ویکی‌گفتاورد:درج‌پذیری

ویکی‌گفتاورد:درج‌پذیری (به انگلیسی: Quotability) استانداردهایی دربارهٔ این‌که چه مطالبی می‌توانند به عنوان گفتاورد در ویکی‌گفتاورد درج شوند به دست می‌دهد. گفتاوردشناسی در دو سطح قابل طرح است:

  1. آیا موضوع صفحهٔ پیشنهادی سرشناسی کافی برای ایجاد صفحه را دارد؟
  2. آیا گفتاورد مورد نظر از سرشناسی کافی برای درج در صفحه برخوردار است؟

این رهنمود به سرشناسی و کیفیت گفتاوردها می‌پردازد؛ صفحات نیز باید الزاماتی مانند کپی‌رایت و مسائل مربوط به طول صفحه را درنظر بگیرند.

گفتاوردهایی که منتسب به افراد و یا دربارهٔ افراد هستند

ویرایش

آزمونی که درپی می‌آید برای گفتاوردهایی است که منتسب به افراد است و شامل مواردی چون فیلم، رمان، برنامه‌های تلویزیونی و.. نمی‌شود.

هیچ آزمون صددرصدی برای تشخیص این‌که یک نفر صفحه داشته باشد یا گفتاورد خاصی از او در صفحه‌اش درج شود وجود ندارد؛ با این‌حال معیارهایی وجود دارند که در تعیین صلاحیت یک موضوع یا گفتاورد برای درج در ویکی‌گفتاورد راهگشا هستند:

  1. آیا گفتاورد به خودی خود عبارتی نغز، موجز، مطایبه‌آمیز، حکیمانه، خطیبانه و یا نیش‌دار و گزنده است؟
  2. آیا گویندهٔ گفتاورد فرد سرشناسی است؟ چقدر سرشناس است؟ زیاد، متوسط یا اندک؟ آیا سرشناسی آن‌ها به خاطر گفته‌هایشان است (مثل شاعران و سخنوران یا دیگرانی مثل فیروز کریمی
  3. آیا خود گفتاورد مستقلاً مشهور است؟ (مانند ضرب‌المثل‌ها یا سخنان بزرگان)
  4. آیا صاحب اصلی (اولین گوینده) گفتاورد، همان شخصی است که گفتاورد به او منتسب شده؟
  5. آیا موضوع گفتاورد، موضوع قابل توجهی است؟ آیا راجع به یک تجربهٔ عام بشری است (مانند عشق، تنهایی، مرگ و...) یا دربارهٔ یک چیز سطحی و گذرا (مانند خارپشت، گوشت ناهار، یا بوی ماشین جدید)؟ اگر راجع به یک چیز گذرا و ازبین‌رفتنی است، آیا گوینده‌اش تجربهٔ متمایزی در مورد آن داشته؟ اگر گفتاورد دربارهٔ فرد دیگری است، آیا آن فرد دیگر به شدت مشهور است؟
  6. آیا گفتاورد آزمون زمان را از سر گذرانده و ماندگار است؟
  7. آیا گفتاورد به شکل تأییدپذیری به منبع مناسب ارجاع داده شده؟

بحث بیش‌تر دربارهٔ این مفاهیم در ادامه می‌آید.

کیفیت گفتاورد

ویرایش

تعیین این‌که کدام گفته قابل نقل به صورت گفتاورد است و کدام نه، بسیار دشوار و تا حد زیادی نسبی است. معمولاً وقتی گوینده بسیار سرشناس است، ممکن است جملات کم‌تر ادیبانه‌اش هم قابلیت گفتاورد شدن را داشته باشند، اما وقتی گوینده کم‌تر سرشناس است، سختگیری در مورد گفتاوردها بالا می‌رود و به دنبال جملاتی از او می‌گردیم که نغز، جالب، حکیمانه، مطایبه‌آمیز یا نیش‌دار باشند. این‌که یک گفتاورد این صفات را احراز می‌کند یا نه، بسیار نسبی است و گاه تصمیم‌گیری در مورد آن به اجماع کاربران نیاز دارد.

برای گفتاوردهایی مانند شعر، یا سایر قالب‌های ادبی، نکتهٔ کلیدی این است که عین عبارت سرشناس است یا نه. اما برای نقل قول از یک دانشمند، سرشناسی معنی حرفش کفایت می‌کند و نیازی نیست حتماً عین کلام او باشد؛ قوانین نیوتن و نظریه نسبیت انیشتین از این دسته‌اند.

برای مقاله داشتن در ویکی‌گفتاورد سرشناس بودن فرد لازم است، اما کافی نیست

ویرایش

این واقعیت که فردی با معیارهای ویکی‌پدیا از سرشناسی کافی برای داشتن مقاله برخوردار است، به معنی این نیست که آن فرد قابل نقل قول است. در واقع ممکن است یک نفر بسیار هم شناخته‌شده باشد اما به دلایلی غیر از گفته‌هایش؛ و ممکن است حتی یک جملهٔ قابل نقل هم نداشته باشد. سرشناسی شخص هنگامی که او را 'با سخنش می‌شناسند، وزن بیشتری می‌یابد. مثلاً احتمال خیلی بیشتری می‌رود که یک شاعر یا سخنور برجسته نقل‌پذیر باشد تا یک مربی فوتبال مشهور، مگر این‌که آن مربی فیروز کریمی باشد که به اظهار نظرهای بامزه مشهور است.

برای یک موضوع مشخص، سرشناس بودن گوینده لازم نیست، بلکه سرشناسی خود گفتاورد لازم است؛ بنابراین ممکن است گفته‌ای نغز با وجود نامعلوم بودن گوینده‌اش قابل درج به عنوان گفتاورد باشد. از طرف دیگر ممکن است گفتاوردی که به نظر ویژه نمی‌آید صرفاً به خاطر هویت گوینده‌اش از صلاحیت لازم برای درج در صفحه برخوردار شود. مثلاً اگر بقال سر محل شما بگوید: «تماشای هیچ ورزشی به‌اندازهٔ گلف خسته‌کننده نیست و من سردرنمی‌آورم چه‌طور اصلاً آن را در تلویزیون پخش می‌کنند»، در این‌جا هیچ چیز جالبی برای نقل کردن این باور خاص وجود ندارد، اما اگر همین جمله را یک گلف‌باز جهانی بگوید که تصویر بازی‌هایش دائم از تلویزیون پخش می‌شود، اهمیتی دیگر می‌یابد.

برای این‌که گفتهٔ یک نفر دربارهٔ فرد دیگر در صفحهٔ فرد دوم قرار بگیرد، سرشناس بودن گوینده ضروری است. درمورد این نکته پایین‌تر توضیح داده خواهد شد.

شهرت گفتاورد

ویرایش

گاهی شهرت یک گفتاورد از شهرت گوینده‌اش بسیار بیشتر است به‌شکلی که مستمراً در منابع دست دوم و دست سوم به چشم می‌خورد. ممکن است رسانه‌ها جمله‌ای گمنام و جذاب را از زمینه‌ای که در آن به‌کار رفته بیرون بکشند و مستقیم به اذهان عمومی تزریقش کنند. جملات قصار یا ضرب‌المثل‌هایی که حاوی واقعیت‌های زندگی روزمره هستند (مانند «ماهی را هروقت از آب بگیری تازه است» یا «مرگ خوب است اما برای همسایه»). ممکن است برخی از این ضرب‌المثل‌ها منتسب به فرد خاصی هم باشند، اما منبع بیشترشان ناشناخته است و معمولاً در مقالات مرتبط با ضرب‌المثل‌ها یا در نوشتارهای مرتبط با درون‌مایه‌شان نقل می‌شوند.

گفتاوردهای معروف که ممکن است منتسب به فرد مشهوری نباشند، می‌توانند به تنهایی باعث شوند آن شخص شایستگی داشتن مقاله را به‌دست بیاورد. اما به این منظور لازم است، گفتاورد به‌دقت مورد بررسی قرار بگیرد تا اثبات شود آزمون زمان را از سر گذرانده و گفتاوردی ماندگار است.

اهمیت موضوع

ویرایش

اگرگفتاوردی در مورد موضوع جالب توجهی باشد احتمال بیشتری برای قابل نقل بودن دارد. موضوع‌های معینی مثل:عشق و تولد در جهان شناخته شده‌اند و موضوعی برای ابراز نظرهای همیشگی هستند. نقل قول‌هایی در مورد موضوع‌های کم اهمیت‌تر هم ممکن است قابل نقل کردن باشند، اما باید نشان داده شود که براساس عواملی مثل شهرت گوینده و کیفیت نقل قول دلیلی قوی برای نقل شدن دارند. برای مثال، نقل قولهایی را که در مورد کرگدن آمده است ببینید. در موردگفتاوردهایی که در مورد افراد هستند، شهرت فرد به عنوان موضوع نقل قول حتی می‌تواند مشکل‌تر از تعیین کیفیت باشد، اما روشن است که یک فرد ممکن است به عنوان موضوع نقل قول جالب توجه باشد، حتی اگر چیزی شایستهٔ نقل‌قول نگفته باشد.

تازگی در برابر آزمون زمان

ویرایش

گفتاورد هر چه قدیمی‌تر باشد، احتمال بیشتری دارد که ویژگی‌های را که موجب ماندگاری مربوط به آن گفتاورددر طی نسل‌ها در ذهن مردم می شود را داشته باشد. زمان ارزیابی قابل نقل بودن یک گفتاورد،باید دلیل خوبی برای این عقیده که این گفتاورد بعد از ده سال، صد سال ، شاید حتی هزار سال بعد از این هم مورد علاقۀ مردم خواهد بود وجود داشته باشد.

بنابراین ، هرچه گفتاورد جدیدتر باشد، احتمال قابل نقل بودن آن کمتر است. به عنوان راهنما، هر گفتاوردی که مربوط به ده سال گذشته باشد با این فرض که درواقع قابل نقل نیست بدقت مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این فرض ممکن است اشتباه باشد اگر وزن عوامل دیگر مندرج در این صفحه به شدت به نفع قابل نقل بودن آن باشد، به عنوان مثال اگر نویسندۀ گفتاورد خیلی مشهور باشد و گفتاورد بارها نقل شده باشد ، یا پوشش گسترده‌ای داشته باشد یا توسط اشخاص مشهور دیگری اقتباس شده و تکرار شده باشد.

برعکس گفتاوردی که بعد از صد سال گفته شده و تکرار می‌شود فرض می شود که قابل نقل باشد.

تأییدپذیری

ویرایش

همه می‌توانند گفتاوردی را به شخص مشهوری نسبت بدهند. برای آن که مطلب قابل نقل باشد. باید قابل اثبات باشد که شخصی که به عنوان نویسندهٔ گفتاورد ذکر شده است براستی نویسندهٔ آن است. یا حداقل تعدادی منبع مستقل و عاری از تعصب گفتاورد را به آن نویسنده نسبت می‌دهند. (ویکی گفتاورد: منبع‌دهی را ببینید). بودن گفتاوردی در مجموعه گفتاوردها مدرکی قوی برای قابل نقل بودن هم خود گفتاورد و هم نویسندهٔ آن است. بهرحال، لزوماً این مطلب مدرکی مناسب برای قابل تأیید بودن نیست. چنین مجموعه‌هایی گاه و بیگاه گفتاوردهایی را به اشتباه به کسی نسبت می‌دهند، در چنین نمونه‌هایی، ممکن است گفتاورد را در قسمت گفتاوردهایی که به نویسندهٔ اشتباه نسبت داده شده (همراه با توضیحی که چرا گفته می‌شود که این مطلب به اشتباه نسبت داده شده است، و مشخص کردن گویندهٔ اصلی گفتاورد) آورد، می‌توان آن را در صفحهٔ نویسندهٔ واقعی هم آورد.

گفتاوردهایی که شامل انتقاد از افراد دیگر می‌شوند

ویرایش

مطمئناً گفتاوردهای قابل توجهی وجود دارند که در آن یک فرد از دیگری انتقاد می‌کند. بهرحال، به خاطر پتانسیلی که این پروژه برای سوءاستفاده دارد، چنین گفتاوردهایی بیشتر مورد بررسی قرار می‌گیرند. برای نقل گفتاوردهای انتقادی این شروط باید درنظر گرفته شوند:

۱. آیا نویسندهٔ گفتاورد شخص خیلی سرشناسی است؟

۲. کسی که گفتاورد انتقادی در مورد اوست، شخص خیلی سرشناسی است؟

۳. گفتاورد در کمتر از ده سال پیش گفته شده است؟

۴. نویسندهٔ گفتاورد یا کسی که گفتاورد در مورد اوست، درگذشته‌اند؟

۵. خود گفتاورد بدیع و ابتکاری است؟

۶. خود گفتاورد نغز، کنایه‌دار، عاقلانه، فصیح، یا نیشدار است؟

۷. گفتاورد منبع قابل تأییدی دارد؟

به همهٔ این عوامل باید وزن یکسانی داده شود. انتقادی از یک فرد زندهٔ غیر مشهور که اخیراً به یک فرد زندهٔ غیر مشهور نسبت داده شده است به عنوان گفتاورد نوشته نخواهد شد. اگر گفتاوردی انتقادی برخلاف شروط ذکر شده در بالا در مقاله‌ای آورده شده است، می‌توان آن را با استناد به این صفحه حذف کرد.