باز کردن منو اصلی

دانش‌آموزان

آموزنده، یا کسی که در کلاس‌های موسسات آموزشی شرکت می‌کند
(تغییرمسیر از دانش آموزان)

دانش‌آموز

«تا آنگاه که نیازمند یادگیری هستی ، دانش آموز بمان ؛ این معنای همۀ زندگی ات است». هنری داهرتی

گفتاوردویرایش

آ، الفویرایش

  • «آن لوح سفید و آماده‌ای که ذهن کودک ما و دانش آموز ماست، فقط با خطخط کردن و عدد و رقم نوشتن روی او ، درست نمی‌شود؛ ساختن لازم دارد. این ساختن، پرورش است.».
  • «آنگاه که دانش آموز آماده باشد ، آموزگار دیده خواهد شد.»
  • « آدمی تنها از دو راه یاد می گیرد : یکی با خواندن ، دیگری ارتباط با افراد باهوش.»

ب، پویرایش

  • «با آن کس که تو را سخن آموخت به تندی سخن مگوی، و با کسی که گفتارت را نیکو گرداند [به تو سخن گفتن و علم آموخته] راه بلاغتگویی مپوی.»

ت، ثویرایش

  • «تلاش کن چیزی دربارۀ همه چیز یاد بگیری ، و همه چیز را دربارۀ چیزهایی یاد بگیری.»
  • «تا آنگاه که نیازمند یادگیری هستی ، دانش آموز بمان ؛ این معنای همۀ زندگی ات است ».
  • «ترا دانش و دین رهاند درست/در رستگاری ببایدت جست.»
    • فردوسی ؛ [۴]

ج، چویرایش

ح، خویرایش

  • «[ از او دربارهٔ خِیر پرسیدند: ] خیر و خوبی آن نیست که مال و فرزندت بسیار شود، بلکه خیر آن است که دانشت فراوان گردد و صبرت بزرگ مقدار شود، و در پرستش پروردگار در میان مردم سرفراز باشی. پس اگر کاری نیک کردی خدا را سپاس گویی و اگر گناه ورزیدی از او آمرزش جویی، و در دنیا خیری نیست جز دو کس را: یکی آن که گناهانی ورزید و به توبه آن گناهان را در رسید، و دیگری آن که در کارهای نیکو شتابید.

د، ذویرایش

  • «دانش جویی بر هر مرد و زنِ مسلمانی واجب است». (به عربی: طلب العلم فریضةٌ علی کلِّ مسلمٍ و مسلمة)
  • «دانش را بجویید، حتّی اگر در چین باشد». (به عربی: اطلبوا العلم ولو بالصین)
  • «دو آزمند هرگز سیر نشوند: دانش جو، و دنیا جو.»
    • ترجمه‌های دیگر: «دو آزمندند که سیر نشوند. آن که علم آموزد، و آن که مال اندوزد.»
    • علی بن ابی‌طالب نهج البلاغه، کلمات قصار، ۴۵۷

ر، ز، ژویرایش

س، شویرایش

ص، ضویرایش

ط، ظویرایش

ع، غویرایش

فویرایش

قویرایش

کویرایش

گویرایش

لویرایش

مویرایش

نویرایش

وویرایش

هویرایش

  • «هرگاه خدا بنده‌ای را خوار دارد، او را از آموختنِ علم برکنار دارد»

یویرایش

منابعویرایش