باز کردن منو اصلی

کیهان: ادیسه‌ای فضازمانی فصل ۱ قسمت ۶

کیهان: ادیسه‌ای فضازمانی یک مستند علمی سریالی، محصول ۲۰۱۴ آمریکا می‌باشد.

مجری نیل دگراس تایسون.
عالم، همه آن چیزی است که وجود دارد وجود داشته است یا به وجود خواهد آمد. راوی

گفتاوردهاویرایش

  • ما در یک سطح از هستی زندگی می‌کنیم، اما باز هم هستند
  • این ابعاد پنهان واقعیت، همه جا هست
  • خیلی دور، در فاصله سالهای نوری
  • در زیر پای ما
  • و حتی درون من و شما
  • ما از اتم ساخته شده‌ایم
  • اتم‌هایی که در چشم شما هستند
  • از ستاره‌ها و کهکشان‌های جهان شناخته شده، بیشترند
  • این برای همه اجسام بزرگتر
  • از نوک انگشت کوچک شما هم صادقه
  • من مجموعه ۳ میلیارد، میلیارد، میلیارد اتمی هستم
  • که به شکل پیچیده‌ای در اومدن، به نام نیل دگرس تایسن
  • شما مجموعه مشابه‌ای با اسمی متفاوت هستید
  • ما اصولا اینطوری به خودمون فکر نمی‌کنیم
  • چون این سطح از واقعیت، ورای قلمرو ادراکات ما قرار داده
  • اما اجازه نمیدیم ما رو متوقف کنه
  • میتونیم بیشتر در شگفتی فرو بریم
  • اتم‌ها باعث میشن ماده کارهای بامزه‌ای بکنه
  • برای فهم آب، باید بفهمید اتمهاش چیکار می‌کنن
  • هر مولکول آب
  • از دو اتم کوچولوی هیدروژن تشکیل شده
  • که به اتم اکسیژن بزرگتری متصل‌اند
  • HO2 به خاطر همین بهش میگیم
  • اگر خیلی گرم یا سرد نباشه
  • مولکول‌ها میتونن روی هم بلغزن و سر بخورن
  • هنوز هم بین مولکول‌ها یکجور چسبندگی وجود داره
  • اما اونقدری نیست که اونها رو به شکل جامد دربیاره
  • این چیزیه که باعث مایع بودن میشه
  • خورشید آب رو گرم می‌کنه
  • و با انرژی بیشتر
  • مولکول‌ها سریع‌تر حرکت می‌کنند
  • دما یعنی همین
  • مولکول‌ها به اندازه‌ای سریع حرکت می‌کنند
  • که اتصالات ضعیفی که در کنار مولکول مجاور قرارشون داده، می‌شکنن
  • این تبخیره
  • هوایی که تنفس می‌کنیم
  • از مولکول‌های نیتروژن و اکسیژن ساخته شده
  • با مقداری بخار آب و دی‌اکسید کربن
  • !داره میاد
  • این میعانه
  • یک قطره، پیروزی لحظه‌ای میعان
  • بر تبخیره
  • و تا موقعی که پایداره
  • کیهان کوچکیه با جهان‌های خودش
  • مخلوقات و نمایش‌های خودش
  • برای کاوش قلمرو دور افتاده
  • این قطره
  • به سفینه‌ای احتیاج داریم
  • سفینه‌ای با دو موتور
  • علم و خیال
  • این یک پارامسی تک سلولیه
  • یکی از چندین جنگجوی کارکشته
  • که در قطره، در تکاپواند
  • اما اونها از طرفی طعمه‌اند
  • دیلپتوس، دشمن مرگبار پارامسی
  • پارامسی شاید شانس بیاره و به هدف بزنه
  • اما اگر نیاوردم هم
  • حرکت ارتجاعی دیواره، مقداری فاصله
  • بین پارامسی و دشمنش میندازه
  • چی می‌تونم بگم؟
  • زندگی توی یک قطره اینجوریه
  • این کوچولو، تاردیگراده
  • موجودی کوچکتر از سر سوزن
  • اونا رو دست کم نگیرید
  • تاردیگرادها بیشتر از ما
  • روی این سیاره زندگی کردن
  • حدود ۵۰۰ میلیون سال
  • به ازای هر کدوم از ما
  • حداقل یک میلیارد از اونها وجود داره
  • اونها میتونن هر جایی از زمین زندگی کنن
  • در قله‌های منجمد بلندترین کوهستان‌ها
  • در دیگ جوشان آتش‌فشان‌ها
  • و در منافذ عمیق کف دریاها
  • تاردیگرادها اونقدر سرسخت‌اند
  • که می‌تونن بدون پوشش
  • در خلا فضا زنده بمونن
  • اونها از ۵ بزرگترین انقراض اخیر این سیاره
  • جون سالم به در بردن
  • اگر بیننده‌ای از جهانی دیگه، فکر کرد
  • زمین سیاره تاردیگرادهاس، نمیشه مقصرش دونست
  • اگر قراره تا ته این قطره بریم
  • بهتره یه تکونی بخوریم
  • هر برگ و مشت کوچکی خزه
  • صدها هزار
  • دهان میکروسکوپی داره که استوماتا نام دارن
  • گیاهان از طریق اونها نفس می‌کشن
  • دی‌اکسید کربن فرو میدن
  • و اکسیژنی که ما برای زندگی احتیاج داریم، پس میدن
  • گیاهان می‌تونن بدون ما زنده بمونن
  • اما ما و بقیه جانوران
  • بدون اونها هیچیم
  • گیاهان از نور خورشید تغذیه می‌کنن
  • ما جانوران نمی‌تونیم اینکارو بکنیم
  • برای اینکه ببینیم چطوری اینکارو می‌کنن
  • باید جلوتر بریم
  • خودمون رو حدودا هزار بار کوچکتر کنیم
  • تا بتونیم وارد خزانه‌شون بشیم
  • جایی که چیزهای خوب نگه می‌دارن
  • (کلروفیل (سبزینه
  • این مولکولیه
  • که نور خورشید رو به انرژی تبدیل می‌کنه
  • هر کدوم از این مربع‌ها یک سلول گیاهیه
  • و اون ماشین‌های کوچولوی سبز
  • کارخانه‌های انرژیش هستن
  • اگر بتونیم رمز و راز کارشون رو بدزدیم
  • جرقه انقلاب صنعتی جدیدی رو زدیم
  • اما برای جاسوسی ازشون
  • هنوز هم باید نزدیکتر بشیم
  • سفینه خیال، این دفعه ما رو به چه دنیای
  • بیگانه‌ای آورده؟
  • این عالمیه
  • که درون یک قطره قرار داره
  • ما در یک ماموریت جاسوسی صنعتی هستیم
  • اگر بتونیم به رمز کار این پروسه تولید
  • در این کلروپلاست (سبزدیسه)، نفوذ کنیم
  • بذارید فقط بگیم کل آیندمون درست میشه
  • این کلروپلاست از نور خورشید استفاده می‌کنه
  • تا مولکول‌های آب رو
  • به اتم‌های هیدروژن و اکسیژن بشکنه
  • هیدروژن رو با دی‌اکسید کربن ترکیب می‌کنه
  • تا قند درست کنه
  • و اکسیژن رو به عنوان مواد زائد، آزاد می‌کنه
  • برای اینکه ببینیم چطور این اتفاق می‌افته، باید از این هم جلوتر بریم
  • باز هم کوچکتر بشیم
  • داریم در مورد مقیاس اتمی حرف می‌زنیم
  • بینگو
  • این خط مونتاژ
  • قلب مجموعه صنعتی مولکولیه
  • در سطح مولکولی
  • اتفاقات اونقدری سریع اتفاق می‌افتن که نمی‌تونیم ببینیمشون
  • پس باید سرعتشون رو
  • حدودا یک میلیارد بار، کندتر کنیم
  • اون مولکول‌های بزرگتر دی‌اکسید کربن هستند
  • هر کدوم از اونها
  • از یک اتم کربن و دو اتم اکسیژن درست شده
  • وقتی نور خورشید به مولکول سبز کلروفیل برخورد می‌کنه
  • یکسری واکنش‌های شیمیایی رو به جریان میندازه
  • که مولکول‌های آب رو از هم جدا می‌کنند
  • و الکترون‌هایی پرانرژی آزاد می‌کنند
  • و این تازه شیفت روزه
  • وقتی نور خورشید چرخه انرژی ورودی رو تغذیه می‌کنه
  • شیفت دومی هم هست که شب و روز
  • با انرژی خورشیدی ذخیره، کار می‌کنه
  • انرژی اکترون‌های آزاد به کار گرفته میشه
  • تا دی‌اکسید کربن با هیدروژن آب ترکیب بشه
  • محصول نهایی قنده، که انرژی خورشیدی رو ذخیره می‌کنه
  • کلروپلاست یک جمع‌کننده انرژی
  • سه میلیارد ساله‌ست
  • این باتری خورشیدی میکروسکوپی
  • چیزیه که همه جنگلها و دشتها
  • و پلانکتون‌های دریا رو به پیش می‌بره
  • و جانوران
  • از جمله ما
  • زیست کره قدرت گرفته از خورشید
  • نیرویی ۶ برابر کل تمدن ما
  • جمع‌آوری و تولید می‌کنه
  • ما در سطح شیمیایی
  • می‌دونیم فوتوسنتز چطور کار می‌کنه
  • می‌تونیم این فرایند رو در آزمایشگاهی بازسازی کنیم
  • اما در این زمینه به خوبی گیاهان نیستیم
  • و تعجب‌آور هم نیست
  • وقتی ببینیم طبیعت میلیاردها ساله که توی این کاره
  • و ما تازه شروع کرده‌ایم
  • اما اگر بتونیم
  • رمز کار فوتوسنتز رو بفهمیم
  • تمام منابع دیگه انرژی
  • که امروزه بهشون وابسته‌ایم
  • ذغال‌سنگ، نفت، گاز طبیعی
  • منسوخ خواهند شد
  • فوتوسنتز نهایت انرژی سبزه
  • هوا رو آلوده نمی‌کنه
  • و در واقع خنثی‌کننده کربنه
  • فوتوسنتزهای مصنوعی در مقیاس‌های به اندازه کافی بزرگ
  • می‌تونن اثرات گلخانه‌ای رو کاهش بدن
  • که باعث تغییرات آب و هوایی خطرناکی‌اند
  • اوه اوه، اینجا داره بخار میشه
  • وقتشه از اینجا بریم
  • چقدر زندگی یک قطره زودگذره
  • در سرمای شب، از هوا متراکم میشه
  • که با گرمای روز ناپدید بشه
  • و ساکنینش چی، تاردیگرادها؟
  • اونا چیزیشون نمیشه
  • اونا می‌تونن سالها بدون آب، ادامه بدن
  • تصورش سخته
  • اما گیاهان، سطح زمین رو
  • صدها میلیون سال پوشونده بودن
  • تا اینکه اولین گلشون رو به وجود آوردن
  • حدود ۱۰۰میلیون سال پیش بود
  • کمی قبل از نابود شدن دایناسورها
  • دنیای ما احتمالا اون موقع، جای نسبتا کسل‌کننده‌ای بوده
  • که پر بوده از رنگهای سبز و قهوه‌ای
  • آره، درخت‌های غول‌پیکر و سرخس‌ها و زندگی‌های گیاهی دیگه‌ای وجود داشته
  • اما اثری از بنفشی یک زنبق
  • یا سرخی یک رز قرمز قرمز، نبوده
  • ارکیده‌ها در بین اولین گونه‌های گل‌دهنده
  • بودند که روی زمین ظاهر شدند، که متنوع‌ترین هم هستند
  • داروین مخصوصا
  • مسحور ارکیده ستاره‌ای ماداگاسکاری شده بود
  • گلی که گرده‌هاش، در ته یک
  • مهمیز خیلی بلند و نازک قرار داره
  • برای آزمایش یک نظریه، هیچ چیز قوی‌تر از
  • قدرت پیشگویانه خود نظریه نیست
  • در مبنای تئوری تکامل داروین
  • از طریق انتخاب طبیعی
  • داروین فکر کرد جایی
  • در جزیره ماداگاسکار، باید حشره‌های پرنده‌ای
  • با نوک‌هایی به‌طور غیرطبیعی بلند وجود داشته باشه
  • اونقدری بلند که به گرده‌ها برسه
  • کسی تا حالا همچین موجودی ندیده بود
  • اما داروین اصرار داشت
  • که باید موجودی وجود داشته باشه که با این توضیح جور دربیاد
  • افراد کمی در اون زمان باورش کردند
  • بیش از ۵۰ سال بعد بود
  • که ثابت شد حق با داروین بوده
  • Morgan's Sphinx در ۱۹۰۳، بید شاهین بزرگی، به نام
  • در ماداگاسکار کشف شد
  • به دنبال بوی ارکیده ستاره‌ای
  • بید، گرده‌ها رو با نوک بلندش می‌مکد
  • درست همونطوری که داروین انتظار داشت
  • حتی جالب‌تر اینکه مورگان اسفینکس زمانی پیدا شد
  • که در نظر داشته باشید ۹۰ درصد
  • جنگل‌های بارانی ماداگاسکار از بین رفته بود
  • در این سالها، از زمان پیش‌بینی معروف داروین
  • این گونه پروانه می‌تونست به راحتی به همراه بقیه گونه‌ها
  • منقرض بشه
  • هر کدوم از اونها، مصرع بی‌نظیری از شعر زندگیند
  • که طی نسلها تکامل، به زبان اتم‌ها نوشته شده‌اند
  • آه، عطر یاس بنفش
  • این از اون بوهاییه
  • که عالمی از ارتباطات رو فعال می‌کنه
  • همه اون تابستون‌های سالها قبل
  • اما چطور این اتفاق می‌افته؟
  • چطور یک بو، فیلمی رو در سر شما به راه میندازه؟
  • این چیزی نیست که بتونیم ببینیم
  • ممکنه موجی از انرژی باشه، مثل نور؟
  • یا یه جور ذره میکروسکوپیه؟
  • در واقع یک مولکوله
  • هر بویی که به مشاممون برسه، خواه از نون سوخته بیاد
  • بنزین، یا دشتی از یاس
  • ابری از مولکول‌هاست
  • این مولکول‌ها شکل‌های خاصی دارند
  • وقتی اونها رو تنفس می‌کنم
  • مجموعه خاصی از سلول‌های گیرنده در بینی من رو تحریک می‌کنن
  • به دنبالش سیگنالی الکتریکی به سمت مغزم میره
  • که بو رو به عنوان یاس شناسایی می‌کنه
  • بوهای دیگه با مولکول‌هایی دیگه
  • و شکل‌هایی متفاوت حمل میشن
  • اما وقتی گلی رو بو می‌کنم یا دود یک آتش
  • یا روغن موتور
  • خیلی اوقات غرق خاطرات میشم
  • چرا اینجوریه که چیزی به سادگی رایحه یک گل
  • می‌تونه خاطرات قوی‌ای رو زنده کنه؟
  • این باید به نوعی که مغز ما تکامل پیدا کرده، مربوط باشه
  • حس بویایی ما وقتی به کار می‌افته
  • که عصب بویایی درون مغز ما تحریک بشه
  • این عصب خیلی نزدیک آمیگدالا (بادامه) قرار داره
  • ساختاری که برای تجربه ما از احساسات، ضروریه
  • این عصب به هیپوکمپوس هم خیلی نزدیکه
  • که به ما در شکل دادن خاطرات کمک می‌کنه
  • این شبکه نورون‌ها که سیگنال بویایی رو
  • از بینی من به مغزم می‌بره
  • طی صدها میلیون سال تکامل، به دقت تنظیم شده
  • این یک مکانیزم زنده مونده
  • که در برابر خطرات به ما هشدار میده یا امنیت ما رو تامین می‌کنه
  • اگر بتونید مهاجم رو
  • قبل از اینکه برای حمله نزدیک بشه، تشخیص بدید
  • یا آتش رو قبل از به دام افتادن در جنگل پیش‌بینی کنید
  • شانس خیلی بهتری برای زنده موندن
  • و انتقال ژن‌هاتون به نسل بعدی دارید
  • این رایحه دوست‌داشتنی از این دشت گل
  • ترکیب خاصی از سیگنال‌های عصبی رو به کار می‌اندازه
  • فقط و دقیقا این ترکیبه که می‌تونه
  • قفل جعبه خاطره یاس‌ها رو در مغز من بشکنه
  • دارید فکر می‌کنید اونها مال کیه؟
  • شاید بعدا فهمیدیم
  • اما اول، عالم پنهان دیگه‌ای منتظر ماست
  • گیاهان به آرومی نفس می‌کشند
  • مولکول‌های دی‌اکسید کربن رو فرو میدن
  • و مولکول‌های اکسیژن رو پس میدن
  • و من برعکسش رو انجام میدم
  • بر عکس بلورهای برف و اثر انگشت
  • اتم‌ها و مولکول‌های هم نوع
  • عینا شبیه همند
  • با هر نفسی که می‌کشیم
  • به اندازه ستاره‌های تمام کهکشان‌های قابل مشاهده
  • مولکول به درون می‌کشیم
  • و هر نفسی که بیرون میدیم در هوا به گردش درمیاد
  • و به تدریج در سراسر قاره‌ها مخلوط میشه
  • و در اختیار موجودات دیگه‌ای قرار می‌گیره که تنفس کنند
  • با من نفس بکشید
  • همه ما در همین لحظه، ۱۰۰ میلیون مولکول تنفس کردیم
  • که زمانی از شش‌های افراد دیگه‌ای گذشته بودند
  • که قبل از ما زندگی می‌کردند
  • بهش فکر کنید... این به نوعی تناسخ اتمی
  • پیوند دیگه‌ای به نیاکان دور ماست
  • از جمله اونهایی که برای اولین بار ما رو
  • در مسیر کشف دنیاهای دیده نشده، قرار دادند
  • این دنیاها به اندازه من و شما، واقعی‌اند
  • و ما رو در بر گرفته‌اند
  • لحظه‌ای بود که ما به شیوه جدیدی
  • از فکر کردن و دیدن، چشم باز کردیم
  • حدودا ۲۵۰۰ سال پیش اتفاق افتاد
  • در جزایر یونانی
  • که بین امپراطوری‌های غرب و شرق قرار داشتند
  • اونجا، بازرگانان، توریستها، و دریانوردان به آزادی با هم مراوده داشتند
  • افسانه‌های شاهان و خدایان بزرگ رو رد و بدل می‌کردند
  • در شهرها و شهرک‌های ایونی مثل میلتوس، که ترکیه امروزیه
  • پایه‌ای‌ترین عناصر شیوه زندگی کنونی ما
  • برای اولین بار ظهور پیدا کرد
  • اینجا، برای اولین بار، نمایش جنبه‌های مختلف زندگی
  • توسط جمعی حرفه‌ای، با انتظار برانگیختن چیزی عمیق
  • در قلب تماشاچیان
  • یا تنها به خنده انداختن اونها
  • ساخته و اجرا شد
  • اولین نمایش‌ها، درام‌ها و کمدی‌ها، اجرا شد
  • در اینجا ایده بنیادی جدیدی هم شکل گرفت
  • دولتی از مردم
  • اولین آگاهی‌ها از دموکراسی که به نسبت الان ناکامل بود
  • و این اندیشه که شهروند معمولی
  • از حقوقی قطعی برخورداره
  • از این زمان و مکان به ما رسید
  • اما در نظر من، انقلابی‌ترین نوآوری
  • که از این جهان باستانی به ما رسید، این ایده بود
  • که رخدادهای طبیعی، جزا یا پاداش
  • از طرف خدایان دمدمی مزاج نیست
  • عملکرد طبیعت می‌تونست بدون دخالت دادن ماورا الطبیعه
  • توضیح داده بشه
  • اولین فردی که این فکر رو بیان کرد
  • مردی بود به نام تالس
  • وقتی رعد و برقی می‌زد یا زمین‌لرزه می‌شد
  • به این خاطر نبود که کاری کردید، که خدایان خیلی سخت‌گیر
  • رو ناراحت کرده باشید
  • نه، این نتیجه روندی طبیعی بود
  • که قادر به فهمیدنش نبودیم
  • گرچه هیچکدوم از کتاب‌هایی که میگن نوشته بود، باقی نمونده
  • تالس چراغی روشن کرد که تا همین امروز روشنه
  • ایده کیهانی خالی از بی‌نظمی
  • جهانی که با قوانین طبیعت اداره میشه
  • که قطعا می‌تونیم بفهمیمش
  • سرگذشت حماسه‌ایه که در ذهن تالس شروع شد
  • فقط یک قرن بعد از مرگ تالس
  • یک نابغه دیگه ظهور کرد
  • و او، بیش از همه
  • اولین کسی بود که وجود دنیاهایی
  • پنهان که ما رو در بر گرفته بودند رو کشف کرد
  • دموکریت از اهالی ابدرا یک دانشمند واقعی بود
  • مردی شدیدا مشتاق فهمیدن کیهان
  • و تفریح کردن
  • اون کسی بود که یکبار گفت زندگی بدون مهمانی
  • مثل جاده‌ای بی‌پایانه که انتهایی نداره
  • یعنی، همین بود؟
  • همش همین؟
  • فقط مشتی اتم در فضایی خالی؟
  • آره
  • خب، بهش فکر کنید
  • دنیا باید از بی‌شمار
  • ذره غیرقابل تقسیم در فضایی خالی ساخته شده باشه
  • وگرنه، هیچ چیزی نمی‌تونه حرکت یا رشد کنه، تقسیم بشه یا تغییر کنه
  • بدون اتم‌ها
  • و فضایی خالی که درونش حرکت کنند
  • دنیا جایی جامد، ساکن و مرده بود
  • پس ناراحت نباشید، دوستان من
  • تنها به بی‌نهایت امکانی فکر کنید
  • که از چیدمان‌های مختلف این اتم‌ها وجود داره
  • به سلامتی اتم‌ها
  • در این جام و این شراب
  • و خنده‌ای که با وجودشون ممکن شده
  • پراکنده در میان سفال جام
  • دانه‌های معدنی میکروسکوپی هستند
  • انواع مختلف بلور
  • هر کدوم با ساختار اتمی منحصر به خود
  • ساختارهای معدنی فوق‌العاده‌اند
  • اما نمایش‌هاشون محدوده
  • یک‌دانه کوارتز، شبکه‌ای از ۳ اتم یکسانه
  • که بدون تغییر، پشت سر هم تکرار شده
  • حتی شبکه معدنی نسبتا پیچیده‌ای مثل توپاز
  • تشکیل شده از حدود ۱۰ اتم
  • فقط می‌تونه ساختار اتمی یک شکلی رو
  • بارها و بارها تکرار کنه
  • برای بردن ماده به یک بعد دیگه
  • برای آزاد کردنش از بند بی‌نهایت تکرار
  • به اتمی احتیاج دارید که از هر طرف قادر به اتصال باشه
  • هم به اتم‌های مثل خودش
  • و هم به انواع دیگه اتم
  • اتم کربن رو ببینید
  • عنصر اساسی حیات بر روی زمین
  • چرا؟
  • کربن خاصه، به خاطر اینکه در یک زمان
  • میتونه به ۴ اتم دیگه متصل باشه
  • میتونه به خیلی انواع دیگه اتم
  • و به اتم‌های کربن دیگه متصل بشه
  • میتونه تشکیل حلقه بده
  • و با در هم رفتن زنجیره‌ای رو شکل بده
  • مولکول‌هایی رو بسازه که از هر بلوری پیچیده‌تره
  • هیچ اتم دیگه‌ای این انعطاف‌پذیری رو نداره
  • حتی اتم‌های دیگه‌ای که خواص شیمیایی مشابهی دارند
  • مثل سیلیکون
  • نمی‌تونن آرایش‌های مولکولی اعجاب آوری مثل کربن
  • درست کنن
  • مولکول‌های مبتنی بر کربن که بهشون پروتئین میگیم
  • مولکول‌های حیات
  • رسما صدها هزاران اتم دارند
  • اتم‌های کربن ستون فقرات مولکول‌هایی هستند
  • که هر نوع حیاتی رو بر روی زمین فراهم کرده‌اند
  • از جمله حیات ما
  • این فرق سنگ‌ها و موجودات زنده است
  • حیات میتونه مولکول‌های عظیمی
  • در اندازه‌ها و پیچیدگی‌های حیرت‌آور تولید کنه
  • دست ماده رو در بداهه‌سازی
  • تکامل
  • و حتی دوست داشتن، باز بگذاره
  • بی‌خیال، پدر
  • اون اصلا واقعا لمسش نکرد
  • در زندگی هرروزه جهان ما
  • در مقیاس اتم‌ها
  • جسم‌های مادی هیچوقت واقعا تماس پیدا نمی‌کنن
  • هر اتم، هسته‌ای کوچک در مرکزش داره
  • که توسط ابری الکترونی از خطوط نیرو، محاصره شده
  • وقتی اتم‌ها به همدیگه میرسن
  • ابرهای الکترونی پسر
  • ابرهای الکترونی دختر رو پس میزنن
  • بیش از ۹۹٫۹ درصد ماده هر اتم
  • در هسته اون جمع شده
  • هسته رو ابری الکترونی در بر گرفته
  • که میدان نیروی نامرئی‌ای تولید می‌کنه
  • و مثل یک جذب کننده ضربه عمل می‌کنه
  • وضعیت ابر الکترونی
  • ذات یک اتم رو مشخص میکنه
  • در تعامل عادی چیزها بر روی زمین
  • هسته‌ها هرگز با هم تماس پیدا نمی‌کنند
  • ما احساس تماس پیدا می‌کنیم
  • اما در واقع این میدان‌های نیروی نامرئی ماست
  • که روی هم می‌افتن و همدیگه رو دفع می‌کنن
  • هسته در مقابل بقیه اتم
  • خیلی کوچیکه
  • اگر اتمی به اندازه این کلیسای جامع بود
  • هسته‌اش به اندازه اون ذره گرد و غبار بود
  • بیشتر اتم فضای خالیه
  • برای فهم ذات ماده
  • باید باز هم جلوتر بریم
  • به جایی ۱۰۰هزار برابر کوچکتر از اتم
  • هسته اتم
  • ساده‌ترین و بیشترین اتم
  • در کیهان، هیدروژنه
  • هسته‌اش یک تک پروتونه
  • که باعث میشه هیدروژن عنصر شماره ۱ باشه
  • ابرهایی که اونو فرا گرفته
  • قلمروهای الکترون تنهای اتم هستند
  • که اجازه داره درشون حرکت بکنه
  • وقتی هسته‌ای با ۲ پروتون داشته باشید چی میشه؟
  • پروتون‌ها همدیگه رو دفع می‌کنن
  • برای اینکه اونها در هسته در کنار هم نگه داریم
  • به ذرات دیگه‌ای احتیاج دارید به نام نوترون
  • کار اونها اینه که نذارن
  • پروتون‌ها از کنترل خارج بشن
  • اونها پروتون‌ها رو
  • با نیروی قوی و جذب کننده هسته‌ای، احاطه کردن
  • هسته‌ای با ۲ پروتون، میشه عنصر شماره ۲
  • در غیر اینصورت به هلیوم هم شناخته میشه
  • هسته‌ای با ۶ پروتون میشه عنصر شماره ۶
  • که کربنه
  • سنگ‌بنای بنیادی حیات
  • هسته اتم طلا ۷۹ پروتون داره
  • اونها ۷۹ الکترون رو
  • در ابرهایی به دور هسته، جذب می‌کنن
  • نحوه‌ای که نور با اون الکترون‌ها تعامل میکنه
  • باعث درخشش طلا میشه
  • برای هر پروتون اضافه در هسته
  • احتیاج به مقدار کافی نوترون هست، تا در کنار هم باقی بمونن
  • تا یه حدی
  • حد بالایی برای تعداد نوترون‌هایی
  • که در درون یک هسته میتونید جا بدید
  • قبل از اینکه ناپایدار بشه، وجود داره
  • من جایی رو می‌شناسم
  • که هسته‌های اتم‌های مختلف
  • در واقع همدیگرو لمس می‌کنن
  • خورشید جسمی جامد به نظر میرسه
  • اما اینطور نیست
  • اونقدری گرمه که همه اتم‌هاش
  • همیشه در حالت گازی به سر میبرن
  • پیوندهایی که اتم‌ها رو به هم متصل میکنه
  • تا در روی زمین جامدات و مایعات رو تشکیل بدن
  • به حدی قوی نیستن
  • که گرمای سوزان خورشید رو تحمل کنن
  • اون قوس‌های تابان گاز
  • که زمین در مقابلشون خیلی کوچیکه
  • توسط خطوط میدان مغناطیسی هدایت میشن
  • که از زیر سطح خورشید، سرچشمه میگیرن
  • چرا اینقدر خورشید داغه؟
  • چون گرانش شگفت‌انگیز خودش
  • اتم‌هاش رو در هم دیگه له میکنه
  • انرژی گرانش
  • به انرژی اتم‌های در جنب و جوش تبدیل میشه
  • حرارت همینه
  • هر چه بیشتر به عمق خورشید بریم
  • فشار بیشتر
  • و دما بالاتر میره
  • در قلب خورشید
  • اتمها به حدی سریع حرکت می‌کنن
  • که وقتی با هم برخورد می‌کنن، ذوب میشن
  • هسته‌ها تماس پیدا می‌کنن
  • خورشید یک راکتور همجوشی هسته‌ایه
  • که با گرانشش استوار مونده
  • تعادلش بین کشش درونی جاذبه
  • و فشار گازهای داغ خارج شونده
  • این تعادل میلیارها سال دوام داشته
  • پایداری‌ای رو فرا هم کرده
  • که تکامل حیات روی زمین رو ممکن کرده
  • در مرکز خورشید
  • هم‌جوشی هیدروژن در هلیوم
  • انرژی هسته‌ای رو به شکل فوتون‌هایی آزاد میکنه
  • این ذرات نور
  • به آرامی راهشون رو به سطح باز میکنن
  • جایی که به عنوان نور خورشید دیده میشن
  • هلیوم، خاکستر کوره اتمی خورشیده
  • خورشید یک ستاره با اندازه‌ای متوسطه
  • مرکزش در حد ۱۰میلیون درجه، ولرمه
  • به اندازه‌ای گرم هست که هیدروژن رو گداخته کنه
  • اما برای گداختن هلیوم خیلی سرده
  • ستاره‌های زیادی در کهکشان هستند
  • که از این بیشتر گرم میشن
  • چون جرم بیشتر
  • و جاذبه بیشتری دارن
  • این ستاره‌ها، هلیوم رو گداخته و به عناصر سنگین‌تری تبدیل می‌کنن
  • مثل کربن و اکسیژن
  • در زمان‌های قدیمشون
  • اونها به آرومی این عناصر رو در هوا منتشر کردن
  • ستاره‌های از این هم پرجرم‌تر
  • زندگی زودگذری دارن و در تحولاتی عظیم
  • بر اثر انفجارهای ابرنواختری زود می‌میرند
  • در کهکشان ما، اینطور ستاره‌ها
  • در هر قرن یکبار به ابرنواختر تبدیل میشن
  • این انفجارها خیلی از مرکز خورشید گرم‌ترند
  • اونقدری گرم که عناصری مثل آهن رو
  • به عناصری سنگین‌تر تبدیل می‌کنن
  • و اونها رو در فضا پخش می‌کنند
  • ابر ماژلانی بزرگ
  • کهکشان همسایه راه شیری ماست
  • در آسمان نیمکره جنوبی قابل رویته
  • وقتی ابرنواختری منفجر میشه
  • درخشندگیش با
  • کل کهکشانش برابری می‌کنه
  • اما تمام اون نور، تنها حدود ۱ درصد
  • از انرژی‌ایه که در انفجار آزاد میشه
  • بقیه انرژی توسط رایج‌ترین
  • و اسرارآمیزترین ذرات کیهان، حمل میشن
  • میلیون‌ها از اونها، در همین لحظه دارن از درونتون رد میشن
  • و با این حال، دنبال کردن حتی یکی از اونها
  • ما رو به یکی از عجیب‌ترین جاهای زمین میرسونه
  • تعقیب نوترینوی وحشی
  • از خاص‌ترین ورزش‌هاست
  • مسافتی که یک نفر باید اونها رو دنبال کنه
  • از عجیبی، چیزی کم نداره
  • به سوپر کامیوکانده خوش اومدید
  • تالار زیرزمینی ژاپنی تشخیص نوترینو
  • ما بیش از نیم مایل زیر سطح زمین هستیم
  • شاید بپرسید "خب، کدوم عقل درست و حسابی‌ای
  • یک رصدخونه نجومی رو تو این فاصله از زیرزمین، پنهان میکنه؟
  • اونهایی که به دنبال شکار گریزان‌ترین موجود کیهان‌اند
  • نوترینو
  • این آرایش عظیم آشکارگرهای نور
  • که ۵۰هزار تن آب مقطر رو احاطه کرده
  • تله‌ایه که فقط برای گرفتن نوترینوها طراحی شده
  • ذرات دیگه، مثل پرتوهای کیهانی
  • که بیشتر پروتونها و الکترون‌هایی هستند که از فضا می‌بارن
  • نمی‌تونن از اون همه سنگی که بالای ما قرار داده، عبور کنن
  • اما ماده هیج مانعی برای نوترینو نیست
  • یک نوترینو میتونه از بین ۱۰۰سال نوری فولاد عبور کنه
  • بدون اینکه از سرعتش کم بشه
  • نوترینوها کلا به سختی با ماده تعامل دارن
  • به خاطر همینه که به این اندازه نیاز دارید
  • تا حتی یک دونش رو بگیرید
  • در اون مواقع نادر که یک نوترینو
  • در واقع با ذره ماده‌ای معمولی برخورد میکنه
  • برق شبح‌مانند و حلقه‌شکلی تولید میکنه
  • ما منتظر ذره‌ای هستیم
  • که وزنی نزدیک به هیچ داره
  • حتی الکترون خیلی ریز
  • بیشتر از یک میلیون برابر بیشتر جرم داره
  • اونجا
  • وقتی ابرنواختر در ابر ماژلانی بزرگ
  • در ۱۹۸۷ منفجر شد
  • اینجا اینطوری به نظر می‌رسید
  • یادتون باشه، ابر ماژلانی بزرگ
  • در نیمکره جنوبی ماست
  • بنابراین نوترینوها از بین
  • نیم مایل سنگ بالای سر ما نیومدن
  • اونها باید از بین هزاران مایل
  • سنگ و آهنی که در زیر ماست، به این آشکارگر رسیده باشن
  • اما باحال‌ترین چیز اینه که این نوترینوها
  • سه ساعت قبل از اینکه نور از ابرنواختر
  • به زمین برسه، رسیدن
  • اگر هیچ چیزی نمیتونه سریع‌تر از نور حرکت کنه
  • چطور چنین چیزی ممکنه؟
  • این یک ستاره مرده متحرکه
  • شاید نرمال به نظر برسه، اما در اعماقش
  • واقعه‌ای بزرگ و ناگهانی در حال اتفاق افتادنه
  • این ستاره فوق غول‌آسای آبی
  • قبل از این شروع کرده به منفجر شدن از درون
  • مثل موش‌هایی که در حال ترک یک کشتی در حال غرق شدن باشن، نوترینوها
  • که در قلب ستاره در حال انفجار تولید شده‌اند
  • با سرعتی نزدیک سرعت نور، بر سر خارج شدن
  • از میان جرمی زیاد، در تنها چند ثانیه
  • با هم رقابت می‌کنند
  • اما موج شوک گاز در حال انفجار
  • از میان مرکز ستاره، به زحمت
  • با سرعتی معادل یک ده هزارم سرعت نور، خارج میشه
  • تا نهایتا
  • به سطح ستاره برسه
  • و اون رو به ابرنواختر ۱۹۸۷ای تبدیل بکنه
  • انفجار ساعت‌ها طول میکشه
  • تا به سطح ستاره برسه و اون رو از هم بشکافه
  • و هسته فوق گرمش رو آشکار کنه
  • نوترینوها به طرز گریزناپذیری جلوتر هستن
  • به خاطر همینه که برقی که به زمین میرسه
  • خیلی عقب‌تر از بارش نوترینوهاست
  • قبل از اینکه کسی نوترینوی وحشی رو به دام بندازه
  • اون در ذهن یک فیزیکدان نظری وجود داشت
  • درست همونطور که چارلز داروین میدونست
  • که موجودی با نوکی خیلی بلند باید وجود داشته باشه
  • که جایی حوالی ماداگاسکار می‌چرخه
  • یک فیزیکدان قرن بیستم به نام ولفگانگ پائولی
  • به سختی به دنبال ذره‌ای بود
  • تا یکی از ستون‌های فیزیک مدرن رو نجات بده
  • قانون پایستگی انرژی
  • پس چرا خودم رو کنار نکشیدم؟
  • چون قوانین علم با اون تلاش‌های دیگه بشر
  • تفاوت‌های بنیادی دارن
  • برای اینکه نظریه‌ای به قانونی علمی تبدیل بشه
  • باید نقض‌ناپذیر باشه
  • به خاطر همینه که می‌خواستم این صورت رو
  • سر قانون پایستگی انرژی، شرط ببندم
  • حالا، اگر این رو توی خونه امتحان می‌کنید
  • مراقب باشید توپ رو هول ندید
  • این کار به انرژی اضافه می‌کنه
  • و توپ حتما برمی‌گرده و یه آسیب‌هایی میزنه
  • فقط باید رهاش کنید، اینجوری
  • با بالا بردن توپ
  • بهش انرژی گرانشی می‌دید
  • که پتانسیلی برای سقوط و شتاب گرفتنه
  • توپ وقتی در پایین‌ترین
  • نقطه قوس حرکتش هست، بیشترین سرعت رو داره
  • و در اون لحظه
  • همه انرژی گرانشیش رو
  • به انرژی حرکتی تبدیل می‌کنه
  • همینطور که در نوسانه، مدام در حال
  • تبدیل یکی از این دو انرژی به همدیگه‌ست
  • اما مجموع انرژی به مقدار ثابتی باقی میمونه
  • این مثالیه از قانون بقای انرژی
  • همین که توپ رها میشه
  • هرگز نمیتونه بیشتر از چیزی که در شروع داشت، انرژی کسب کنه
  • هیچ راهی نداره که پرواز کنه و بینی منو بشکنه
  • دفاتر حسابرسی انرژی همیشه به شدت تراز هستند
  • تقلبی در کار نیست
  • پس در قرن بیستم
  • وقتی فیزیکدان‌ها ابتدا انرژی اتم‌ها رو به دقت محاسبه کردند
  • از کشف نقض ظاهری این قانون
  • نگران شدند
  • اونها دریافتند که در برخی اتم‌های رادیواکتیو
  • هسته میتونه یک الکترون رو خود به خود دفع کنه
  • این، اتم رو به عنصر متفاوتی تبدیل می‌کرد
  • فیزیکدان‌ها گیج شده بودند
  • انرژی الکترون آزاد شده
  • به اضافه انرژی عنصر جدید
  • از انرژی اصلی موجود در هسته، کمتر بود
  • اما قانون می‌گفت
  • انرژی را تباه یا خلق مکن (با لحن متن ده فرمان)
  • پس انرژی از دست رفته کجا رفت؟
  • در ۱۹۳۰
  • ولفگانگ پائولی پیش‌بینی کرد
  • که باید ذره‌ای کشف نشده وجود داشته باشه
  • ذره‌ای که انرژی گم شده رو توجیه کنه
  • در اون زمان، پائولی افسوس می‌خورد
  • که ذره‌ای چنین شبح‌وار باید خیلی جزئی باشه
  • چابک و گریزان
  • جوری که تا ابد تشخیصش رو به چالش بکشه
  • اما این برای قدرت خیال او، شکست نادری بود
  • چون علم همیشه به دنبال راهی
  • برای جلوتر رفتنه
  • یک نسل بعد
  • نوترینوهای پائولی واقعا برای اولین بار
  • در تشعشع یک راکتور هسته‌ای مشخص شدند
  • و از اون موقع، با سختی، در جستجوی اونها بوده‌ایم
  • امروزه دانشمندانی
  • به دنبال راهی هستند تا سوار بر این نوترینوها
  • به شروع زمان برگردند
  • ما تا اونجایی که اونها رفتن میریم
  • تا به دیوار ابدیت برسیم
  • دیوار ابدیت چیز جدیدی نیست
  • نیاکان ما همون موقعی که
  • تصورش کردند، بهش رسیدند
  • یک میلیون سال پیش، در قرن ۱۳ قبل از میلاد
  • مصری‌ها این معبد رو در ابو سمبل
  • به افتخار فرعون رامسس دوم، ساختند
  • که در هیبت ۴ مجسمه عظیم تصویر شده‌اند
  • حتی بالاتر از این پادشاه قدرتمند
  • هاراختی-رع شاهین‌سر، حکمرانی میکنه
  • خدای خورشید
  • معبد جوری طراحی شده بود
  • که نور طلوع خورشید
  • تنها دو روز در سال می‌تونست به این جایگاه مقدس وارد بشه
  • وقتی پرتوهای نور وارد معبد میشن
  • مجسمه خدایان رو با نور طلاییشون
  • جلا میدن
  • قبل از رسوخ نور به معبد
  • و حتی بعد از اون، یک خدا در سایه باقی میمونه
  • پتاح، خداوندگار آفرینش
  • انگار که منشا جهان
  • باید تا ابد پنهان باقی بمونه
  • خورشید رو روی صورتتون حس کنید
  • انرژی‌ای که شما رو گرم میکنه
  • سفرش رو ۱۰میلیون سال پیش
  • از قلب خورشید آغاز کرد
  • برخلاف نوترینوها
  • فوتونها به این زمان زیاد
  • نیاز دارند تا راهشون رو از مرکز به سطح باز کنند
  • چرا؟
  • چون میلیاردها بار در ثانیه در برخورد
  • با اتم‌های خورشید بوده‌اند، هر برخورد
  • اونها رو به جهتی تصادفی پرت می‌کرده
  • اما لحظه‌ای که بالاخره به سطح رسیدند
  • آزاد بودند
  • تا بدون توقف، با سرعت نور حرکت کنند
  • و در تنها ۸دقیقه و ۲۰ثانیه
  • از خورشید به شما برسند
  • نوری ۱۰میلیون ساله روی صورت شما
  • چه خبر بود
  • وقتی نور، قلب خورشید رو ترک کرد؟
  • تقویم کیهانی، کل ۱۳٫۸ میلیارد سال
  • تاریخ جهان رو، در یک سال
  • فشرده کرده
  • هر ماه، حدود یک میلیارد ساله
  • هر روز، حدود ۴۰ میلیون سال
  • جهان اونقدر سن داره، که روی تقویم کیهانی
  • ده میلیون سال پیش، ما رو تا
  • ساعت ۶ عصر آخرین روز
  • از سال میرسونه
  • و ما چی؟
  • هنوز مونده بود تا انسان تکامل پیدا کنه
  • ده میلیون سال پیش
  • نیاکان ما میمون‌های آدم‌نمایی بودند
  • که بین درختان آفریقا تاب می‌خوردند
  • برای ما، ۱۰ میلیون سال به نظر خیلی زمان زیادیه
  • اما با مقیاس زمانی کیهان
  • تنها به اندازه یک بعدازظهره
  • خورشید، ۴۵۰۰میلیون سال پیش
  • شروع به گداختن هیدروژن کرد
  • روز ۳۱ آگوست تقویم کیهانی
  • کهکشان راه شیری ما
  • حدود ۱۰هزار میلیون سال عمر داره
  • اولین کهکشان‌ها چند میلیارد سالی زودتر شکل گرفتند
  • یه چیزی به من اجازه نمیده بیشتر از این به زمان عقب‌تر برگردم
  • این چیه؟
  • این ماهیت نور و زمانه
  • چون نور با سرعتی محدود حرکت می‌کنه
  • نگاه کردن به فضا
  • نگاه کردن به گذشته‌ست
  • پس هر چه جلوتر رو ببینیم
  • نور، قدیمی‌تر خواهد بود
  • این عقب‌ترین جا در تاریخ کیهانه
  • که ما می‌تونیم با نور ببینیم
  • این عکس نوزادی جهانه
  • وقتی فقط ۳۸۰هزار سال سن داشت
  • روی تقویم کیهانی، ۱۵ دقیقه
  • وارد ۱ ژانویه شدیم
  • اگر از هر جهتی تا جایی که می‌تونیم
  • با تلکسوپ‌های ماکروویو نگاه کنیم
  • این چیزیه که می‌بینیم
  • تابش به جا مونده از بیگ بنگ
  • تصور کنید همه ماده و انرژی
  • در جهان قابل مشاهده
  • در چیزی متمرکز بوده
  • که بزرگتر از این نبوده
  • این اندازه جهانه
  • وقتی یک تیریلیونیوم یک تیریلیونیوم
  • یک تیریلونیوم ثانیه، عمر داشته
  • تمام ماده و انرژی صد میلیارد کهکشان
  • که حالا در گستره میلیاردها سال نوری پراکنده شده
  • موقعی در چیزی محصور بود
  • به اندازه این تیله
  • می‌تونید تصور کنید چقدر این تیله
  • باید فشرده بوده باشه؟
  • متراکم‌تر از اونی که هر نوع نوری بتونه از بینش حرکت کنه
  • اما مانعی برای چیزهایی مثل نوترینوها نباشه
  • بیگ‌بنگ باید مقدار حیرت‌آوری نوترینو تولید کرده باشه
  • که آزادانه از میان
  • فشردگی باورنکردنی ماده، به حرکت دراومدن
  • چیزی که تقریبا تشخیص اونها رو غیرممکن می‌کنه
  • همون چیزیه که به نوترینوها اجازه میده از میان پرده‌ای
  • که شروع زمان رو پوشونده، عبور کنن
  • حالا کجا هستن؟
  • اینجا، اونجا
  • هر جایی از جهان
  • نوترینوهای زمان خلقت در درون شما هستند
  • از یک تیله
  • تا کیهان
  • این راهیه که ۲۵۰۰ سال پیش، تالس و دموکریت
  • ما رو درش قرار دادند
  • راه جستجوی بی‌پایان
  • جستجویی استوار و سیستماتیک برای یافتن جهان‌های تازه
  • و فهم پایان‌ناپذیر آفرینش
  • چه کسی از میان شما این مشعل رو بلند خواهد کرد
  • و ما رو در این راه، پیش خواهد برد؟

پخش کنندهویرایش

  • فاکس
  • نشنال جئوگرافیک

پیوند به بیرونویرایش