باز کردن منو اصلی

سجاد

علی بن حسین امام چهارم شیعیان ملقب به زین العابدین
(تغییرمسیر از صحیفه سجادیه)

علی بن حسین (۶۵۹م - ۷۱۲م) مشهور و ملّقب به سَجّاد و زین‌ُالعابدین، پسر امام حسین بن علی و چهارمین امام شیعیان بود.
کتاب «صحیفه سجادیه»، مجموعه‌ای ازنیایش‌های اوست.[۱]

Imam sajjad.jpg
آیه‌های قرآن، هر کدام گنجینهٔ علوم اند، هر گاه گنجی باز می‌شود شایسته‌است که خوب در آن بنگری.

گفتاوردهاویرایش

  • کسی که خودش را محترم می‌شمارد برای امور دنیایی حرمتی قائل نیست.[۲]
  • موقعیت صبر در دین همپایه موقعیت سر در بدن است. کسی که صبر ندارد دین ندارد.[۳][۴]
  • در انجیل نوشته‌است که به دنبال علمی نباشید که بدان عمل نمی‌کنید تا هنگامی که به هر آنچه می‌دانید عمل کنید. اگر دانش به عمل نیاید، به صاحبش چیزی جز بی ایمانی و دوری از خدا نمی‌افزاید.[۵]
  • تمام خوبی‌ها در خویشتن داری و حراست از دل نهفته‌است.[۶]
  • وقتی مورد توهین قرار گرفت گفت: اگر آنچه می‌گویی در من است از خدا می‌خواهم مرا ببخشد، و اگر آنچه می‌گویی در من نیست از خدا می‌خواهم تو را ببخشد.[۷]
  • وقتی شبانه بار آذوقه‌ای را برای فقرا بر پشتش حمل می‌کرد، زهری از او پرسید چه بر دوش داری؟ سجاد پاسخ داد دارم برای سفری (سفر آخرت) آماده می‌شوم! برایش توشه آماده می‌سازم و آن را به جای امنی منتقل می‌کنم.[۸]
  • حق همنشین تو آن است که با او نرمخو و مهربان باشی و در هنگام گفتگو با او به انصاف رفتار کنی، جز با اجازه او از جای خود بلند نشوی اگر در کنار تو نشست بتواند بدون اجازه تو برخیزد و برود، لغزشهایش را فراموش کنی، خوبیهایش را به یاد داشته باشی و جز خیر و خوبی به او نگویی.[۹]
  • «آیه‌های قرآن، هر کدام گنجینهٔ علوم اند، هر گاه گنجی باز می‌شود شایسته‌است که خوب در آن بنگری. ‏» (به عربی:آیاتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، کُلَّما فُتِحَتْ خَزانَةٌ، فَیَنْبَغی لَکَ أنْ تَنْظُرَ ما فیها.)
    • مستدرک الوسائل: ج ۴، ص ۲۳۸، ح ۳.
  • «ای کسانی که حج نکرده‌اید، به آن حاجیانی که باز می‌گردند شما را مژده می‌دهم. آن‌ها دیدار کنید و دست بدهید تا در پاداش و ثواب حجّ آن‌ها شریک شوید. ‏»
    • من لا یحضره الفقیه: ج ۲، ص ۱۴۷، ح ۹۷
  • «کسی که عقلش، کاملترین چیزش نباشد، نابودی اش آسانترین چیزش است.»
    • بحارالا نوار: ج ۱، ص ۹۴، ح ۲۶
  • «کسی که علمِ خود را از دیگران پنهان دارد، و یا در برابرِ آن مزد بخواهد، هرگز آن علم برایش مفید نخواهد بود.»
    • حلیة الأولیاء، نوشتهٔ «ابونعیم اصفهانی»، منبع غیر مسقیم: فی رحاب الأئمة الأهل البیت، نوشته: سید محسن امین، ج ۳، ص ۲۵۶
  • «همهٔ خیر-و-خوبی این است که انسان خود را نگه دارد. (به عربی:اَلْخَیْرُ کُلُّهُ صِیانَةُ الانْسانِ نَفْسَهُ.)
    • تحف العقول: ص ۲۰۱، بحارالا نوار: ج ۷۵، ص ۱۳۶، ح ۳.
  • «به عزتت سوگند براى گناهانم جز تو آمرزنده اى نیابم و براى شکستگیم جز تو شکسته بندى نبینم و من بوسیله آه و ناله کردن بسوى تو بدرگاهت خاضع گشته ام و بسیار افسوس از شرمندگى و رسواییم و اى دریغ از کار بد و گناهانى که بدست آورده ام. خدایا به همان قدرتى که بر من دارى توبه ام بپذیر و به بردباریت از من بگذر و به همان علمت که به احوالم دارى با من مدارا کن. پس دعایم مستجاب کن و امیدم را درباره خودت به نومیدى مبدل مکن و توبه ام را بپذیر و گناهم را به کرم و مهربانى خود نادیده گیر اى مهربانترین مهربانان»
    • از مناجات خمسه عشر - بخشی از مناجات اول: مناجات توبه کنندگان
  • «خدایا پیش تو شکوه آرم از دلى سخت که بدست وسوسه ها بگردد و به زنگار خودبینى و خوى زشت پوشیده شده، و از دیده اى که به هنگام گریه کردن از خوف تو خشک است ولى براى نگریستن به مناظر خوش آیندش خیره و حریص است خدایا جنبش و نیرویى براى من نیست جز به نیروى تو و راه نجاتى از گرفتاریهاى دنیا ندارم.»
    • از مناجات خمسه عشر - بخشی از مناجات دوم: مناجات شکوه کنندگان
  • «از خشمت به سوى خوشنودیت گریخته و از خودت بدرگاه خودت فرار کرده ام و امید بهترین چیزى را که نزد تو است دارم و بر بخششهاى تو اعتماد و توکل کرده ام و نیازمند به سرپرستى و نگهدارى توام. خدایا خودت را به درگاهت شفیع آورم و از تو به خودت پناه برم به درگاهت آمده ام.»
    • از مناجات خمسه عشر - بخشی از مناجات پنجم: مناجات مشتاقان
  • «خدایا بخشش پى در پى تو، انجام دادن سپاسگزاریت را از یاد من برد. اینجا که من هستم جاى کسى است که اعتراف به وفور نعمتهاى تو و در مقابل آنها به کوتاهى کردن خود دارد و به اهمال کارى و تلف کردن عمر خویش گواهى دهد. احسانهایت گردن بندهایى به گردنم انداخته که باز نشود و هرگاه بگویم ستایش مخصوص تو است براى همین جمله لازم است دوباره بگویم ستایش مخصوص تو است.»
    • از مناجات خمسه عشر - بخشی از مناجات ششم: مناجات سپاسگزاران

صلوات شعبانیهویرایش

«خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد؛ درخت نبوت و جايگاه رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان و معدن دانش و خاندان وحى .خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد؛ کشتى جارى در اقيانوس هاى بيکران ، هر کس برآن سوار شود ايمن شود و کسى که آن را واگذارد غرق شود ، هر که بر آنان تقدم جويد از دين بيرون رود و کسى که از آن ها عقب ماند به نابودى گرايد ولى ملازم وهمراه آنان به حق خواهد رسيد .

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد؛ آن پناهگاه محکم و فريادرس [فرد] بيچاره درمانده و پناه گريختگان و دستاويز محکم براى وسيله جويان. خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد؛درود بسيارى که موجب خشنودي آن ها شود، حق محمد و آل محمد ادا و وظيفه ما انجام شده باشد؛ به جنبش و نيروى تو اي پروردگار عالميان.

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد؛ آن پاکان نيکوکار، برگزيده پروردگار جهانيان؛ آن کسانى که حقوقشان را واجب کردى و اطاعت و دوستيشان را فريضه کردى.

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و آباد کن دل مرا به اطاعت خود و با نافرماني ات رسوايم مکن و روزى ام گردان که کمک مالى دهم به کسى که روزيت را بر او تنگ کردى به وسيله آن چه بر من فراخ کردي از فضل خويش و گستردى بر من از عدل خويش و مرا در زير سايه ات زنده داشتى و اين ماه پيامبرت و آقاى رسولانت ماه شعبان است که اطراف آن را به رحمت و خشنودى خود پوشاندى. آن ماهى که رسول خدا (ص) کوشش بسيار داشت در روزه و شب زنده داريش؛ هم در شب ها و هم در روزهايش به خاطر فروتنى در برابر تو در مورد گرامى داشتن و بزرگداشتنش همچنان تا هنگام رحلتش.

خدايا پس ما را کمک ده تا روش او را در اين ماه پيروى کنيم و به شفاعتى که نزد اوست، برسيم .خدايا قرار ده او را براى من شفيعى پذيرفته و راهى به سويت که همواره باشد و مرا پيرو او گردان تا جايى که در روز قيامت تو را در حالى ديدار کنم که از من خشنود باشى و گناهانم را ناديده گيرى و براى من واجب کرده باشى از جانب خود، رحمت و خشنودى را و مرا در خانه هميشگى (بهشت جاويدان) و منزلگاه نيکان فرود آوری» .(منبع: مفاتیح الجنان)

منابعویرایش

  1. «کتاب صحیفه سجادیه». کتابخانه طهور. بازبینی‌شده در ‏۱۵ دی ۱۳۸۶. 
  2. الگو:Harvnb
  3. Usūl al-Kāfi, Vol. 2. 
  4. الگو:Harvnb
  5. الگو:Harvnb
  6. الگو:Harvnb
  7. الگو:Harvnb
  8. الگو:Harvnb
  9. محمدی ری شهری، محمد. میزان الحکمه. ج. ۲. قم: سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، ۱۳۸۶. ۲۳۱. 

پیوند به بیرونویرایش

پانویسویرایش