باز کردن منو اصلی
«به عنوان یک کودک، فکر می‌کردم جنگ و صلح متضاد هم هستند. از نظر من جنگ و صلح در واقع دو دوست هستند که ما را دست انداخته‌اند. هر زمان که به نفعشان است با ما مثل دشمن رفتار می‌کنند، بدون اینکه به تعریف یا نقشی که ما برای شان در نظر گرفته‌ایم اهمیتی بدهند. شاید برای اینکه در مورد دیدگاه‌مان تصمیم بگیریم، نباید خیلی به ظهور یکی و یا دیگری اهمیت می‌دادیم.» لالایی

کیم توی (به انگلیسی: Kim Thúy) (زادهٔ ۱۹۶۸ در ویتنام) نویسنده کانادا‌یی-ویتنامی است.

گفتاوردهاویرایش

لالاییویرایش

  • «والدینم اغلب به من و برادرهایم یادآوری می‌کردند که پولی ندارند تا برای مان به ارث بگذارند، ولی الان فکر می‌کنم که آن‌ها خاطرات ارزشمندشان را به ما منتقل کردند و به ما اجازه دادند تا زیبایی غنچه دادن ویستریا، ظرافت سخن و قدرت تعجب کردن را درک کنیم. حتی بیشتر، آن‌ها به ما پایی برای رفتن به سمت آرزوها، رویاهای‌مان و به سمت ابدیت دادند. تمام این‌ها توشه ای کافی برای ادامهٔ زندگی مان به تنهایی بود. در غیر این صورت، ما بی هدف خود را درگیر انتقال دادن، بیمه کردن و مراقبت از اموال مان می‌کردیم.»[۱]
  • «به عنوان یک کودک، فکر می‌کردم جنگ و صلح متضاد هم هستند. از نظر من جنگ و صلح در واقع دو دوست هستند که ما را دست انداخته‌اند. هر زمان که به نفعشان است با ما مثل دشمن رفتار می‌کنند، بدون اینکه به تعریف یا نقشی که ما برای شان در نظر گرفته‌ایم اهمیتی بدهند. شاید برای اینکه در مورد دیدگاه‌مان تصمیم بگیریم، نباید خیلی به ظهور یکی و یا دیگری اهمیت می‌دادیم.»
  • «وقتی به من گفتند که پسرم در دنیای خودش محبوس شده‌است؛ وقتی تأیید شد که او یکی از کودکانی است که با وجود اینکه نه کر است و نه لال، نمی‌تواند صدای ما را بشنود و با ما صحبت کند، من نه گریه کردم و نه ضجه زدم. او یکی از آن دسته کودکانی بود که ما باید از دور دوست شان می‌داشتیم و لمس شان نمی‌کردیم، نمی‌بوسیدیم شانو به آن‌ها لبخند نمی‌زدیم. چرا که ممکن است همهٔ حواس شان به خاطر بوی پوست ما، شدت صدای ما، بافت موهایمان و یا ضربان قلب مان تحریک شود. احتمال داشت او حتی بتواند روزی کلمات دشواری را با تمام سختی اش تلفظ کند، اما ممکن بود هرگز مرا با محبت، مامان صدا نزند. او هیچ وقت درک نخواهد کرد چرا وقتی برای نخستین بار لبخند زد، گریه کردم. هیچ وقت نخواهد دانست که به خاطر وجود اوست که برای هر ذره از شادی و شوق، شکرگزاری می‌کنم و من همچنان علیه اوتیسم خواهم جنگید؛ حتی اگر همین حالا هم بدانم که شکست ناپذیر است.»
  • «با اینکه رابطه‌ها با خنده و شادی شکل می‌گیرند، ولی با تقسیم داشته‌ها و تحمل سختی‌های ناشی از این اشتراک گذاری مستحکم می‌شوند.»

منابعویرایش

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
کیم توی
دارد.
  1. کیم توی، لالایی، ترجمهٔ المیرا پویامهر،انتشارات کوله پشتی، ۱۳۹۵.