باز کردن منو اصلی

گفتاوردهاویرایش

آنان که فلک ز نور دهر آرایند      تا ظن نبری که باز نایند آیند
از دامن آفتاب تا جیب زمین      رسمی است که تا خدا نمیرد زایند[۱]
* * *
من خار غمت به مردم دیده کشم      جور و ستمت با دل غمدیده کشم
وانگه که بمیرم رقم بندگیت      بر ذرّهٔ استخوان پوسیده کشم[۱]
* * *
ای دل پس زنجیر، چو دیوانه نشین      در دامن درد خویش مردانه نشین
زآمد شدن بیهده خود را پی کن      معشوق چو خانگی است در خانه نشین[۱]

منابعویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ هدایت، رضاقلی‌خان. «امين بلیانی قُدِّسَ سِرُّه». نصرت‌الله فروهر. در ریاض العارفین. به کوشش سید رضی واحدی و سهراب زارع. تهران: انتشارات امیرکبیر، سال ۲۰۰۹م. ص ۳۶. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۰۰-۱۲۳۳-۸.