باز کردن منو اصلی

سامسای عاشق

داستانی از هاروکی موراکامی

سامسای عاشق (به ژاپنی: 恋するザムザ؛ به انگلیسی: Samsa in love) داستانی از نویسنده ژاپنی هاروکی موراکامی که در سال ۲۰۱۳ منتشر شده‌است.

گفتاوردهاویرایش

  • «من عاشقم؛ می‌توانم رودخانه خشک را چنان با چند کلمه پرآب کنم که یک دریای رو به نابودی را تبدیل به اقیانوس کند. من عاشقم؛ عشق همانقدر که عالی ست، خطرناک است.»[۱]
  • «سامسا، نه می‌دانست کجاست و نه می‌دانست چه باید بکند؛ فقط می‌دانست یک انسان است، انسانی به نام گرگور سامسا. اما چطور نفهمیده بود؟ شاید وقتی که خوابیده‌بود، کسی این را در گوشش زمزمه کرده باشد؟ او قبل از این‌که گرگور سامسا شود، که بوده‌است؟ چه بوده‌است؟ اما همین که او این سؤال را از خودش پرسید، انگار دسته‌ای پشهٔ سیاه رنگ به دور سرش چرخیدند و وزوزکنان با حرکت به سمت بخش‌های نرم‌تر مغز، بزرگ‌تر و متراکم‌تر شدند. سامسا تصمیم گرفت از فکر کردن دست بردارد چرا که هر چیز مرتبط با این موضوع، از ظرفیت او خارج بود.»
  • «حتی فکر کردن به او گرمابخش بود. دیگر، از آن زمان به بعد آرزو نداشت که یک ماهی یا گل آفتابگردان باشد. از انسان بودنش خوشحال بود، البته راه رفتن روی دو پا و لباس پوشیدن دردسری بزرگ بود و هنوز چیزهای زیادی بود که از آن‌ها سر درنمی‌آورد. با این حال اگر او یک ماهی یا گل آفتابگردان بود، نه یک انسان، محال بود که چنین احساسی را تجربه کند.»

نوشتارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. هاروکی موراکامی، سامسای عاشق، ترجمهٔ مریم عروجی، انتسارات بوتیمار، ۱۳۹۳.