باز کردن منو اصلی

زاهی وهبی(۱۹۶۴) شاعر و فعّال رسانه‌ای لبنانی.

گفتاوردهاویرایش

  • «من بیش از ۴۰٬۰۰۰ کتاب دارم که آنان را از سرتاسر جهان گرد آوری کرده‌ام. کتاب‌هایی که در مورد طبیعت کشورهایی که از آنها بازدید کرده‌ام و با خود به کتابخانه‌ام آورده‌ام می‌باشند و آنها را از سن ۱۱ سالگی جمع کرده‌ام. در کتابخانه‌ام مانعی برای ورود کتاب وجود ندارد، اما تمامی کتاب‌هایم از بیرون رفتن معاف هستند. من آرزوی ساخت یک کتابخانه در مزرعه‌ام که به نام مادرم راسائل می‌باشد را در سر دارم. من تمامی خصوصیات رفتاری خود را از وی به ارث برده‌ام.»[۱]
  • «برای یک شاعر بهتر است که تنها روی هنر خویش تمرکز نماید تا ذهنش برای کلام و دفتر شعرش آزاد و رها باشد. چون خلق یک شاعر است که وی را خلاق می‌کند و در تضاد با دنیای پول و مدیریت است که نیازمند توجه دائم و پی گیری از لحظه چاپ تا زمانی که محصول نهایی منتشر گردد و فراتر از آن می‌باشد. بازاریابی نیازمند مهارت است که شاعر را از کار هنری دور می‌سازد.»[۲]
  • «هر چه یک شاعر در شهر خود معروف تر شود به کسب شهرت بین‌المللی نزدیکتر می‌شود. هنگامی که فردی سادگی را انتخاب می‌کند، چیزی که عمیقاً وی را منقلب می‌کند را انتخاب می‌کند و آن را با هنر مفاهیمی که با آن کار می‌کند ترکیب می‌کند، بدون در نظر گرفته زبان و پیشینه فرهنگی، نزد دیگران مشهور می‌شود.»[۳]
  • «من زندگی یک فرد را به یک رودخانه در جریان تشبیه می‌کنم که همانطور که حرکت می‌کند از همه شاخه‌هایش عبور کرده و مجموع مسیر خود را ایجاد می‌کند. از لحظه تولد تا مرگ، زندگی انسان با تجاربی که کسب می‌کند شکل داده می‌شود. رسانه و شعر از شاخه‌های آن رودخانه هستند که مرا شکل داده‌اند، اما شعر مکان ویژه‌ای را دارد، چون کاغذ سفید صفحه‌ای است که می‌توانم روی آن هر چه در عمق افکارم می‌گذرد را بیان کنم.»[۴]
  • «همه می‌دانند که غزل منحصراً به شرح معشوق، خواه مرد یا زن، مربوط می‌شود. [غزل] به شرح سایر خصوصیت‌های انسانی که مردم دارند مربوط نمی‌شود و بسیار فراتر از خصوصیت‌های [فیزیکی] می‌باشد. به همین دلیل دقت می‌کنم که حتماً شرحی از هر دو جنسیت در شعرم گنجانده شود، چون مانند برخی از آثار شعر اعتقاد ندارم که فاصله بسیاری بین آنان وجود دارد. خصوصیت‌های مردان و زنان بسیار جامعه تر و فراتر از ستودن معشوق است.»[۵]
  • «تمام زندگی من در قهوه‌خانه است. به شوخی به مردم می‌گویم که در قهوه‌خانه زندگی می‌کنم و دائم در خانه خودم هستم.»[۶]

منابعویرایش