باز کردن منو اصلی

گفتاوردهاویرایش

  • «گلبرگها ی گل سرخ را به دقت جدا کنید، ... چطور ممکن بود تیتا این نکته را به خاطر داشته باشد. آن هم درست وقتی که داشت با تن لرزان یک دسته گل سرخ هدیه می‌گرفت. آن هم از دست هیچ‌کس نه و از دست پدرو. از عروسی خواهرش به این طرف این اولین بار بود که احساسی عمیق وجودش را به رعشه می‌انداخت، چون از آن وقت تا به حال این اولین بار بود که پدرو با مشقت فراوان برای پنهان کردن از چشمان فضول اطرافیان عشقش را به او یادآوری می‌کرد.»
    • مثل آب برای شکلات

منابعویرایش

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ