باز کردن منو اصلی

رضا رضایی (۱۹۵۶، ساری) شطرنج‌باز پیشین و مترجم ادبی ایرانی است.

گفتاوردهاویرایش

  • «تسلط در جریان کار و زندگی مترجم افزایش می‌یابد اما هیچ وقت به کمال مطلق نمی‌رسد بلکه همواره نسبی است.»
  • «معتقدم که ملاک کار ما به عنوان مترجم، زبان فارسی امروز است؛ چون کار مترجم انتقال به زبان مقصد است.»
  • «یکی از کارهای مترجم این است که از پیشینه‌ای که به ما ارث رسیده و به زبان امروز وارد شده، به تناسب استفاده کند.»
  • «لحن اصلی فقط در زبان اصلی معنا دارد، نه در زبان مقصد.»
  • «ترجمه اثری است در زبان فارسی، پس برای اینکه نقدش کنیم نباید به متن انگلیسی رجوع کنیم بلکه باید آن را بر اساس معیارهای نقد زبان فارسی نقد کنیم.»
  • «هیچ کتابی در زبان دوم، عیناً همان نیست که در زبان اول بوده. هرگز چنین اتفاقی نمی‌افتد. ترجمه یک اثر، خود آن اثر نیست.»
  • «مترجم کسی است که در متن اصلی دخل و تصرف می‌کند و برداشتش از اثر بر ترجمه‌اش تأثیر مستقیم می‌گذارد.»
  • «مترجم کاری شبیه کار نوازنده انجام می‌دهد. شما به تعداد نوازنده‌ها، اجراهای متفاوت از کارهای شوپن می‌شنوید، چون شناخت هرکدام از شوپن متفاوت است.»
  • «مترجم روی مرز باریکی راه می‌رود و با کوچک‌ترین لغزش ممکن است به چپ یا راست بیفتد.»
  • «ترجمه آثار نویسندگان بزرگی که کلاسیک شده‌اند و صاحب‌نام و سبک هستند، بسیار مسوولیت‌آور است و شما با قبول ترجمه چنین آثاری مسوولیتی سنگین را به گردن می‌گیرید. مسوولیت مترجم در قبال نویسندگان گمنام کمتر است.»
  • «به نظر من هر ترجمه‌ای، مخاطب بالقوه و بالفعل خودش را دارد، حتی ترجمه‌ای که در کشو می‌ماند. نویسنده هم وقت نوشتن کتاب، مخاطب نوعی در ذهنش دارد، حتی اگر کتابش چاپ نشود و صرفاً برای دل خودش کار کند. هر نویسنده، مترجم و صاحب اثری لحظه‌به‌لحظه به چنین مخاطبی فکر می‌کند.»
  • «طبیعتاً وقتی بحران اقتصادی اتفاق می‌افتد، چیزهایی لطمه می‌بیند، ولی تاریخ ثابت کرده که در هر بحران عده‌ای هم سود می‌برند.»
  • «معتقدم شرایط بحرانی با تمام ضررها و آسیب‌هایی که دارد و من هم منکرش نیستم، باعث ارتقای کیفیت کتاب نیز خواهد شد.»
  • «مخاطب بالقوه کتاب در ایران زیاد است که ما سراغشان نرفته‌ایم.»
    • ۳۱ دسامبر ۲۰۱۲/ ۱۱ دی ۱۳۹۳ [۱]

منابعویرایش