باز کردن منو اصلی

کارول رومنز (۱۰ دسامبر ۱۹۴۴، فورست هیل، لندن) شاعر، مؤلف و داستان‌نویس بریتانیایی است.

گفتاوردهاویرایش

  • «تن طردشده‌ام شبی نزدِ من بازآمد.
گفت: «بازگشتِ مرا جش نمی‌گیری؟»
گفتم: «نه، اما می‌توانی بنشینی.
نه چندان نزدیکِ من لطفاً.»
«باشد. خیلی تغییر کرده‌ام؟»
«نه چندان. تو همیشه زشت بوده‌ای.» و لبخند زدم
زیرا تو همراه بی‌پرده سخن گفتن در تاریکی را دوست می‌داری؛ و پرسیدم: «چگونه‌ای؟»
تنِ طرشده‌ام نالید: «دربه‌درم.»
و اشاره کرد به کبودی‌های پراکنده روی دست‌ها و ساق پاهایش.
«چندان آواره بوده‌ام که نمی‌دانم کیستم.
مدام در حال تصادم با اسباب و اثاثیه،
در و دیوار و اشیاء دیگرم که آشکارا حضورِ مرا
انکار می‌کنند.
اجاق گازهایی که کاری به کارشان ندارم
مرا می‌سوزانند.
یک‌روز موهایم آتش گرفت. معجزه بود که جانِ سالم به در بردم.»
بیزار از لحن ترحم‌انگیزش گفتم: «با این همه هنوز زنده‌ای.»
سکوتی طولانی حاکم شد. «به چه فکر می‌کنی؟»
«به خونریزی‌ام». «این که کاملاً طبیعی است.»
«آیا می‌توانی یک امشب پناهم دهی؟» «نه. دیگر باید بروی،
به علاوه، من منتظر معشوقم هستم.»
«اما بدونِ تن چگونه می‌توانی عشق بورزی؟»
«آه! تو هنوز مالیخولیایی هستی.»
تنم آزرده به سوی در خزید:
«هوا بارانی است!»
«منظور؟ غرق که نخواهی شد.
تنها زمانی بازگرد که عاقل شده باشی. اگر هرگز ممکن باشد.»
«مُردن را به رشد کردن درونی تو ترجیح می‌دهم.»»
گفتگوی من و تن[۱]

منابعویرایش

  1. حسن‌زاده, فریده. شعر زنان در سدهٔ بیستم میلادی. تهران: نگاه, 2001. 411. ISBN ‎9643510476.