باز کردن منو اصلی

گفتاوردهاویرایش

  • «متوجه شدم که بسیاری از رویکردها به تاریخ باستان ناشی از تعصبات و تنگ نظری ها صورت گرفته است. مثلاً این که بسیاری معتقدند که دربار شاهان باستانی یک سره عرصه ظلم و بیداد بوده اشتباه می کنند. ما در آن زمان ها نهادهای مدرن مثل امروز نداشتیم و مهم ترین نهادی که حضور داشت،‌ دربار بود. دربارها مرکز تجمع دانشمندان،‌ ریاضی دانان،‌ منجمان و معماران بودند. حتی برخی از شاهان این دانشمندان را می دزدیدند. مثلا شهرت امیر نوح سامانی به دربارش بود. البته بسیاری از رفتارهای شاهان اشتباه و همراه ستم بوده است و برخی از این شاهان نیز آدم های خوبی نبوده اند. مثلا وقتی در مورد نادرشاه صحبت می کنیم، در وهله نخست شاهی جهانگیر و با تدبیر به نظر می رسد. او بعد از این که فتوحاتش را به نام سردار صورت داد، مجلسی در آذربایجان تشکیل داد و آن افراد او را انتخاب کردند. این مسئله در مورد بسیاری دیگر از شاهان ایرانی مثل کوروش و داریوش نیز صدق می کند.»[۱]
  • « ایرانِ فرهنگی سرزمینی است که در آن مظاهر فرهنگی ایران اعم از ادبیات،‌ آداب،‌ رسوم،‌ تاریخ،‌ زبان و … حضور دارد. به نظر من نمی توان هیچ پایه اشتراکی بهتری از فرهنگ برای مردمان این سرزمین پهناور جست. فرهنگ را هم باید در گسترده ترین معنای آن در نظر گرفت و بر هیچ یک از شاخصه های آن مثل زبان یا مذهب یا آدابی خاص تاکید نگذاشت. زیرا اگر بر هر یک از این شاخصه ها تاکید بگذاریم، مجبور می شویم گروهی را کنار بگذاریم.»[۲]
  • « کسی که از منطقه سکونتش می رود به عبارتی ژن باهوشی هم با خودش می برد و پس از گذشت چندین سال ما شاهد خواهیم بود که بسیاری از ژن های باهوش از کشور رفته اند و کشورهای توسعه یافته افراد باهوش، هنرمند، ورزشکار و حتی ثروتمند را می پذیرند و کشورهای جهان سوم همچنان با افراد کم بنیه و عادی رو به رو هستند.» [۳]

منابعویرایش