باز کردن منو اصلی

کمال تبریزی (۱۳۳۸) کارگردان ایرانی.

گفتاوردهاویرایش

  • «محبوبیتی که بازیگران بین مردم دارند اتفاق مهمی است. مردم تصویر آنها را می‌بینند و به آنها نزدیک می‌شوند و همذات‌پنداری می‌کنند.»[۱]
  • «وجه مهم هر اثر نمایشی در درجه اول متن و نوشتار آن است و قصه‌ای که قرار است روایت شود. شتاب و تعلیقی که باید در داستان وجود داشته باشد و به‌روزبودنش، که در جذب تماشاگر بسیار مهم است. .»[۲]
  • «فکر می‌کنم وجود تلویزیون و شبکه نمایش خانگی بیش از هرچیز یک عرصه رقابت محسوب می‌شود. این اتفاق باعث می‌شود تلویزیون مقداری از این خواب بیدار شود و فکر کند به اینکه، در عرصه شبکه نمایش خانگی اتفاقات جدیدی می‌افتد و به‌تدریج یک‌جور سلیقه برای مردم به‌وجود می‌آورد. .»[۳]
  • «من تنها کسی هستم که در بین مجموعه صنوف سینمایی تا به حال یک نخ سیگار هم نکشیده‌ام. اینکه می‌گویم تنها به این دلیل است که تعداد افراد مثل من در سینما کم است. کسی هستم که در جلسات صنوف با اینکه سیگار نمی‌کشم اما همیشه بوی سیگار می‌گیرم و از جلسات بیرون می‌آیم. همیشه هم این ماجرا هست که تا وقتی من وارد جلسه می‌شوم، سیگارها مخفی می‌شود؛ چون می‌دانند من غر می‌زنم؛ بنابراین برای من آلودگی طبیعت، خیلی مهم است. من برای سلامتی آدم‌ها ارزش قایلم .»[۴]
  • «من فکر می‌کنم برای کار فیلمسازی قاعده‌ای وجود دارد و آن هم این است که شما به عنوان فیلمساز باید مواضع‌تان را مشخص کنید.» [۵]
  • «ترس امری عادی است و از ویژگی‌های هر انسانی است اما بیان این مفهوم انسانی ساده برای جنگ و سربازی که در آن جنگیده است قابل گفتن نبود.»
  • «فیلمسازی از سوپرمن‌ها و ابرقهرمانان نشان دادن شجاعت محض است اما وقتی می خواهیم از انسانی فیلم بسازیم که سرباز است باید بدانیم این آدم مجموع صفات و خصلت‌های مختلف است، مانند جمع ترس و شهامت.» [۶]
  • «یکی از مشکلات من این است که نمی‌ترسم و کلا آدم نترسی هستم.»[۷]
  • «به نظر من اینها سلایق شخصی است وسلیقه آدم‌ها می گوید که فیلمی باید اکران یا نباید اکران شود.» [۸]
  • «در حوزه فرهنگ خلاء حضور مدیرانی وجود دارد که به این حوزه مسلط باشند.ما مدیری نداریم که متوجه باشد اگر نقدی پایه اجتماعی قوی نداشته باشد کسی آن را نمی‌پذیرد. باید کاری کنیم که جامعه سالم داشته باشیم . اگر جامعه مشکلات نداشته باشد فیلمسازی دلیلی برای ساختن فیلم‌هایی که روایتگر معضلات باشند، ندارد اما وقتی این معضلات در جامعه وجود دارد ناخودآگاه فیلمساز هم در قبالش احساس مسئولیت می کند و فیلم می‌سازد آن‌وقت است که می گویند فیلم سیاه بوده و فیلمساز سیاه‌نمایی کرده است.درحقیقت اگر جامعه به سمت ایده‌آل شدن پیش برود خود به خود میزان ممیزی‌ها هم کم می‌شود. ممیزی همیشه در جوامعی زیاد است که مشکلات زیادی دارند.» [۹]
  • «علت فاصله فرسنگی تلویزیون با بدنه جامعه هم همین است زیرا در تلویزیون می‌گویند تمام کاراکترها باید حتما حجاب کامل داشته باشند ولی در حقیقت این حجاب کامل در تمام جامعه دیده نمی‌شود.» [۱۰]

منابعویرایش