باز کردن منو اصلی

محمدرضا نیکفر (۱۳۳۵-) محقق و مدرس در زمینه فلسفه سیاسی، و از ناقدان جریان روشنفکری دینی، مقیم آلمان است.[۱] [۲]

دارای منبعویرایش

  • «شریعت اسلام فراموش‌شدنی است، نه اصلاح‌شدنی.»[۳]
  • «در دوران سکولار اعتقاد دینی از میان نمی‌رود، اما به یک انتخاب تبدیل می‌شود، به گزینه‌ای در میان مجموعه‌ای از گزینه‌های دیگر.»[۴]
  • «جمهوری اسلامی خودستاترین حکومتی است که تا کنون در زادبوم ما برپا شده است. هیچ حکومتی خود را با خدا به گونه‌ای در یک مقام قرار نداده که سجده در مقابل خدا سجده در برابر حکومت شود و برعکس.»[۵]
  • «یک چیز را فراموش نکنیم: از جمله‌ی ظاهرا ساده و بی‌آزار «آبجی خودتو بپوشون!» در یک فیلم سینمایی تا برقراری آپارتاید جنسی و همچنین شکنجه و تجاوز و قتل در «کهریزک»ها راه درازی نیست.»[۶]
  • «دین‌فروشی سر تا پاى جامعه را در بر گرفته... بعد از انقلاب اسلامى دين را تبديل به یک امتياز كردند و اين امتياز شروع شد به خريد و فروش، و اين خريد و فروش ابعاد وحشتناكى پيدا كرد و همه شروع كردند به نقش بازى كردن.»[۷]
  • «فلسفه نه تنها پیروی نیست، بلکه سرپیچی است. زیرا شکِ مداوم است، پرسیدنِ مداوم است. از این نظر فرقی ماهوی است میان نوشته‌ی فلسفی و نوشته‌ی دینی. عبارتِ «الف صحیح است، چون برگرفته از متنی مقدس است» سِنخْ‌‌نمای نگرشِ دینی است. در فلسفه هیچ حقیقتی با گفتنِ عبارتی نظیرِ «کانت گفته است که ...» ثابت نمی‌شود، مگر این که بحث بر سرِ خودِ کانت باشد، و بحث بر سرِ خودِ کانت و اندیشه‌های او بحثی است در تاریخِ فلسفه، و نه فلسفه در معنای ویژه‌ی آن.»[۸]

بدون منبعویرایش

  • «كتاب‌های دینی را نمی‌خوانند، تلاوت می‌كنند. اگر آنها را با همان دید و دقتی می‌خواندند كه كتاب‌های راهنمای راه‌اندازی چرخ‌گوشت یا دستگاه دی‌وی‌دی را، اینقدر پر فروش نبودند.»
  • «در گذشته امر وجدانی، امر ایمانی بوده است. وجدان، «خود» نبوده است. وجدان «بی‌خودی» بوده است. «خود» مفهومی جدید است. انسان مدرن است که شهامت دارد بگوید: خودم!»
  • «دین نخبه‌گرا نیست، نه تنها نیست بلكه نخبگان را دشمن می‌دارد، خاصه نخبگان فكری را. حوزه دینی به عوام نظر دارد. صلابت دین نه در تعلیمات آن است نه در منفی‌گرایی زعمای آن، بلكه در آن است كه می‌تواند انرژی منفی خود را به عوام تزریق كند.»
  • «نقل است كه عیسی مسیح گفته: من از این جهان نیستم. این سخنن بیشتر شامل حال روشنگران منتقد دین می‌شود تا خود مردان دین. روشنگران منتقد دین معمولاً توجه‌شان به محتوی متون مقدس و باورهای دینی و مناسک دینی است. ولی چیزی كه در دنیای واقعی اهمیتی ندارد محتوای این گونه چیزهاست. مردان دین به این دنیا تعلق دارند و می‌دانند كه عقل انسان‌ها به چشمشان است، ایمانشان نیز.»

پانویسویرایش

پیوند به بیرونویرایش