باز کردن منو اصلی

ستارخان فیلم ایرانی به کارگردانی علی حاتمی و بازیگری علی نصیریان، عنایت بخشی، عزت‌الله انتظامی و پرویز صیاد ساخته شد. ساخت این فیلم در تابستان ۱۳۵۱ در تهران آغاز گردید.

گفتگوهاویرایش

حیدر خان عمو اوغلی (عزت ا… انتظامی): انجمن می‌خواد که تو دست از جنگ ورداری. شهر می‌خواد که تو تسلیم بشی.
ستارخان (علی نصیریان): اگر ادامه بدم چی میشه؟
حیدر: ممکنه به این بهانه همه جارو بگیرن.
ستارخان: تو چیکار می‌کنی؟
حیدر: من گاوپیشونی سفید نیستم، من قهرمان نیستم، هر کاری بکنم، به جایی برنمی‌خوره. من تا اینجا تونستم ادامه بدم و حالا نمیشه، میرم قاطی مردم، میون اوناگم می‌شم و خودمو نگه می‌دارم تا موقع مناسب.
ستارخان: البته، اگه عمرت به دنیا باشه.
حیدر: انجمن می‌خواد که تو بری به عمارت عثمانی پناهنده بشی. اگه تسلیم بشی، اگه نجنگی، اگه خودکشی کنی، همه در سرنوشت این مملکت موثره. یادت باشه، فقط یه جنگو باختیم، خداحافظ قهرمان، به امید دیدار.

ستارخان (علی نصیریان): شماها آدم‌های درست و حسابی نیستین. مشروطه را واسه خودتون می‌خواین یا واسه مردم؟ اگه واسه مردمه، که الان توشهر نون ندارن بخورن، اون وقت شماها هفت رنگ سفره انداختین نیگا کن!

حیدرخان عمواوغلی (عزت ا… انتظامی): گدا بار آوردن هنر نیست، رفیق! اگه مردم دستشون به دهنشون نمی‌رسه باید نون رو ارزون کرد.
ستارخان: اگر مشروطه بشه، نون ارزون میشه؟
علی موسیو: ببین ستار؟ مرگ چیه؟
ستارخان: خوب مرگ حقه، دست خداس.
علی موسیو (پرویز صیاد): همین؟
حیدرعمواغلی: اما مشروطه دست ماهاس. تودلت می‌خواست اختیار مردنت دست خودت بود؟
ستارخان: نعوذبالله آره.
حیدرعمواغلی: پس چطور دلت نمی‌خواد اختیار زندگی کردنت دست خودت باشد؟
ستارخان: من اختیار زندگیم دست خودمه، توچی میگی؟
حیدرعمواغلی: توبه هر آدمی که نفس می‌کشه می‌گی زنده؟
ستارخان: آره دیگه معلومه، خب زندس کاریش هم نمیشه کرد.
حیدر: اگه دهنشو ببندن چی؟
ستارخان: اما هیشکی دهن منو نبسته.
حیدر: آخه تو چیزی بلد نیستی بگی.
ستارخان: شماکه بلدین چی میگین، غیر از کفرگفتن‌…ها؟ آخرش یه نامسلمون نگفت مشروطه یعنی چه؟
حیدر: یعنی خیلی چیز!
ستارخان: برادر صاف و پوست کنده، یه جوری بگو که منم حالیم بشه آخر.
حیدر: یعنی اینکه مردم اختیارشون دست خودشون باشد.
ستارخان: ببینم لامذهبی که تو کار نیست؟

حیدر خان عمو اوغلی (عزت ا… انتظامی): ببین ستار این مملکت در شرایط فعلی در این زمان، از دوطرف داره غارت میشه
طرف اول اروپایی ها هستن، روسا و انگلیسا که پولداراشون ریختن تو این مملکت و دارن تیکه تیکه اونو میخرن
دومین دسته خودیان، اونایی که حق من و تو رو میفروشن، نوکراشون
علی موسیو (پرویز صیاد): دسته سوم رو فراموش کردی حیدرخان، بی طرف‌ها، بلاتکلیف‌ها، آدم‌هایی که سکوت میکنند، فقط ناظرن، بی تفاوتها،
اونا بیشتر از همه منو رنج میدن و اِلّا با دوست و دشمن آدم تکلیفش روشنه[۱]

پیوند به بیرونویرایش

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ