باز کردن منو اصلی

نظام‌الدین، محمودِ واعظِ حسینی شیرازی شهرت‌یافته به داعی شیرازی و لقب‌گرفته به داعی الی الله (۱۴۰۴، شیراز -۱۴۶۲، شیراز) صوفی، شاعر و مؤلف فارسی-عربی‌نویس ایرانی بود.[۱]

گفتاوردهاویرایش

به پای دل سفر کن گر هوای ملک جان داری      نداری در قدم یک گام لیکن صد زبان داری
ترا مشرب بسی تنگ است و چشمِ دل بسی تیره      وگرنه سوی هر ذره جهانی در جهان داری
تو این هستی خود را هر زمان‌بند بلایی دان      به کوی نیستی گر پا نهی دارالامان داری[۱]
* * *
خدا را عاشقان کعبه بربندید محمل‌ها      که گر شوق درون باشد شود نزدیک منزل‌ها[۱]
* * *
خدا جویی سزا باشد سراندازان فانی را      که عاشق در نظر نارد طریق صرفه دانی را[۱]
* * *
سر شد و راه خرابات به پایان نرسید      آری این راه ره بی‌سر و بی‌پایان است
عشق دردی است به نزدیک طبیبان لیکن      دردمندان همه دانند که آن درمان است[۱]
* * *
مانگوییم که موجود حقیقی ماییم      کز میان همه اعداد یکی موجود است[۱]
* * *
تا نگوییم چرا سجدهٔ آدم کردند      پرده‌ای بیش نبود آدم و حق مسجود است[۱]
* * *
مسلم است کسی را طرب ز بادهٔ عشق      که مست خسبد و در حشر مست برخیزد[۱]
* * *
اعیان جهان مظهر اسماء و صفاتند      اسماء و صفات آیینهٔ حضرت ذاتند
مجموع مراتب که به هستی شده دائم      امواج و حبابند که در بحر حیاتند[۱]
* * *
تراست چشم جهان بین، بیا نهان بین شو      که گفت گرد ببین خواجه وسوار مبین[۱]
* * *
ای آنکه از خدا طلبیدی وصال او      آیینه صاف کن که ببینی جمال او
بی‌عشق هر که گفت که این راه ممکن است      بر ما نه لازم است شنیدن محال او[۱]
* * *
در طریقت هرکه در هر عالمی گامی زند      کی توان گفتن که هست او مرد کار افتاده‌ای[۱]
* * *
ای که دل بر هجر بنهادی و سستت گشت پای      در حریم وصل یار خویش مشکل می‌رسی[۱]
* * *
معنی صفت را نشدی جلوهٔ آثار      گر نام به هر مرتبه از ذات نبودی[۱]
* * *
چو باد خاک تو خواهد به هر طرف بردن      مهل که از تو نشیند به خاطری گردی[۱]

منابعویرایش

  1. ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ ۱٫۱۲ ۱٫۱۳ ۱٫۱۴ هدایت، رضاقلی‌خان. «داعی شیرازی قُدِّسَ سِرُّه». نصرت‌الله فروهر. در ریاض العارفین. به کوشش سید رضی واحدی و سهراب زارع. تهران: انتشارات امیرکبیر، سال ۲۰۰۹م. ص ۸۶. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۰۰-۱۲۳۳-۸.