باز کردن منو اصلی

جان پی. استرلکی (به انگلیسی: John P. Strelecky) (زادهٔ ۱۳ سپتامبر ۱۹۶۹) نویسنده آمریکایی است.

گفتاوردهاویرایش

کافه‌ای به نام چراویرایش

  • «گاهی به‌طور غیرمنتظره خودتان را در مکانی می‌یابید که برای تان تازگی دارد و در آنجا با آدم‌هایی آشنا می‌شوید و مطالبی را از آنها یادمی‌گیرید که شاید به شدت مورد نیازتان باشد. این، اتفاقی بود که یک شب در جاده ای تاریک، خلوت و دورافتادهد برایم رخ داد.»[۱]
  • «احساس می‌کردم زندگی ام را با پول مبادله می‌کنم و این معاملهٔ خوبی به نظر نمی‌رسید.»
  • «وقتی کسی بداند چرا اینجاست، چرا خلق شده و برای چه زنده است، می‌خواهد رسالتش را به انجام برساند. مثل این است که جای گنج را روی نقشه بدانی.»
  • «هر روز آدم‌های زیادی هستند که سعی دارند وسوسه ات کنند وقت و انرژی ات را صرفشان کنی. برای مثال، ایمیل‌هایت را در نظر بگیر. اگر قرار باشد در هر فعالیت، خرید، یا خدماتی که از طریق ایمیل‌ها به تو پیشنهاد می‌شود شرکت کنی، هیچ وقتِ آزادی برایت باقی نمی‌ماند. تازه این فقط مربوط به ایمیل‌هایت می‌شود. علاوه بر این، آدم‌هایی را در نظر بگیر که تشویقت می‌کنند پای کدام برنامه تلویزیون بشینی، کجاها غذا بخوری، کجاها بگردی… و یک‌وقت به خودت می‌آیی و می‌بینی ای دلِ غاقل! داری همان کارهایی را می‌کنی که همه می‌کنند، یا می‌خواهند بکنی.»
  • «هیچ‌کس غیر از خودت نمی‌تواند بگوید چه چیز باعث رضایت و خشنودی تو می‌شود، پس خودت باید آن را شناسایی کنی.»
  • «زندگی حکایتی بی نظیر است، فقط بعضی از آدم‌ها متوجه نمی‌شوند که خودشان نویسندهٔ این حکایت هستند و می‌توانند آن را هر طور که می‌خواهند بنویسند.»
  • «وقتی با دید باز و گسترده به مسائل بنگریم، فشارها، نگرانی‌ها، پیروزی‌ها، شکست‌ها، دیگر در نظرمان کوچک می‌شوند.»

منابعویرایش

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. جان پی. استرلکی، کافه‌ای به نام چرا، ترجمهٔ امیرحسن مکی، انتشارات لیوسا، ۱۳۹۵.