باز کردن منو اصلی

کیهان: ادیسه‌ای فضازمانی یک مستند علمی سریالی، محصول ۲۰۱۴ آمریکا می‌باشد.

مجری نیل دگراس تایسون.
عالم، همه آن چیزی است که وجود دارد وجود داشته است یا به وجود خواهد آمد. راوی

گفتاوردهاویرایش

  • این داستانیست در مورد شما
  • و من و سگتان
  • زمانی بود نه چندان دور... قبل از سگها
  • آنها وجود نداشتند
  • اما امروزه انواع بزرگ، کوچک، بغلی
  • محافظ، شکارچی
  • هر جور سگی که دلتون بخواد
  • چطور این اتفاق افتاد؟
  • این فقط در مورد سگها نیست
  • انواع مختلف موجودات زنده
  • از کجا آمده‌اند؟
  • جواب نیرویی تبدیل کننده است که انگار
  • درست از افسانه‌ها سر درآورده
  • اما همچین چیزی نیست
  • کیهان یک اودیسه فضازمانی
  • بیایید سی هزار سال به عقب برگردیم، زمانی قبل از سگها
  • وقتی نیاکان ما در زمستان بی‌پایان عصر یخبندان
  • زندگی می‌کردند
  • نیاکان ما آواره‌هایی بودند که در گروه‌هایی کوچک زندگی می‌کردند
  • زیر ستارگان می‌خوابیدند
  • آسمان کتاب داستان، تقویم
  • و دستورالعملی برای زندگیشان بود
  • به آنها موقع آمدن سرمای سوزناک را می‌گفت
  • وقت رسیدن دانه‌های وحشی
  • موقع کوچ گوزن‌ها و گاومیش‌ها
  • تصور آنها از خانه، خود زمین بود
  • اما آنها با ترس موجودات گرسنه دیگر زندگی می‌کردند
  • شیرهای کوهی و خرسها
  • که با آنها بر سر شکار یکسان رقابت می‌کردند
  • و گرگ‌ها که ضعیف‌ترینشان را
  • تهدید به خوردن می‌کردند
  • همه گرگها می‌خواستند به استخوان برسند
  • اما اکثر آنها ترسوتر از آن بودند که به اندازه کافی نزدیک شوند
  • ترس آنها به خاطر میزان زیاد
  • هورمون استرس در خون آنها بود
  • مسئله زنده ماندن بود
  • چون نزدیک شدن بیش از حد به انسان کشنده بود
  • اما تعدادی از گرگها به خاطر تنوعهای طبیعی
  • میزان کمتری از آن هورمون داشتند
  • این باعث می‌شد کمتر از انسان بترسند
  • این گرگ چیزی را کشف کرده است
  • که شاخه‌ای از نیاکان او
  • حدود پانزده هزار سال پیش فهمیدند
  • یک شیوه زنده ماندن عالی
  • رام انسانها شدن
  • بگذارند انسانها شکار کنند، آنها را تهدید نکنند
  • و در عوض آنها باقی شکار را به تو می‌دهند
  • به طور مداوم بیشتر می‌خورید، بیشتر زاد و ولد می‌کنید
  • و این اولاد این حالت شما را به ارث می‌برند
  • این انتخاب اهلی شدن
  • با هر نسل تقویت می‌شود
  • تا جایی که خط گرگ‌های وحشی به
  • سگها تبدیل می‌شود
  • شاید به این بگویید -زنده ماندن دوستانه‌ترها-
  • این برای انسانها هم معامله خوبی بود
  • دادن آشغال غذا به سگ‌ها تنها برای تمیزسازی نبود
  • آنها امنیت را برقرار می‌کردند
  • در حالی که این رابطه بین نژادی در طول زمان ادامه داشت
  • ظاهر سگها هم عوض شد
  • خوشکل بودن تبدیل به مزیتی در انتخاب شد
  • هر چقدر خوشکل‌تر بودید، شانس بیشتری برای
  • زندگی کردن و انتقال ژن خود به نسلی دیگر داشتید
  • حرکتی که برای امنیت بیشتر شروع شد
  • به دوستی‌ای تبدیل شد که در طول زمان عمیقتر شد
  • برای اینکه ببینیم بعد چه اتفاقی افتاد
  • بگذارید نیاکان دور خود مربوط به ۲۰ هزار سال پیش را
  • رها کنیم، تا نیاکان نزدیکتر را ملاقات کنیم
  • در خلال توقفی در عصر یخبندان
  • این تغییر آب و هوایی انقلابی را آغاز کرد
  • به جای آواره بودن، مردم ساکن شدند
  • چیز جدیدی در دنیا به وجود آمد، روستاها
  • مردم هنوز شکار و دانه‌چینی می‌کردند
  • اما حالا تولید هم می‌کردند، غذا و لباس
  • کشاورزی
  • گرگها آزادیشان را
  • با غذای همیشگی معامله کرده بودند
  • حق خود برای انتخاب جفت را واگذار کردند
  • حالا انسان‌ها برای آنها انتخاب می‌کردند
  • انسان‌ها مدام سگهایی که آموزش نمی‌دیدند را می‌کشتند
  • آنهایی که دست غذا دهنده را گاز می‌گرفتند
  • و سگهایی که راضیشان می‌کردند را پرورش می‌دادند
  • به سگهایی غذا می‌دادند که فرمانشان را اطاعت می‌کردند
  • شکار، مراقبت از گله، محافظت، کمک می‌کردند
  • و همدمشان بودند
  • از هر توله
  • انسان‌ها سگی را انتخاب می‌کرند که بیشتر دوست می‌داشتند
  • در طول نسلها، سگها تکامل پیدا کردند
  • این نوع تکامل، گزینش مصنوعی نامیده می‌شود
  • یا پرورش دادن
  • برای اولین بار
  • ما انسان‌ها تکامل را در دست گرفته بودیم
  • و از آن زمان این کار را برای شکل دادن به
  • همه گیاهان و حیواناتی که به آنها وابسته‌ایم انجام می‌دهیم
  • در چشم به هم زدنی از زمان کیهانی، در تنها ۱۵ یا ۲۰ هزار سال
  • گرگهای خاکستری را به سگهایی تبدیل کردیم
  • که امروز عاشقشان هستیم
  • بهش فکر کنید
  • هر نژاد سگی که تا حالا دیده‌اید
  • به دست انسان‌ها شکل گرفته‌اند
  • بسیاری از بهترین دوستان ما، معروفترین نژادها
  • تنها در چند قرن اخیر ساخته شده‌اند
  • قدرت فوق‌العاده تکامل
  • گرگهای گرسنه را
  • به سگهای گله باوفا تبدیل کرد
  • که از گله محافظت می‌کردند و گرگها را فراری می‌دادند
  • گزینش مصنوعی، گرگ را به محافظ گله تبدیل کرد
  • و علف خود رو را به گندم و ذرت
  • در واقع، تقریبا تمام گیاهان و حیواناتی که امروزه می‌خوریم
  • از نیاکانی وحشی و کمتر خوردنی پرورش یافته‌اند
  • اگر گزینش مصنوعی قادر به چنین تغییرات عمیقی
  • تنها در ۱۰ یا ۱۵ هزار سال است
  • گزینش طبیعی طی میلیاردها سال
  • چه می‌تواند بکند؟
  • جواب، تمام زیبایی و تنوع زندگی است
  • چگونه عمل می‌کند؟
  • سفینه خیال مامی‌تواند ما را به هر جای فضا
  • و زمان ببرد حتی به ریزعالم‌های پنهان
  • جایی که نوعی از زندگی می‌تواند به نوعی دیگر تبدیل شود
  • با من همراه شوید
  • شاید به نظر نیاید
  • اما ما در عصری یخبندان
  • به مدت ۲ میلیون سال گذشته زندگی کرده‌ایم
  • این یکی از بلندترین دوران گذار است
  • در بیشتر این ۲ میلیون سال
  • آب و هوا سرد و خشک بوده است
  • کلاهک یخی قطب شمال بیشتر از امروز
  • به سمت جنوب گسترش داشته است
  • در یکی از آن دوره‌های یخبندان سرد و بلند
  • وقتی یخ دریای زمستانی از قطب شمال تا
  • جایی که امروز لس‌آنجلس است کشیده شده بود
  • خرس‌های بزرگ در زمین‌های یخ‌زده ایرلند پرسه می‌زدند
  • این شاید خرسی عادی به نظر بیاید
  • اما چیزی فوق‌العاده در درون او در حال رخ دادن است
  • چیزی که گونه جدیدی را به وجود می‌آورد
  • برای دیدن آن
  • باید به سطحی بسیار بسیار کوچکتر برویم
  • به سطح سلولی
  • تا بتوانیم سیستم تولیدمثل خرس را بررسی کنیم
  • از عروق دست به سمت قلب می‌رویم
  • تقریبا رسیدیم
  • آنها تعدادی از تخمک‌های او هستند
  • برای اینکه ببینیم در یکی از آنها چه می‌گذرد
  • باز هم باید کوچکتر شویم
  • باید تا سطح مولکولی کوچک شویم
  • سفینه خیال ما، حالا آنقدر کوچک است
  • که میلیون‌ها از آن را می‌توانید در دانه‌ای شن جا دهید
  • اون دوستانو می‌بینید که روی اون بازوها راه میرن؟
  • آنها پروتئین‌هایی هستند به اسم کینسین
  • این کینسین‌ها بخشی از بچه‌های حمل و نقل هستند
  • این سیستم مشغول باربری به گوشه و کنار سلول است
  • چقدر فضایی به نظر می‌رسند
  • و تازه این موجودات کوچولو و موجودات شبیه آنها
  • بخشی از هر سلول زنده هستند، همینطور سلولهای بدن شما
  • اگر زندگی مخفیگاهی داشته باشد
  • اینجا در هسته سلول است، که شامل دی‌ان‌ای ماست
  • متن مقدس باستانی، کد ژنتیک ما
  • و به زبانی نوشته شده، که تمام حیات می‌تواند آن را بخواند
  • دی‌ان‌ای مولکولیست که به شکل یک نردبان بلند پیچ خورده درآمده است
  • یا یک مارپیچ دوتایی
  • پله‌های نردبان
  • از ۴ نوع متفاوت مولکول کوچکتر درست شده‌اند
  • اینها حروف الفبای ژنتیک هستند
  • چیدمان خاصی از این حروف
  • دستور خاصی برای تمام چیزهای زنده دیکته می‌کند
  • به آنها می‌گوید چگونه رشد و حرکت کنند، هضم کنند
  • محیط را حس کنند، التیام یابند و تولید مثل کنند
  • مارپیچ دی‌ان‌ای ماشینی مولکولیست
  • با حدود ۱۰۰ میلیارد قطعه به نام اتم
  • اتم‌های موجود در یک مولکول دی‌ان‌ای
  • به تعداد ستاره‌ها در یک کهکشان نوعی هستند
  • همین برای سگها هم صادق است
  • و خرسها
  • و هر چیز زنده
  • ما، هر کداممان، جهانی کوچک هستیم
  • پیام دی‌ان‌ای از سلولی به سلول دیگر دست به دست شده
  • و از نسلی به نسل دیگر کپی شده است
  • با دقت بی‌نهایت
  • تولد یک مولکول دی‌ان‌ای جدید وقتی آغاز می‌شود که
  • یک پروتئین پیچ نخورده، دو رشته از مارپیچ را از هم جدا کرده
  • پله‌ها را در هم می‌شکند
  • در مایع هسته سلول
  • حروف مولکولی کد ژنتیک آزادانه شناورند
  • هر رشته مارپیچ یار از دست رفته خود را کپی می‌کند
  • که منجر به دو مولکول دی‌ان‌ای شبیه به هم می‌شود
  • اینگونه است که حیات، ژنها را بازتولید می‌کند و ارسال می‌کند
  • از نسلی به نسل بعدی
  • وقتی سلولی زنده به دو سلول تقسیم می‌شود
  • هر کدام با خود یک کپی کامل از دی‌ان‌ای دارد
  • پروتئینی متخصص، نمونه‌خوانی می‌کند
  • تا مطمئن شود تنها حروف درست پذیرفته شده‌اند
  • به این صورت دی‌ان‌ای به دقت کپی شده است
  • اما هیچکس بی‌نقص نیست
  • گهگاهی، اشکال نمونه‌خوانی وارد کار می‌شود
  • تغییری کوچک و تصادفی در دستورات ژنتیک ایجاد می‌کند
  • جهشی در سلول تخمک خرس رخ داده است
  • رخدادی چنین کوچک، می‌تواند تغییری
  • بسیار بزرگتر به همراه داشته باشد
  • این جهش، ژنی که رنگ مو را کنترل می‌کند، تغییر داده است
  • تولید رنگدانه تیره در موی توله خرس را
  • تحت تاثیر قرار داده است
  • بسیاری از جهشها بی‌ضرر هستند
  • برخی کشنده
  • اما اندکی، کاملا شانسی، می‌توانند به موجودی زنده
  • برتری حیاتی‌ای در یک رقابت بدهند
  • یک سال گذشته است
  • خرس ما اکنون یک مادر است
  • و در نتیجه آن جهش
  • یکی از دو توله او، با پوشش سفید به دنیا آمده
  • وقتی توله‌ها به اندازه کافی بزرگ شوندکه روی پای خود دست به ماجراجویی بزنند
  • کدام خرس با احتمال بیشتری
  • می‌تواند بدون متوجه شدن شکار به او نزدیک شود؟
  • خرس قهوه‌ای در برف از یک مایل دورتر قابل دیدن است
  • خرس سفید موفق می‌شود و مجموعه ویژه ژنهای خود را
  • منتقل می‌کند
  • این اتفاق مدام تکرار می‌شود
  • در طول نسلهای موفق
  • ژن موی سفید بین تمام جمعیت خرس‌های قطبی
  • پخش می‌شود
  • ژن موی تیره در رقابت برای بقا
  • حذف می‌شود
  • جهش‌ها کاملا تصادفی‌اند و همیشه اتفاق می‌افتند
  • اما محیط به آنهایی پاداش می‌دهد
  • که شانس بقا را افزایش می‌دهند
  • طبیعتا آنهایی را انتخاب می‌کند
  • که برای زنده ماندن آماده‌ترند
  • و این انتخاب با تصادفی بودن در تضاد است.
  • دو گونه خرس‌ها از هم جدا شده‌اند
  • و در طول هزاران سال
  • خصایص دیگری یافته‌اند که آنها رااز هم جدا کرده است
  • آنها دو گونه متفاوت شده‌اند
  • این منظوری است که چارلز داروین
  • از کتاب خاستگاه گونه‌ها داشت
  • یک خرس به تنهایی تکامل نمی‌یابد
  • جمعی از خرس‌ها طی نسل‌ها تکامل می‌یابند
  • اگر یخ‌های قطبی به کوچک شدن بر اثر تغییرات جوی
  • ادامه دهند، خرس‌های قطبی احتمال دارد منقرض شوند
  • آنها با خرس‌های قهوه‌ای جایگذین می‌شوند
  • که با محیطی که حالا یخ آن باز شده است بیشتر سازگارند
  • این روایتی متفاوت با روایت سگهاست
  • هیچ پرورش دهنده‌ای این تغییرات را هدایت نکرده است
  • در عوض، خود محیط آنها را انتخاب کرده
  • این تکامل با انتخاب طبیعی است
  • انقلابی‌ترین مفهوم در تاریخ علم
  • داروین ابتدا شواهدی از این ایده در ۱۸۵۹ ارائه کرد
  • از غوغایی که به پا کرد هیچگاه کاسته نشد
  • چرا؟
  • ما حس بدی که از فکر کردن به
  • خویشاوند بودن با میمون‌ها حاصل میشه رو درک می‌کنیم
  • هیچکس مثل یک خویشاوند نمیتونه آدمو خجالت زده کنه
  • نزدیک‌ترین‌ها به ما، شامپانزه‌ها
  • مدام در ملا عام آبروریزی می‌کنند
  • پس قابل درکه که انسان‌ها
  • فاصلشون رو با اونها حفظ کنند
  • بنیان باورهای سنتی این است
  • که ما جدای از همه حیوانات
  • خلق شده‌ایم
  • دلیل ماندگاری این نظریه ساده است
  • به ما حس... خاص بودن می‌دهد
  • اما خویشاوندی ما با درختان چطور؟
  • چه حسی نسبت به این یکی دارید؟
  • خب، این بخشی از دی‌ان‌ای درخت بلوط است
  • تصور کنید یک بارکد است
  • دستور نوشته شده در کد حیات
  • نحوه سوخت و ساز قند را به درخت می‌گوید
  • حالا بیایید آن را با بخش یکسانی از دی‌ان‌ای من مقایسه کنیم
  • دی‌ان‌ای دروغ نمی‌گوید
  • این درخت و من پسرعموهای قدیمی هستیم
  • و این فقط درختها نیستند
  • اگر به اندازه کافی به عقب برگردید، متوجه می‌شوید
  • ما نیاکان مشترکی با...
  • پروانه...
  • گرگ خاکستری...
  • قارچ...
  • کوسه...
  • باکتری...
  • گنجشک داریم
  • عجب فامیلی!
  • بخش‌های دیگر بارکد از گونه‌ای به گونه دیگر فرق دارند
  • این چیزیست که یک جغد را از یک اختاپوس متمایز می‌کند
  • به جز اینکه دوقلویی همسان داشته باشید،
  • هیچ موجود دیگری در جهان نیست
  • که دی‌ان‌ایی دقیقا مثل شما داشته باشد
  • در میان گونه‌های دیگر، تفاوت‌های ژنتیکی
  • ماده خامی برای انتخاب طبیعی فراهم می‌کند
  • محیط، ژن‌هایی که زنده می‌مانند را انتخاب و تکثیر می‌کند
  • وقتی پای دستورات ژنتیکی به میان می‌آید
  • برای عملکردهای اصلی حیات
  • مثل هضم کردن قند، ما و گونه‌های دیگر
  • تقریبا همسانیم.
  • این به این خاطر است که این عملکردها، به حدی برای حیات اساسی‌اند
  • که قبل ازینکه شکل‌های گوناگون حیات از یکدیگر منشعب شوند
  • تکامل یافته‌اند
  • این درخت زندگی ماست
  • علم، ساختن این درخت زندگی
  • برای تمام گونه‌های زندگی بر روی زمین
  • را برای ما ممکن ساخته است
  • نزدیکان ژنتیکی، شاخه یکسانی را اشغال کرده‌اند
  • در حالیکه پسرعموهای دورتر، فاصله بیشتری دارند
  • هر سرشاخه یک گونه زنده است
  • و تنه درخت بیانگر نیاکان مشترک تمام حیات
  • در زمین است
  • جنس حیات آنچنان انعطاف‌پذیر است
  • که به محض شروع شدن، محیط، آن را
  • به انواع فرم‌ها شکل داد
  • ده هزار برابر آن چیزی که در اینجا امکان نمایش آن را داریم
  • زیست‌شناسان به تنهایی
  • نیم میلیون گونه سوسک شناسایی کرده‌اند
  • لازم به گفتن نیست، تعداد بی‌شمار
  • باکتری‌ها
  • میلیونها گونه زنده
  • حیوانات و گیاهان وجود دارند، که اکثرا
  • هنوز برای علم ناشناسند
  • به این فکر کنید که ما هنوز باید
  • با بیشتر اشکال زندگی زمینی ارتباط برقرار کنیم.
  • این بزرگی انواع زندگی
  • تنها روی این سیاره کوچک است
  • درخت زندگی از همه جهات در حال رشد است
  • درحال جستجو و برجسته کردن چیزی که بهتر است
  • در حال خلق محیطهای جدید
  • و فرصت‌هایی برای اشکال جدید حیات
  • درخت زندگی سه و نیم میلیارد سال دارد
  • زمان بسیاریست برای ساختن نمایشی
  • از شعبده‌های خیره‌کننده
  • تکامل می‌تواند حیوانی را تغییر شکل دهد
  • به یک گیاه...
  • ... هزاران نسل زمان می‌برد
  • تا پوششی استادانه طرح‌ریزی شود
  • که شکارچیان در پی غذا را
  • گول بزند
  • یا می‌تواند گیاهی را به شکل یک حیوان تغییر دهد
  • شکوفه‌هایی به تکامل برساند که شکل زنبور به خود بگیرند
  • روش ارکیده در فریب دادن زنبورهای واقعی برای گردافشانی روی آنها
  • این قدرت تغییر شکل دادن فوق‌العاده
  • انتخاب طبیعی است
  • در میان شاخه‌های انبوه و درهم‌تنیده درخت پهناور زندگی
  • شما اینجایید
  • شاخه‌ای کوچک، در میان میلیون‌ها شاخه
  • علم نشان داده است که تمام حیات بر روی زمین، یکی هستند
  • داروین مکانیزم واقعی تکامل را کشف کرد
  • باور غالب این بود که پیچیدگی
  • و گوناگونی حیات باید کار
  • یک طراح هوشمند باشد، که تک تک
  • این میلیون‌ها گونه مختلف را جداگانه خلق کرده است
  • می‌گفتند، موجودات زنده آنچنان پیچیده‌اند
  • که نمی‌توانند محصول یک تکامل هدایت نشده باشند
  • چشم انسان را در نظر بگیرید
  • شاهکار پیچیدگی
  • مستلزم یک قرنیه،
  • عنبیه، عدسی، شبکیه،
  • اعصاب بینایی و ماهیچه‌هاست
  • جدای از شبکه عصبی استادانه مغز
  • برای تفسیر تصاویر
  • پیچیده‌تر از هر دستگاهی
  • که با هوش انسانی ساخته شده است
  • به همین خاطر، استدلال می‌شد که
  • چشم انسان نمی‌تواند محصول
  • تکاملی فکر نشده باشد
  • برای فهمیدن درستی این موضوع، باید در زمان سفر کنیم
  • به دنیایی که چشمی برای دیدن نبود
  • در ابتدا،
  • حیات نابینا بود
  • چهار میلیارد سال پیش
  • قبل از اینکه چشمی برای دیدن باشد
  • جهان ما اینگونه به نظر می‌رسید
  • تا اینکه چند صد میلیون سال گذشت
  • و بعد، یک روز،
  • اشتباه بسیارکوچکی در کپی کردن
  • دی‌ان‌ای یک باکتری رخ داد
  • این جهش تصادفی، به آن میکروب
  • مولکول پروتئینی داد که نور خورشید را جذب می‌کرد
  • می‌خواهید بدانید دنیا
  • به چشم یک باکتری حساس به نور چگونه بود؟
  • به سمت راست تصویر نگاه کنید
  • جهش‌ها به طور تصادفی ادامه پیدا کردند
  • همانطور که در هر موجود زنده‌ای اتفاق می‌افتادند
  • یک جهش دیگر
  • باعث شد یک باکتری تیره از نور شدید فرار کند
  • چه اتفاقی داره می‌افته؟
  • شب و روز.
  • باکتری‌هایی که می‌توانستند روشنایی را از تاریکی تشخیص دهند
  • برتری قاطعی بر آنهایی که نمی‌توانستند، داشتند
  • چرا؟
  • چون روز، نور شدید و امواج ماورابنفش داشت
  • که به دی‌ان‌ای‌ها آسیب می‌زد
  • باکتری‌های حساس از نور شدید فرار کرده
  • تا در محیطی بی‌خطر، دی‌ان‌ای‌های خود را در تاریکی منتقل کنند
  • تعداد بیشتری از آنها در مقایسه با باکتری‌هایی
  • که در سطح ماندند، زنده ماندند
  • به مرور زمان، پروتئین‌های حساس به نور
  • در موجودات تک سلولی پیشرفته‌تر
  • در یک نقطه رنگدانه متمرکز شدند
  • این موضوع پیدا کردن نور را ممکن ساخت
  • برتری بزرگ
  • برای موجودی که از نور خورشید برای تغذیه استفاده می‌کند
  • این دید یک کرم پهن از دنیاست
  • این موجود چندسلولی
  • گودی‌ای در محل رنگدانه به وجود آورد
  • تو رفتگی کاسه شکل
  • حیوان را قادر ساخت تا نور را از سایه تشخیص دهد
  • تا به صورتی ناقص اطراف خود را تشخیص دهد
  • از جمله موجوداتی که باید می‌خورد و موجوداتی که احتمال داشت او را بخورند
  • مزیتی بسیار بزرگ
  • بعدتر، چیزها مقداری واضح‌تر شدند.
  • گودی عمیق‌تر شد
  • و به حفره‌ای با دهانه‌ای کوچک تبدیل شد
  • در طول هزاران نسل،
  • انتخاب طبیعی به آرامی چشم را شکل می‌داد
  • حفره به سوراخی تبدیل شد
  • که با غشایی شفاف محافظت می‌شد
  • نور کمی می‌توانست به سوراخ کوچک وارد شود،
  • اما برای ساختن تصویری تار
  • بر روی سطح حساس داخلی چشم، کافی بود
  • این وضوح را بیشتر می‌کرد
  • دهانه‌ای بزرگتر می‌توانست نور بیشتری وارد کند
  • تا تصویر روشن‌تری به دست آید، اما در عوض واضح نبود
  • این پیشرفت، معادل بصری یک
  • رقابت تسلیحاتی بود
  • برای زنده‌ماندن نیاز به رقابت بود
  • اما بعد یک ویژگی جدید عالی چشم تکامل یافت،
  • عدسی‌ای که هم روشنایی و هم وضوح دقیق‌تر را فراهم می‌کرد.
  • در چشم ماهی‌های اولیه،
  • ژل شفاف کنار سوراخ، شکل یک عدسی را به خود گرفت
  • به موازات آن، سوراخ بزرگتر شد
  • تا نور بیشتر و بیشتری وارد شود
  • ماهی حالا می‌توانست با کیفیت بالا ببیند،
  • هم نزدیک و هم دور.
  • و بعد چیزی هولناک رخ داد.
  • تا حالا توجه کرده‌اید که نی در یک لیوان آب
  • در سطح آب خمیده به نظر می‌آید؟
  • چون نور وقتی از محیطی به محیط دیگر می‌رود،
  • خمیده می‌شود، برای مثال از آب به هوا.
  • چشمان ما در اصل برای دیدن در آب تکامل یافته بودند.
  • مایع رقیق در آن چشم‌ها، تقریبا
  • اعوجاج آن اثر خمیدگی را کاهش می‌داد
  • اما برای حیوانات خشکی،
  • نور، تصویر را از هوا
  • به چشم‌های هنوز آبکی آنها وارد می‌کرد
  • که شعاع‌های نور را خم می‌کرد،
  • و باعث اعوجاج‌های بسیاری می‌شد
  • وقتی نیاکان دوزیست ما، از آب به خشکی آمدند،
  • چشمهای آنها، که به شدت برای دیدن در آب تکامل یافته بودند
  • برای دیدن در هوا ضعیف بودند.
  • بینایی ما هیچگاه به خوبی آن موقع نشده است
  • ما دوست داریم فکر کنیم که چشم‌های ما آخرین مدل هستند
  • اما ۳۷۵ میلیون سال بعد،
  • ما هنوز چیزهایی که درست جلوی بینی‌مان هستند را نمی‌توانیم ببینیم
  • یا جزئیات را در کمی تاریکی تشخیص نمی‌دهیم
  • کاری که ماهی‌ها می‌توانند.
  • وقتی آب را ترک کردیم،
  • چرا طبیعت از اول شروع نکرد
  • و یک جفت چشم جدید برایمان نساخت
  • که برای دیدن در هوا بهینه باشند؟
  • راه و روش طبیعت این نیست.
  • تکامل، ساختارهای موجود را طی نسل‌ها تغییرشکل می‌دهد،
  • آن‌ها را با تغییرات کوچک سازگار می‌کند.
  • نمی‌تواند ناگهان به تابلوی طراحی برگردد
  • و طرحی از نو بزند.
  • در تمام مراحل تکامل چشم، چشمها
  • به اندازه کافی خوب کار می‌کردند
  • تا برتری برگزیننده‌ای برای زنده ماندن فراهم کنند
  • و در میان تمام جانوران زنده امروز، ما چشمها را
  • در تمام این مراحل پیشرفت می‌توانیم ببینیم
  • و همه آنها وظیفه خود را انجام می‌دهند.
  • پیچیدگی چشم انسان
  • هیچگونه چالشی برای تکامل با انتخاب طبیعت نیست.
  • در حقیقت، چشم و همه زیست‌شناسی بدون تکامل
  • معنا و مفهومی ندارند.
  • برخی ادعا می‌کنند که تکامل، تنها یک نظریه است
  • مثل اینکه تنها یک گمان باشد.
  • نظریه تکامل، مثل نظریه گرانش
  • یک حقیقت علمی است.
  • تکامل واقعا اتفاق افتاد.
  • پذیرش خویشاوندی ما با تمام حیات موجود در زمین
  • تنها علم محض نیست.
  • به نظر من، تجربه معنوی تعالی بخشیست
  • چون تکامل کور است،
  • نمی‌تواند وقایع فاجعه‌بار را پیش‌بینی کند یا با آنها سازگار شود.
  • درخت زندگی شاخه‌های شکسته‌ای دارد.
  • بسیاری از آنها در ۵ بزرگترین اتفاق فاجعه باری که
  • حیات تا کنون دیده است، صدمه دیده‌اند.
  • جایی، یادبودی هست
  • برای گونه‌های از دست رفته.
  • تالار انقراض.
  • با من بیایید.
  • به تالار انقراض خوش آمدید.
  • بنای یادبودی برای شاخه‌های شکسته درخت زندگی.
  • برای تک تک میلیون‌ها گونه زنده امروز،
  • شاید هزاران گونه دیگر نابود شده‌اند.
  • اکثر آنها در رقابت هر روزه
  • با شکل‌های دیگر حیات، جان داده‌اند
  • اما بسیاری از آنها در تحولاتی عمده و ناگهانی، برچیده شده‌اند
  • که سیاره را در هم نوردیده است.
  • در ۵۰۰ میلیون سال اخیر،
  • این جریان ۵ بار اتفاق افتاده است.
  • پنج انقراض عمده که حیات روی زمین را ویران کرده‌اند.
  • بدترین آنها حدود ۲۵۰ میلیون سال پیش رخ داد.
  • در پایان دورانی
  • معروف به پرمین.
  • تریلوبیت‌ها، جانورانی مسلح بودند
  • که در گروه‌های بزرگ در سطح دریا شکار می‌کردند.
  • آنها در میان اولین جانورانی بودند که
  • چشمهای تشکیل دهنده تصویر را تکامل دادند.
  • تریلوبیت‌ها، دوره خوبی داشتند، حدود ۲۷۰ میلیون سال.
  • زمین، زمانی سیاره تریلوبیت‌ها بود.
  • اما اکنون همگی مرده‌اند، منقرض شده‌اند.
  • آخرین آنها با بی‌شمار گونه‌های دیگر
  • در حادثه محیطی بی‌نظیری
  • از صحنه روزگار محو شدند.
  • آخرالزمان در سیبری امروز رخ داد،
  • با فوران‌های آتش‌فشانی در مقیاسی
  • که بشر تجربه نکرده است.
  • در آن زمان زمین بسیار متفاوت بود،
  • با یک ابرقاره و یک اقیانوس بزرگ.
  • سیل بی‌رحم گدازه‌های آتشین
  • ناحیه‌ای بزرگتر از اروپای غربی را در خود غرق کرد.
  • فوران‌های مداوم صدها
  • و هزاران سال ادامه پیدا کردند.
  • گدازه
  • منابع ذغال‌سنگ را برافروخته و هوا را
  • با کربن دی‌اکسید و سایر گازهای گل‌خانه‌ای آلوده کرد.
  • این جریان، زمین را گرم کرد
  • و گردش جریان‌های اقیانوس را متوقف ساخت.
  • باکتری‌های سمی به‌وجود آمدند،
  • اما تقریبا همه چیز در دریاها از بین رفت.
  • آب‌های راکد، گاز هیدروژن سولفید مرگبار
  • به هوا می‌دادند،
  • که اکثر جانوران خشکی را کشت.
  • نود درصد گونه‌های سیاره منقرض شدند.
  • ما به آن می‌گوییم...
  • مرگ عظیم.
  • حیات روی زمین آنچنان به نابودی کامل نزدیک شد
  • که بیش از ۱۰ میلیون سال طول کشید تا بهبود یابد.
  • اما شکل‌های حیات جدید به آرامی تکامل یافت
  • تا جای خالی باقی مانده از قتل‌عام دوره پرمین را پر کند.
  • دایناسورها در میان بزرگترین برنده‌ها بودند.
  • حالا زمین، سیاره آنها بود.
  • حکمرانی آنها بیش از ۱۵۰ میلیون سال ادامه یافت.
  • تا اینکه، آن هم، در انقراض جمعی دیگری
  • در هم شکسته شد.
  • حیات زمین در طی اعصار متمادی، ضربات بزرگی خورده است،
  • اما هنوز پابرجاست.
  • سرسختی زندگی، دیوانه‌کننده است.
  • درست جایی به آن می‌رسیم که هیچکس فکر آن را نمی‌کند.
  • اون راهروی بی‌اسم؟
  • اون برای یک روز دیگه‌است.
  • من جانوری را می‌شناسم که در آب جوشان زندگی می‌کند
  • یا در یخ منجمد.
  • می‌تواند ده سال بدون قطره‌ای آب زنده بماند.
  • می‌تواند بدون پوشش در خلا سرد
  • و تشعشع شدید فضا سفر کند و بدون آسیبی برگردد.
  • تاردیگرید (کندرو)، یا خرس آبی.
  • بلندای مرتفع‌ترین کوه‌ها
  • و عمیق‌ترین گودال دریاها، برای اون مثل خانه‌ای راحت است.
  • و در حیاط خانه ما، که بیشمار از آنها
  • در میان خزه‌ها زندگی می‌کنند.
  • احتمالا هیچوقت متوجه آنها نشده‌اید
  • چون بسیار کوچک‌اند.
  • حدودا اندازه سر سوزن.
  • اما سرسخت‌اند.
  • تاردیگرادها از همه ۵ انقراض بزرگ نجات یافته‌اند.
  • آنها برای نیم میلیارد سال در کار بوده‌اند.
  • قبلا فکر می‌کردیم که زندگی سخت‌گیر است،
  • که تنها در جایی دوام می‌آورد که
  • خیلی گرم و خیلی سرد نباشد.
  • خیلی تاریک، نمکی، اسیدی یا رادیواکتیو نباشد.
  • و هر کاری می‌کنید، اضافه کردن آب رو فراموش نکنید.
  • ما اشتباه می‌کردیم.
  • تاردیگرادها نشان دادند
  • حیات می‌تواند شرایطی را تاب بیاورد
  • که برای ما انسان‌ها به معنای مرگ قطعیست.
  • اما تفاوت ما با حیات پیدا شده
  • حتی در دورترین نقاط سیاره ما
  • تنها برداشتهای مختلفی از یک موضوع واحدند،
  • لهجه‌های مختلف یک زبان واحد.
  • کد ژنتیک حیات زمین.
  • اما زندگی در دنیاهای دیگر چگونه خواهد بود؟
  • دنیاهایی با تاریخ،
  • شیمی و تکامل کاملا متفاوت از سیاره ما؟
  • دنیای دوری هست که می‌خواهم شما را به آنجا ببرم
  • دنیای بسیار متفاوت از دنیای ما،
  • اما دنیایی که شاید در خود زندگی داشته باشد.
  • اگر حیات داشته باشد، نوید چیزی را می‌دهد
  • که با هرآنچه دیده‌ایم متفاوت است.
  • ابرها و مه سطح تیتان را کاملا مخفی کرده است،
  • قمر عظیم زحل.
  • تیتان من رو مقداری یاد خونه می‌اندازه.
  • مثل زمین، اتمسفری دارد که بیشتر نیتروژن است.
  • اما ۴ برابر غلیظ‌تر است.
  • هوای تیتان اصلا اکسیژن ندارد.
  • و خیلی سردتر از هرجای زمین است.
  • اما باز هم... می‌خواهم به آنجا بروم.
  • باید فرود بیاییم
  • از میان صدها کیلومتر مه و دود
  • تا حتی بتوانیم سطح را ببینیم.
  • اما پنهان در پشت پرده، منظره‌ای به شدت آشناست.
  • تیتان تنها دنیایی در منظومه شمسی است
  • که همیشه باران می‌بارد.
  • رود و خط ساحلی دارد.
  • تیتان صدها دریاچه دارد.
  • یکی از آنها بزرگتر از دریاچه "سوپیریر" در آمریکای شمالی است.
  • بخار از دریاچه‌ها بلند می‌شود
  • متراکم می‌شود و دوباره به صورت باران، می‌ریزد.
  • باران، رودها را تغذیه می‌کند
  • رودهایی که دره‌ها را به صورت منظره‌ای می‌تراشند.
  • درست مثل زمین.
  • اما با تفاوتی بزرگ.
  • در تیتان، دریاها و باران
  • از آب نیستند، بلکه از متان و اتان هستند.
  • روی زمین، آن مولکول‌ها گازهای طبیعی را شکل می‌دهند.
  • در تیتان بسیار سرد،
  • آنها مایع‌اند.
  • تیتان مقدار زیادی آب دارد،
  • اما همه آنها به سختی سنگ، یخ زده‌اند.
  • در حقیقت، مناظر و کوه‌ها
  • عموما از آب منجمد درست شده‌اند.
  • در صدها درجه زیر صفر،
  • تیتان بسیار سردتر از آن است که آب، مایع باشد.
  • اخترشناسان از زمان کارل سیگان
  • به احتمال وجود حیات در دریاچه‌های هیدروکربنی تیتان فکر می‌کنند.
  • بنیان شیمیایی برای چنین حیاتی
  • باید کاملا متفاوت با هر آنچه می‌دانیم باشد.
  • تمام زندگی روی زمین وابسته به آب مایع است.
  • و سطح تیتان آن را ندارد.
  • اما می‌توانیم نوع دیگری از حیات را تصور کنیم.
  • ممکن است موجوداتی باشند که به جای اکسیژن
  • هیدروژن تنفس می‌کنند.
  • و به جای کربن دی‌اکسید، متان بیرون می‌دهند.
  • ممکن است به جای قند از استیلن به عنوان منبع انرژی استفاده کنند.
  • از کجا بفهمیم که چنین موجوداتی
  • قلمرو پنهانی در زیر این امواج به تیرگی نفت ندارند؟
  • در اعماق دریای کرکن فرو می‌رویم
  • که از نام هیولای افسانه‌ای دریای شمال، گرفته شده است.
  • اگر حتی یکی از آنها آن پایین باشد،
  • احتمالا نمی‌توانیم آن را ببینیم.
  • خیلی تاریک است.
  • اگر همه نفت‌ها و گازهای طبیعی زمین را جمع کنید
  • به کثر کوچکی از ذخایر تیتان می‌رسید.
  • بگذارید چندتا چراغ روشن کنیم.
  • حالا ۲۰۰ متر زیر سطح هستیم.
  • چیزی دیدید؟
  • آنجا، کنار آن منفذ.
  • شاید فقط خیال کردم.
  • فکر کنم برای اینکه مطمئن بشیم
  • بعدا باید برگردیم.
  • فقط یک داستان دیگه هست، که می‌خوام براتون تعریف کنم.
  • و اون بزرگترین داستانیست که علم، تا حالا تعریف کرده.
  • اون داستان زندگی در جهان ماست.
  • به زمین ۴ میلیارد سال پیش خوش آمدید.
  • این زمین ما قبل از حیات بود.
  • کسی نمی‌داند که حیات چگونه شروع شد.
  • اکثر شواهد آن دوره بر اثر برخورد و فرسایش
  • از بین رفته است.
  • علم در خط مقدم، میان جهل و دانایی، مشغول است.
  • ما ترسی از پذیرفتن چیزی که نمی‌دانیم نداریم.
  • ننگی در این مسئله نیست.
  • تنها جایی ننگین است که وانمود کنیم همه جواب‌ها را داریم.
  • شاید کسی که این را می‌بیند
  • اولین کسی باشد که
  • راز چگونگی آغاز حیات روی زمین را کشف کند.
  • شواهدی از میکروب‌های امروزی
  • نشان می‌دهد که نزدیک‌ترین نیاکان آنها
  • دماهای بالا را ترجیح می‌داده‌اند.
  • حیات روی زمین شاید در آب‌های داغ
  • اطراف منافذ آتش‌فشانی زیر آب شکل گرفته باشد.
  • در مجموعه اصلی "عالم" کارل سیگن،
  • سرنخ از بین نرفته‌ای را دنبال کرد
  • که مستقیما از موجودات تک‌سلولی مربوط به
  • حدود ۴ میلیارد سال پیش...
  • به شما رسیده بود.
  • چهار میلیارد سال در ۴۰ ثانیه.
  • از مخلوقاتی که هنوز مانده بود تا روز را از شب تشخیص دهند
  • تا مخلوقاتی که عالم را کاوش می‌کنند.
  • اینها بعضی از کارهایی‌اند که مولکول‌ها
  • در طول ۴ میلیارد سال تکامل انجام دادند.

پخش کنندهویرایش

  • فاکس
  • نشنال جئوگرافیک

پیوند به بیرونویرایش