محمدحسن وحید دستگردی (۱۸۷۹، دستگرد، اصفهان - ۲۹ دسامبر ۱۹۴۲، تهران) فقیه شیعه، سیاستمدار آزادی‌خواه، شاعر، ترانه‌سرا، مقاله‌نویس و روزنامه‌نگار ایرانی بود.[۱]

گفتاوردها

ویرایش
  • «در میان توده توده سخنان ناروا و خرمن خرمن هذیان و ناسزا و خلاف تمدن و اخلاق و انسانیت و در فضای تاریک جهل و وحشت گاهگاه برق حقیقتی نورافکن شده هم فضا را روشن و هم خرمن جهل و بی‌عفافی را بنیان‌سوز می‌گردد. آری اگر نه چنین بود ظلمت جهان را فرا می‌گرفت و یکباره انسانیت و تمدن جامعه بشری را بدرود می‌خواند.»[۲]

اشعار

ویرایش
به یاد وطن
به ستود آمدم از غربت و تنهایی خویش      یاد دور وطن و عصر تن‌آسایی خویش
آتش و آب و هوا خاک سیاه تهران      جان ما سوخت و ما صبر و شکیبایی خویش
خیمه از بوم و بر ری بکنیدم یاران      بیش از این ماند نمی‌بینم یارایی خویش
بار دیگر به صفاهان اگر چشم افتاد      سازم از خاک رهش سرمهٔ بینایی خویش
ناتوان را نتوانید وگر دست گرفت      می‌روم یکسره با پای توانایی خویش
نوبهار است و همه میل تماشا دارند      ما به کنج غم و اندوه تماشایی خویش
هرکه از شهر چو مجنون به بیابان گذرد      صرفه‌ها می‌برد از بادیه پیمایی خویش
طوطیان قفس از حال وحیدند آگاه      که چه سختی کشد از دست شکرخایی خویش[۱]
  • «همیشه بوده هنر کودک اصفهان مادر// اگر نبود صفاهان نبود فضل و هنر»
  • «به زاد و بوم جی اندر شتافتم از ری// چنان به شوق، که کودک به جانب مادر// سواد شهر صفاهان چو گشت سرمه چشم// به هرچه دید دگرگونه آمدش به نظر// شکسته‌باره از این پیش بود و تنگ فضای// کنون درست و قوی‌باره است و پهناور»

نوشتارهای وابسته

ویرایش

پیوند به بیرون

ویرایش
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. ۱٫۰ ۱٫۱ برقعی، محمدباقر. سخنوران نامی معاصر ایران. ج. ششم. نشر خرم، چاپ ۱۳۷۳. ص۳۸۴۲. شابک ‎۹۷۸۹۶۴۹۹۷۲۴۰۴. 
  2. http://ensani.ir/fa/article/download/247390