باز کردن منو اصلی

جمال الغیطانی (۱۹۴۵) نویسندهٔ و روزنامه نگار مصری.

Gamal Ghitany.jpg

گفتاوردهاویرایش

  • «مالکیّت بعضی وقت‌ها در فقدان است.»
    • در «سفر البنیان»
  • «سرنوشتِ انسان را جز زن چیزی تغییر نمی‌دهد.»
    • در «ساعات»
  • «خواندن ادبیات و گوش دادن به صحبت‌های ادبا به شناخت آینده بسیار کمک می‌کند. اگر عبدالناصر رمان‌های نجیب محفوظ را خوانده بود به طور قطع از ماجرای شکست اعراب در سال ۱۹۶۷ دور می‌ماند. ادیب با چشمان باز و از افقی وسیع تر نگاه می‌کند، اما سیاستمدار بیشتر بر جزئیات متمرکز می‌شود.»[۱]
  • «حوادث و شرایطی وجود دارد که انسان را در خود فرو می‌برد. من نیز با بالا رفتن سن و برای مراقبت از خودم این مرحله را تجربه کرده‌ام. درک من از معنای کوتاه بودن عمر و مرگ موجب شد تا تمام تلاش خود را با بیشترین سرعت برای ساختن زندگی به کار گیرم.»[۲]
  • «از اول بگویم که من مخالف هرگونه ممیزی و ممنوعیت در انتشار کتاب هستم. ادبیات خود را بالذاته پالایش می‌کند.»[۳]
  • «نوشته خوب خود ماندگار و پایا می‌شود. هر قدر میزان آزادی بیشتر شود ما ارزش بالاتری خواهیم یافت.»[۴]
  • «مطبوعات برای ادبیات بسیار خطرناک است اما اگر یک ادیب بتواند آن را در خدمت ادبیات در آورد می‌تواند از آن بهره گیرد، به شرط اینکه برای روزنامه نگاری محدودیت قائل باشد. اگر از من سوال کنید چه زمانی بیشترین بهره را از کار مطبوعاتی بردید به شما می‌گویم زمانی که خبرنگار جنگ بودم چرا که تجربه نادر و بسیار گران بهایی بود و برای من به عنوان یک ادیب فرصت بسیار مهمی محسوب می‌شد. دوران جنگ باارزش ترین دورانی بود که من در قلب آتش با وجود تمام خطرات و مشقات آن، بعنوان یک خبرنگار تجربه کردم.»[۵]
  • «شیوه نویسندگی من با نجیب محفوظ متفاوت است. علاقه من به نجیب محفوظ از بعد انسانی است و شیفتگی من به او به عنوان یک نویسنده بزرگ است. قبل از اینکه او را بشناسم شیفته نویسندگی اش بودم و در سن ۱۴ سالگی بود که با ایشان آشنا شدم. رابطه من به او یک رابطه پدر و فرزندی بود تا جایی که محرم اسرار من بودند. نجیب محفوظ نگاهی عمیق و جهان شمول داشت.»[۶]
  • «دغدغه من از ابتدا عنصر زمان بوده است. یعنی کوتاه بودن زمان که در عنصر مکان هم بازتاب می‌یابد، و این برمی گردد به حرص شدید من برای زندگی که از دستم می‌رود، بویژه با گذر عمر.»[۷]

منابعویرایش