باز کردن منو اصلی
«آدم بدی نیستم … همه لخت دنیا می‌آییم. با این حال بزرگ که شدیم سرنوشت طوری شکلمان می‌دهد که انگار از مومیم. بعد همهٔ ما را روی راه‌های گوناگون به طرف یک مقصد واحد-مرگ- روانه می‌کند.» از کتاب خانوادهٔ پاسکوآل دوآرته

کامیلو خوزه سلا (به اسپانیایی: Camilo José Cela y Trulock, 1st Marquis of Iria Flavia)، رمان‌نویس و شاعر اسپانیایی است.

گفتاوردهاویرایش

خانوادهٔ پاسکوآل دوآرتهویرایش

  • «این یقین که همهٔ گام‌های من لزوماً می‌بایست از راه‌های از پیش معین عبور کنند، دلسردم می‌کرد و به خشمم می‌آورد.»
  • «آدم بدی نیستم … همه لخت دنیا می‌آییم. با این حال بزرگ که شدیم سرنوشت طوری شکلمان می‌دهد که انگار از مومیم. بعد همهٔ ما را روی راه‌های گوناگون به طرف یک مقصد واحد-مرگ- روانه می‌کند.»
  • «از کجا معلوم که در طومارهای الهی نوشته نشده باشد که بدبختی تنها طالع من است و راه مصیبت تنها راهی است که قدم‌های سمج من در تمام روزهای غم گرفته‌ام می‌تواند در آن سیر کند؟»
  • «زنی که گریه نکند. مثل چشمه‌ای بی آب، بی‌ارزش است.»
  • «باور کنید که خنده‌اش مرا به لرزه انداخت … خوب نیست آدم به مصیبت کسی بخندد. خداوند برای تنبیه اشرار به چوب و چماق و سنگ و کلوخ احتیاج ندارد. چون همان‌طور که می‌دانیم هر که با شمشیر زندگی کند، با شمشیر هم کشته خواهد شد»
  • «چه سری است در عشق که درست در آن دم که بیش از همه به آن نیازمندیم، از ما می‌گریزد؟»
  • «چیزهایی هستند که برای همه ارزش یکسان ندارند. چیزهایی که باید بارشان را تک و تنهاروی گرده بکشیم، مثل صلیب شهدا، و پیش خودمان نگه داریم. نمی‌شود از چیزی که در درون ما جریان دارد با همه حرف زد. بیش‌تر وقت‌ها حتی نمی‌فهمند از چه چیزی حرف می‌زنیم.»[۱]

منابعویرایش

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. کامیلو خوسه سلا، خانوادهٔ پاسکوآل دوآرته، ترجمهٔ فرهاد غبرائی، نشر ماهی.