باز کردن منو اصلی

وشمگیر (؟، دیلمستان - دسامبر ۹۶۷، گرگان) دومین امیر زیاری بود.

دربارهٔ اوویرایش

ملا شیخ علی گیلانی در کتاب تاریخ مازندران خود این گونه شرح می‌دهد:

کوشیار، منجم گیلانی، که درنجوم ثانی ابو معشر بلخی اس، با او می‌بود. در محر سنه سبع و حمسین و ثلماثه به وشمگیر گفت: امروز سوار مشو که اگر سوار شوی باعث هلاک تو خواهد بود. فرمودند کسی اسب زین نکند. وشمگیر تا پیشین آن روز صبر کرد؛ و وقت ظهر در طویله به تماشای اسبان رفت. ناگاه از بیرون آواز برآمد که گراز رفت. پرسید که چه آواز است؟ گفته که خوک بزرگی پیدا شده، در پُویَه، سرعت می‌نماید که بدر رود. گفت اسب بیارید. گفتند هیچ‌کدام زین ندارند. گفت هر قسم هست بیارید. اسبی با جل و پیراهنش آوردند. سوار گشته به خوک نزدیک شد و بانگ زد که:گراز مرو که رسیدم. گراز بازگشته در زیر شکم اسب او درآمد و کله در شکم اسب فرورفت. آن باره تیز خرام راست شده، وشمگیر از او جدا گشت و سرش به زمین‌خورده، علی‌الفور به شکارگاه عدم رفت…

منابعویرایش