باز کردن منو اصلی

جلال‌الدین، محمد بن اسعد صدیقی دوانی (۱۴۲۶، دوان – ۲۲ سپتامبر ۱۵۰۲، کازرون) قاضی، فقیه شافعی و فیلسوف ایرانی بود. [۱]

گفتاوردهاویرایش

مرا به تجربه معلوم شد در آخر حال      که قدر مرد به علم است و قدر علم به مال[۱]
* * *
از تو تا مقصود چندان منزلی در پیش نیست      یک قدم بر هر دو عالم نه که گامی بیش نیست
معنیِ درویشی ار خواهی کمال نیستی است      هرکه را هستیِ خود باقی است او درویش نیست
بندگی کن عشق را وز کفر و دین آزادباش      کز جدال آسوده شد هرکس که او را کیش نیست[۱]
* * *
به نور فطرت خود می‌رویم در رهِ عشق      چراغ خاطر دون همتان چه نور دهد
اگرچه فیض خدا شامل است یکسان نیست      نه هر جبل که تو بینی صدا چو طور دهد[۱]
* * *
قامت دلکش و رخسار دل‌افروز ترا      اهل عرفان شجر وآتش موسی خوانند
سخن از قد تو گفتم چو دوانی ز آنرو      سخنانم همه در عالم بالا خوانند[۱]

منابعویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ هدایت، رضاقلی‌خان. «دوانی کازرونی طابَ ثَراهُ». نصرت‌الله فروهر. در ریاض العارفین. به کوشش سید رضی واحدی و سهراب زارع. تهران: انتشارات امیرکبیر، سال ۲۰۰۹م. ص ۲۴۳. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۰۰-۱۲۳۳-۸.