر فرو ریخت
  • ماکسیمیلیان پادشاه آینده باواریا
  • سریعا خودش رو به صحنه فاجعه رسوند
  • تا اگه کمکی از دستش برمیاد، انجام بده
  • ماکسیمیلیان به خاطر اهمیت دادن
  • به افراد مشهور بود
  • که برای زمان خودش خیلی عجیب بود
  • با جلب توجه پادشاه آینده باواریا
  • جوزف فرانهوفر جوان
  • روزنه‌ای به جهانی متفاوت پیدا کرد
  • و نه فقط برای خودش
  • شاهزاده ماکسیمیلیان به جوزف پول داد
  • و از مشاور اختصاصیش خواست
  • تا هرجا نیاز بود کمک‌های بیشتری
  • به پسر بکنه
  • وایشلبرگر به سو استفاده از از جوزف ادامه داد
  • و از مدرسه رفتنش جلوگیری کرد
  • اما مشاور شاهزاده مداخله کرد
  • و به جوزف سمتی در انجمن اپتیک پیشنهاد کرد
  • این اشاره کوچک مهربانی واقعا جواب داد
  • وقتی ۲۷ ساله بود
  • جوزف فرانهوفر، پیشتاز طراحی لنز
  • تلسکوپ و تجهیزات اپتیکی
  • با کیفیت بالا، در سطح جهان بود
  • کارخانه او اینجا، در دیر قدیمی بندیکتبورن قرار داشت
  • در اوایل قرن ۱۹
  • این تکنولوژی بسیار بالا و فوق سری‌ای بود
  • راهبان بندیکتی پیشین
  • پیمان رازداری بسته بودند
  • این رسم محلی
  • و توانایی محدود کردن دسترسی
  • به کارخانه فرانهوفر
  • بهش اجازه داد تا رموز کار و تجارت
  • رو تحت کنترل داشته باشه
  • فرانهوفر در حال تجربه کردن منشورها بود
  • تا بهترین نوع شیشه رو برای لنزهای دقیق پیدا کنه
  • اون با خودش فکر کرد، چطور میتونه دید بهتری
  • روی طیفی که منشورها تولید می‌کنند، داشته باشه؟
  • فردریش، تئودولیت (دوربین مهندسی) رو به من بده، لطفا
  • خب، توی این مدتی که فرانهوفر داره تئودولیت رو نصب می‌کنه
  • - که یه جور تلسکوپه -
  • میخوام یه چیزی توی یه بخش دیگه‌ای از صومعه بهتون نشون بدم
  • شنیدن امواج صوتی خیلی قشنگه
  • تصور کنید چقدر دیدنشون می‌تونه قشنگ باشه
  • تا حالا فکر کردید چرا لوله‌های ارگ، طول‌های متفاوتی دارن؟
  • یه کلیدو فشار میدم
  • این هوای فشرده رو
  • به لوله خاصی می‌فرسته
  • که امواج صوتی تولید می‌کنه
  • اگر می‌تونستیم امواج صوتی رو چند صد باری کند کنیم
  • این طوری به نظر می‌رسیدند
  • طول لوله
  • طول موجی که می‌تونه درش جا بگیره رو
  • تعیین می‌کنه
  • یه لوله کوتاه، بهتون موج صوتی کوتاه میده
  • امواج صوتی کوتاه صدای زیرتر یا فرکانس بالاتری دارن
  • بیاید موج‌ها رو متوقف کنیم تا دید بهتری داشته باشیم
  • فاصله بین دو موج مجاور
  • طول موج نامیده میشه
  • یه لوله بلند بهتون موج صوتی بلندی میده
  • با صدای بم، یا فرکانس پایین
  • "دست‌نوشته قرون‌وسطایی این موسیقی، "کارمینا بورانا
  • درست در همین صومعه کشف شد
  • امواج صوتی نمی‌تونن در خلا حرکت کنن
  • اونها برای انتقال به ماده احتیاج دارن
  • مثل مولکول هوا، آب یا سنگ
  • اما امواج نوری مستقل حرکت می‌کنن
  • اونها می‌تونن در فضای خالی حرکت کنن
  • و سریع
  • میلیون‌ها بار سریع‌تر از امواج صوتی در هوا
  • و طول موج نوری که ما می‌بینیم
  • خیلی کوتاه‌تر از امواج صوتیه
  • حدود ۵۰هزار امواج نوری
  • می‌تونن اینجا جا بگیرن
  • اوه، آره
  • فرانهوفر
  • درست به موقع
  • از دستش ندادیم
  • درست همونطور که طول موج صوت
  • تن صدایی که می‌شنویم رو تعیین می‌کنه
  • طول موج نور
  • رنگی که می‌بینیم رو مشخص می‌کنه
  • اما یه منشور چجوری رنگهای پنهان
  • در یک شعاع نور خورشید رو پخش می‌کنه؟
  • وقتی نور در هوا یا فضا حرکت می‌کنه
  • همه رنگهاش با یک سرعت حرکت می‌کنن
  • اما وقتی با زاویه‌ای به یک شیشه می‌خوره
  • سرعت نور کم میشه و تغییر جهت میده
  • درون منشور
  • هر نور با سرعت متفاوتی حرکت می‌کنه
  • در شیشه، نور بنفش
  • که کوتاه‌ترین موج قابل مشاهده رو داره
  • بیشتر از نور قرمز کند میشه
  • که بلندترین موج رو داره
  • این تغییرات سرعت
  • رنگ‌ها رو از هم تفکیک می‌کنه
  • موج‌هاشون رو
  • با کمی اختلاف زاویه پخش می‌کنه
  • منشور اینطوری کار می‌کنه
  • اگه می‌بینید بی‌جهت احساساتی شدم
  • به خاطر اینه که جوزف فرانهوفر در شرف انجام کاریه
  • که آیزک نیوتون می‌تونست انجام بده، اما نداد
  • و این اثر فوق‌العاده‌ای
  • در جریان زندگی خود من داره
  • شما شاهد پیوند
  • فیزیک و اخترشناسی هستید
  • تولد رشته علمی خود من
  • اخترفیزیک
  • نوشته شده به زبان نور
  • در اون خطوط سیاه عمودی
  • رمز پنهانی هست
  • فرانهوفر بهشون نگاه کرد و فکر کرد
  • چرا؟
  • رمزی که از جهانی بیگانه
  • به ما میرسه
  • چه پیامی
  • توی این خطوط تیره عمودی نوشته شده؟
  • صد سال تفکر
  • پرسش و تحقیق برای شکستن رمزش سپری شد
  • دوست داشتنیه، نه؟
  • چرا؟
  • ساختار دقیق زیبایی چند لایه‌ست
  • شیمی زمین و اتمسفرش
  • تکامل حیات
  • انشعاب‌های گسترده بسیار
  • فقط بیایید یکیشون رو سطحی بررسی کنیم
  • رنگهای طبیعت که ما رو خیره می‌کنند
  • واقعا چه اتفاقی داره می‌افته؟
  • چطور قرمز، آبی
  • این پالت متحیر کننده رنگ‌های طبیعت
  • چطور اتفاق می‌افتن؟
  • امواج نوری خورشید با طول‌های متفاوت
  • به زمین می‌تابند
  • گلبرگ‌های این گل‌های خاص
  • تمام طول موج کم انرژی
  • و بلند قرمز رو جذب می‌کنند
  • اما گلبرگ‌ها طول موج
  • کوتاه‌تر و با انرژی بالای آبی رو بازتاب می‌دهند
  • تعامل نور ستاره و گلبرگ
  • یا آب، یا ون گوگ
  • چیزیه که آبی رو به وجود میاره
  • بلندترین موج
  • که ما به صورت قرمز می‌بینیم
  • کم‌ترین انرژی رو داره
  • رنگ، روشیه که چشم ما
  • برای تصویر کردن انرژی امواج نوری داره
  • یک غروب
  • یک پرچم
  • چشم‌های محبوب شما
  • اون ماشین براق جدید
  • حسی که منتقل می‌کنند
  • وقتی اتفاق می‌افته که چیزی در درون شما
  • توسط ترکیب خاصی از فرکانس
  • و انرژی امواج نوری، تحریک میشه
  • و پیام رمز؟
  • اون خطوط سیاه عمودی
  • توی طیف فرانهوفر؟
  • چی باعثشون میشه؟
  • اونها وقتی به وجود میان
  • ، که امواج اون رنگ‌های به خصوص جذب میشن
  • این در سطح دیگه‌ای از واقعیت هم اتفاق می‌افته
  • خیلی کوچکتر از دنیایی که که به عمل کردن درش عادت کرده‌ایم
  • برای رسیدن به اونجا باید ۱۰میلیارد بار
  • از چیزی که هستیم کوچکتر بشیم
  • هر کدوم از این اتم‌ها رو می‌تونیم انتخاب کنیم
  • اما بیاید اتم هیدروژن رو برداریم
  • اتم هیدروژن بیشترین فراوانی رو
  • در کیهان داره
  • و ساده‌ترینه
  • فقط یک الکترون داره
  • و تنها یک پروتون
  • ما به قلمرو کوانتوم وارد شدیم
  • که مشابه
  • تجربیات معمولی بشر نیست
  • عقل سلیم، اینجا به هیچ وجه به کار نمیاد
  • برای مثال اتم هیدروژن رو ببینید
  • در یک اتم، یک الکترون
  • بین اوربیتال‌ها وجود نداره
  • الکترون از اوربیتالی ناپدید
  • و روی اوربیتال دیگه‌ای دوباره ظاهر میشه
  • مثل اینه که آسانسوری رو از طبقه دوم
  • به طبقه چهارم ببرید اما بین طبقات حضور نداشته باشید
  • و یک چیز دیگه
  • آسانسورهای کوانتومی فقط در طبقه‌های خاصی توقف می‌کنن
  • اندازه مدارهای الکترونی به شدت محدوده
  • ، و برای اتم‌های هر عنصر متفاوت
  • به خاطر همینه که عناصر گوناگون‌اند
  • شیمی هر چیزی با مدارهای الکترونی‌اش
  • مشخص میشه
  • نیرویی که الکترونی رو در مدار نگه میداره
  • ربطی به جاذبه نداره
  • این نیروی جذب الکتریکیه
  • الکترون در حلقه‌ای مواج
  • به دور هسته مرکزی اتم هیدروژن می‌رقصه
  • و جهش‌هایی کوانتومی از مداری به مدار دیگه، انجام میده
  • به بالا یا پایین
  • هر چه قدر مدار بزرگتر
  • انرژی یک الکترون بیشتر
  • یک الکترون
  • باید انرژی بگیره تا به مدار بزرگتری بره
  • و باید انرژی از دست بده تا به پایین برگرده
  • هر جهش به سمت بالا وقتی به وجود میاد
  • که اتم، موج نوری رو جذب کنه
  • اما ما هیچ نظری نداریم که چه چیزی باعث جهش رو به پایین میشه
  • چیزی که می‌دونیم اینه که این جهش‌ها همیشه موج نوری تولید می‌کنند
  • که رنگش با اختلاف انرژی بین اوربیتال‌ها
  • منطبقه
  • سطح خورشید، موج نور همه رنگها رو ساطع می‌کنه
  • اگر به نور خورشید از درون یک منشور نگاه کنید
  • طیفش رو می‌بینید
  • وقتی طیف رو با یک تلسکوپ بزرگ کنید
  • همونطور که جوزف فرانهوفر انجام داد
  • پرده از رقص الکترون
  • درون اتم برمی‌دارید
  • وقتی انرژی الکترون کم شد
  • و به اوربیتال پایین‌تری افتاد
  • موج نوری که ساطع می‌کنه پراکنده میشه
  • بیشترش به ما نمی‌رسه
  • که شکافی تاریک
  • یا خط سیاه عمودی‌ای در طیف به جا میذاره
  • این خطوط تیره سایه‌هایی هستند
  • که اتم‌های هیدروژن
  • در اتمسفر خورشید درست می‌کنند
  • اتم‌های سدیم سایه‌های متفاوتی می‌اندازن
  • الکترون‌های اونها به ساز دیگه‌ای می‌رقصن
  • یک‌دانه نمک خوراکی ترکیبیه از
  • اتم‌های سدیم و کلورین
  • ده میلیون میلیارد از اونها
  • در یک‌دانه نمک
  • دارن دیوانه‌وار می‌رقصن
  • و یک اتم آهن با ۲۶ الکترون
  • به یک تئاتر موزیکال پرخرج
  • در برادوی میمونه
  • وقتی با طیف‌بین به یک ستاره نگاه کنید
  • خطوط تیره همه عناصری رو می‌بینید
  • که در اتمسفرش وجود دارند
  • طیف هر چیزی رو به من نشون بدید
  • چه اینجا روی زمین باشه یا روی یک ستاره دور
  • تا بهتون بگم از چی ساخته شده
  • خطوط فرانهوفر امضاهای اتمی عناصر
  • در سرتاسر کیهان هستند
  • مثل همه افشاهای بزرگ
  • در تاریخ علم، این مورد راهی
  • به معماهای جدیدتر و عمیق‌تر باز کرد
  • و معلوم کرد که
  • رازهای بیشتری در نور، نهفته است
  • وقتی جوزف فرانهوفر منشور رو با تلسکوپ تلفیق کرد
  • و اون رو به سمت آسمان گرفت
  • ستاره‌ها رو خیلی بیشتر به ما نزدیک کرد
  • وقتی تنها ۳۹ سال داشت
  • به بیماری کشنده‌ای دچار شد
  • شاید این نتیجه مجاورت زودهنگام و بلندمدتش
  • با مواد شیمیایی سمی در شیشه‌سازی بود
  • آدم هیچوقت نمیدونه نابغه بعدی از کجا خواهد اومد
  • چندتاشون رو در ویرانه‌ای رها می‌کنیم؟
  • شاهزاده و حکومتش بی‌اندازه از اون رفتار مهربانانه
  • با یتیمی بیچاره نفع بردند
  • کشفیات فرانهوفر باواریا رو
  • از مردابی روستایی به مرکز تکنولوژی تبدیل کرد
  • در حالیکه او در بستر مرگ بود حکومت، سخت به دنبال
  • حفظ ذره ذره دانش ارزشمند او
  • در مورد تکنولوژی بالای شیشه اپتیکی بود
  • اما این فقط می‌تونست به فردی
  • با اختیارات امنیتی بالا سپرده بشه
  • رئیس خزانه‌داری
  • حکومت، تکنولوژی فرانهوفر برای ساخت
  • شیشه اپتیکی بی‌نقص رو نگه داشت
  • رازی حکومتی که ۱۰۰سال دوام داشت
  • این مانع بزرگی
  • برای کسی بود که بعدا در سفرمون ملاقاتش خواهیم کرد
  • اما فرانهوفر اجازه هیچ رازداری‌ای
  • در جایی که بحث تحقیقات علمی‌اش بود، نمی‌داد
  • اون می‌دونست که علم برای گل دادن به آزادی احتیاج داره
  • که درک ما از طبیعت به جهان تعلق داره
  • به محض اینکه فرانهوفر خطوط طیفی رو کشف کرد
  • هرچیزی که در موردشون می‌دونست رو منتشر کرد
  • و پژواک کشف پراهمیتش
  • هنوز طنین‌اندازه
  • خطوط طیفی فرانهوفر معلوم کرد که کیهان قابل مشاهده
  • تماما از عناصری مشابه ساخته شده
  • سیاره‌ها
  • ستاره‌ها
  • کهکشان‌ها
  • خود ما و همه حیات
  • از جنس ستاره‌ها هستند
  • فرانهوفر به ما امکان داد که بفهمیم
  • چه چیزی در اتمسفر دنیاهای دیگه‌ست
  • و در کهکشان‌هایی که میلیونها سال نوری دورترند
  • خطوط طیفی نه تنها ترکیب اجرام دورتر
  • رو مشخص کرد بلکه حرکتشون
  • به سمت ما یا بر خلاف ما رو معلوم کرد
  • با استفاده از این خطوط ما متوجه شدیم که جهان ما در حال انبساطه
  • اما شاید بزرگترین کشف طیف‌سنجی
  • کشف چیزیه که قابل دیدن نیست
  • جهان پنهان ماده تاریک
  • شش برابر پرجرم‌تر از کیهان شناخته شده
  • ماده تاریک از ماده‌ای اسرارآمیز تشکیل شده
  • که هیچ نوری منتشر، بازتاب یا جذب نمی‌کنه
  • به خاطر جاذبه‌اش، فقط می‌دونیم که وجود داره
  • جاذبه‌ای که تمام کهکشان‌ها رو به خودش می‌کشه
  • و به ستاره‌های قابل رویت درونشون سرعت میده
  • بیشتر از اون چیزی که چشم ما ببینه، نور وجود داره
  • محدود کردن دریافتمون از طبیعت به نورهای مرئی
  • مثل شنیدن موسیقی
  • تنها در یک اکتاوه
  • خیلی بیشتر از این وجود داره
  • اونها فقط از نظر طول موج متفاوتند
  • اما در گستره‌ای بسیار بزرگ
  • برای مثال، نور مادون قرمز
  • اون نوعی که ویلیام هرشل کشف کرد
  • یا اشعه ایکس
  • یا امواج رادیویی
  • یا اشعه گاما
  • اینها فقط شیوه‌های متفاوت برای دیدن یک چیز نیست
  • این انواع دیگر نور
  • اجرام و پدیده‌های مختلفی رو در کیهان آشکار می‌کنن
  • در اشعه گاما، برای مثال، می‌تونیم انفجارهای اسرارآمیزی
  • در کهکشان‌های دوردست ببینیم
  • که بدون اون از دستشون می‌دادیم
  • و در نور ماکروویو می‌تونیم گذشته رو
  • از زمان تولد جهان ببینیم
  • ما تازه چشمهامون روباز کردیم

پخش کنندهویرایش

  • فاکس
  • نشنال جئوگرافیک

پیوند به بیرونویرایش