باز کردن منو اصلی

گفتاوردهاویرایش

  • «سال‌ها بعد این حساسیت به کلمات دیگری منتقل شد. مثلاً کلمهٔ عَرق. دستور آمد که هر جا کلمهٔ عَرق دیدید به جایش بگذارید چای. محمد ایوبی می‌گفت: نویسنده‌ای در کتابش نوشته بود: عرق سردی بر پیشانی‌اش نشست. وقتی کتابش درآمد، دید آن عبارت به این صورت درآمده است: چای سردی بر پیشانی‌اش نشست!»
    • کمال تعجب

گفتاوردها دربارهٔ اوویرایش

  • «وجه انتقاد اجتماعی شعر صلاحی، تا واپسین روزهای زندگی‌اش هم با او بود یعنی وجه جدانشدنی شعرش بود و همین وجه انتقادی بود که در نثر او هم، باعث برآشفته شدن کسانی شد که به خاطر مطالب او، دفتر یک مجله را بومب!»

منابعویرایش

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. یزدان سلحشور، «بچه جوادیه را همه دوست دارند: نظری به روزگار و شعرهای عمران صلاحی»، روزنامه ایران، شمارهٔ ۶۰۵۳، ۲۳ مهر ۱۳۹۴، صفحهٔ ۸.