باز کردن منو اصلی

چیستا یثربی (۱۳۴۷ / ۱۹۶۸م) کارگردان و نویسندهٔ ایرانی.

گفتاوردهاویرایش

  • «یک کارگردان حتی در خصوصی‌ترین شب زندگی‌اش هم نمی‌تواند از هویت کارگردانی‌اش جدا باشد.»[۱]
  • «راستش اکنون مدتی است که احساس می‌کنم سینما به سرزمین کوتوله‌ها تبدیل شده است.»[۲]
  • «من ترجیح می‌دهم که انزوای نوشتن رمان را به دوری از سینما به جان بخرم، تئاتر همه که مصیبت خودش را دارد.»[۳]
  • «مردم فقط جایی برای تفریح می‌خواهند و چون هیچ جایی برای تفریح در ایران پیدا نمی‌شود که بتوان خانوادگی از آن استفاده کرد، کجا بهتر از سالن تاریک و امن سینما ؟.»[۴]
  • «من می‌توانم بدون سینما هم زندگی کنم، چون نویسندهام و می‌توانم رمان بنویسم.»[۵]
  • «دنیا دانه‌ای از حلقه زنجیر به هم پیوسته‌ای است که انسان را به خداوند وصل می‌نماید. تئاتر از هنرهای دیگر تغذیه می‌شود و بستری برای عرضه هنرهای دیگر است.[۶]
  • «من برای رسیدن به اینکه تئاتر از زندگی جدا نباشد، کار می‌کنم. تئاتر مثل کیمیاگری است. آدم با نقش درگیر می‌شود و یک شخصیت جدید می‌آفریند. اگر تئاتر جوری جا بیفتد که ما هر کدام ضعف هایمان را بشناسیم و برای برطرف کردن آن یک شخصیت جدید در خودمان ایجاد کنیم، کیمیاگری شده است.»
    • مصاحبه با «پیام زن» فروردین ۱۳۷۶، شماره ۶۱[۷]
  • «با یک جریان و موضوع فکری درگیر می‌شوم. بعد از کشف یک سوژه چون خط کاری من الهام گرفتن از اسطوره‌ها و افسانه هاست، به آن قالب رجوع می‌کنم و بعد آن را با زندگی روزمره تطبیق می‌دهم و بعد موردی را که در این کش و قوس پدید می‌آید بر دل کاغذ جاری می‌کنم. باید «درد»مند بود، باید خاطر، از چیزی آشفته گردیده باشد که برای رفع این آشفتگی عمومی به راه حل رسید. یعنی تشخیص درد و پی گیری برای درمان آن. تئاتر می‌تواند درمان باشد.»
    • مصاحبه با «پیام زن» فروردین ۱۳۷۶، شماره ۶۱[۸]

منابعویرایش