باز کردن منو اصلی
طبیعت انسان را تحت سلطهٔ دو خداوندگار مقتدر قرار داده است، لذت و الم… اینان بر همهٔ اعمال و اقوال و اندیشه‌های ما حاکمند: هر کوششی که برای شکستن این یوغ به خرج دهیم، حاکمیت آنها را بیشتر تأیید و تسجیل می‌کند.

فایده‌گرایی، سودمندگرایی، فایده‌باوری، اصالت سود، اصالت نفع یا یوتیلیتاریانیسم (به انگلیسی: Utilitarianism) که به منفعت‌گرایی نیز ترجمه شده‌است، نظریه‌ای در فلسفه اخلاق و تلاشی برای پاسخ به پرسش «چکار کنیم؟» است.

گفتاوردهاویرایش

  • «فایدهٔ عام تنها منشأ عدالت است.»
  • «طبیعت انسان را تحت سلطهٔ دو خداوندگار مقتدر قرار داده است، لذت و الم… اینان بر همهٔ اعمال و اقوال و اندیشه‌های ما حاکمند: هر کوششی که برای شکستن این یوغ به خرج دهیم، حاکمیت آنها را بیشتر تأیید و تسجیل می‌کند. انسان در عالم الفاظ ممکن است مدعی نفی حاکمیت آنها شود، ولی در عالم واقعیت همچنان دستخوش و تابع آنها باقی می‌ماند.»
  • «فایده عبارت از هر نوع خاصیتی در هر شیء یا امری است که می‌تواند نفع، بهره، لذت، خیر یا خوشی به بار آورد، یا … از رخ دادن بدبختی، درد، شر یا ناخوشی برای مباشران آن و دیگر افراد ذی‌ربط، جلوگیری کند.»
  • «یک عمل در صورتی درست است که بیشترین خیر را برای بیشترین افراد ایجاد کند.»
  • «ارزش اخلاقی یک عمل در برابر عمل دیگر، مستقیماً متناسب با میزان یا کیفیت لذت (یا الم) ی است که هر عملی ایجاد می‌کند. اگر این مطلب درست باشد، توصیف دقیق تری از اصل سود می‌گوید: در صورتی عملی برای همهٔ کسانی که از آن متاثرند، صواب است که لذت ایجاد کند (یا مانع الم شود) و در صورتی خطاست که الم ایجاد کند (یا مانع لذت شود).»
  • «اعمال درست اند به تناسبی که به افزایش خوشبختی، گرایش دارند، نادرست اند به تناسبی که به افزایش نا خوشبختی گرایش دارند. منظور از خوشبختی، لذت و نبود رنج است؛ و منظور از نا خوشبختی، رنج و محرومیت از لذت است.»
  • «اگر یکی از آن دو لذت، به وسیلهٔ کسانی که با هر دو سابقهٔ آشنایی کامل دارند، حتی وقتی که می‌دانند با تحمل میزان بیشتری از سختی به آن نائل خواهند شد، بسیار بالاتر از لذت دیگر قرار داده شود، و حاضر نشوند آن را با هیچ میزانی از آن لذت دیگر که طبعشان مستعد آن است، عوض کنند، آن گاه ما محق خواهیم بود که لذت مرَجّح را، در کیفیت برتر بشماریم.»
  • «پرورشِ عمومیِ بزرگ منشی و شرافتِ شخصیت، برای این که فایده گرایی به غایتِ خود دست پیدا کند، کافی است.»

منابعویرایش

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. نقل از فردریک کاپلستون، تاریخ فلسفه، جلد هشتم: از بنتام تا راسل، ترجمهٔ بهاءالدین خرمشاهی، انتشارات علمی و فرهنگی و سروش، ۱۳۷۶، صفحهٔ ۱۹.
  2. کاپلستون، تاریخ فلسفه، جلد هشتم، صفحهٔ ۲۴.
  3. کاپلستون، تاریخ فلسفه، جلد هشتم، صفحهٔ ۲۶.
  4. نقل از مایکل پالمر، مسائل اخلاقی متن آموزشی فلسفه اخلاق، ترجمهٔ علیرضا آل بویه،انتشارات سمت، صفحهٔ ۱۲۵.
  5. پالمر، مسائل اخلاقی متن آموزشی فلسفه اخلاق، صفحهٔ ۱۳۰.
  6. جان استیوارت میل، فایده‌گرایی، ترجمهٔ مرتضی مردیها، نشر نی، صفحهٔ ۵۷.
  7. میل، فایده‌گرایی، صفحهٔ ۵۹.
  8. میل، فایده‌گرایی، صفحهٔ ۶۴.