باز کردن منو اصلی

کریم ارغنده‌پور روزنامه‌نگار و سیاست‌مدار اصلاح‌طلب ایرانی.

گفتاوردهاویرایش

  • «رسانه‌ای که هرروز پرسش یا پرسش‌هایی برنینگیزد، از تعریف حرفه‌ای خود فاصله گرفته است.»[۱]
  • «کار اصلی رسانه بازپرسی بی‌دغدغه سؤالات جامعه و تلاش برای دستیابی به پاسخ آنهاست. از یک زاویه پرسش امکان می‌دهد تا دولت - در معنای عام قدرت- تصمیمات خود را روشن‌تر برای عموم بیان کند و آنها را جا بیندازد و از سوی دیگر خودبه‌خود امکان قضاوت افکار عمومی را نیز فراهم آورد.»[۲]
  • «وقتی دایره اندیشه ما محدود به زمان نزدیک، مکان کوچک و بی‌نیاز از به‌کارگیری الگوهای نو باشد، آیا امکان‌های تغییر را به روی خود عملاً نبسته‌ایم؟»[۳]
  • «تا قبل از ظهور اینترنت، گاهی حتی بلندنویسی مد بود و نشانه باسوادی یا تسلط نویسنده هم به حساب می‌آمد. اما امروزه طولانی‌کردن بی‌مورد مطلب در حکم بی‌سلیقگی محض و ازدست‌دادن مخاطبان گسترده است. مخاطب امروزی، کم‌حوصله و به همین نسبت هم در قضاوت عجول است. فرصت برای انتقال یک پیام، بسیار محدود است. صداوسیما از مهم‌ترین رسانه‌هایی است که به موضوع نکته مختصر و مفیدگویی بی‌توجه است. هم خلاصه‌گویی مهم است و هم بالابردن سرعت انتقال پیام. داوری مخاطب جدید هم نسبت به گذشته آگاهانه‌تر و پرسش برانگیزتر است.»[۴]
  • «ارزش هرلحظه از زندگی حقیقتاً بی‌قیمت است. همه ما از مهلتی که داریم ناآگاهیم ولی طبع انسان این است که آن را در نظر نمی‌آورد. فرصت و لذت زندگی با کیفیت در زمان حال را نباید از دست داد. شاید فردا که سهل است اصلاً لحظه دیگری در کار نباشد.»[۵]
  • «ارزش افراد را قبل از آنکه خبر مهمی دربارهٔ آنها رخ دهد باید دانست.»[۶]
  • «وقتی اصل زندگی در معرض خطر جدی باشد نوع نگاه انسان به دنیا و پدیده‌هایش تغییر می‌کند. گویی عیار خلوص در گوهر نگاه آدمی اعتلاء می‌یابد.»[۷]
  • «سلامتی یک موهبت بزرگ است. باید قدر آن را دانست و در پی بالابردن کیفیت زندگی بود.»[۸]
  • «نحوه برخورد ما در تصادفات رانندگی یکی از بهترین نمایشگرهای فرهنگ عمومی است. معمول این است که پس از هر تصادف، هر دو طرف بلافاصله با هم گلاویز شوند و ضمن ردوبدل کردن کلمات توهین‌آمیز، از خود رفع تقصیر کنند و همدیگر را مقصر بدانند. این مرافعه‌ها گاهی به برخوردهای فیزیکی هم می‌انجامد که وضعیت را از آنچه پیش آمده خراب‌تر و گاهی غیرقابل جبران می‌کند... با ردوبدل چند ناسزا و چک و لگد نه‌تنها اعصاب خود را بیشتر متشنج می‌کنیم و آشفته می‌شویم بلکه نهایتاً از وضعیت مطلوب هم فاصله بیشتری می‌گیریم.»[۹]
  • «مهم‌ترین آسیب داوری، شتاب است. عدم‌شتاب‌زدگی فقط برای قضات حرفه‌ای یک اصل نیست برای تک‌تک ما هم در زندگی‌های شخصی مصداق دارد با این تفاوت که حکم قاضی در نتیجه یک پروسه پر تشریفات اعلام می‌شود ولی ما در زندگی عادت داریم بدون آنکه اطلاعاتمان را تکمیل کنیم و سخن دو یا چند سوی مختلف را بشنویم، و حتی بدون آنکه برای این کار فراخوانده شده باشیم حکم دهیم.»[۱۰]
  • واژه «اخلاق» از پرتکرارترین کلمات در جامعه ماست. هم از جانب دولت و هم درون ‌جامعه ولی سوال این است که آیا با حلوا گفتن دهان شیرین می‌شود؟ درواقع پروژه اخلاقی‌کردن اجتماع و سیاست یک راهبرد آرمانی است. [۱۱]
  • «اگر از من بپرسند مهم‌ترین موضوع جامعه چیست؟ می‌گویم: گفت‌وگوی راهبردی. گفت‌وگو مقدم بر تفکیک موضوعی است. مثلا ممکن است عده‌ای باور داشته باشند که مهم‌ترین موضوع جامعه ما سیاست است، یا اقتصاد است. عرض بنده این است که سیاست یا اقتصاد یا فرهنگ، بدون گفت‌وگو حاصلی نخواهند داشت. به‌همین‌ترتیب اگر پرسیده شود مهم‌ترین ثمره گفت‌وگو چیست، می‌گویم: بازشدن راه برای ایجاد توافق و تفاهم.» [۱۲]
  • « روزنامه‌نگاری در اصل حرفه‌ای برای رازگشایی است و هیچ رازی بدون دانش وسیع، وسواس و دقت بسیار و اجتناب از ساده‌انگاری رمزگشایی نمی‌شود.»[۱۳]

منابعویرایش