باز کردن منو اصلی

کاووس حسن‌لی (۲۲ مه ۱۹۶۲، قنات نو خرم‌بید) آموزگار پیشین، دکترای زبان و ادبیات فارسی، شاعر (با تخلُّص فلق)، استاد دانشگاه، مؤلف و مقاله‌نویس ایرانی است.[۱]

گفتاوردهاویرایش

کاش می‌شد که آبی بمیریم
ساحل چشم جادوئی او باز هم رنگ رؤیا گرفته‌ست      تار و پود دل نازکم را باز میل تمنّا گرفته‌ست
در گلو بغض دیرینه دارم، یک بغل شعله در سینه دارم      دیرگاهی‌ست کاین آتش گنگ، در دل کوچکم جا گرفته‌ست
باز هم حالی آشفته دارم، گفتنی‌های ناگفته دارم      لیک آن بغض دیرینهٔ امروز باز راه گلو را گرفته‌ست
روح من مثل چشم تو خسته‌ست، قلب من مثل زلفت شکسته‌ست      عشق تو دستم از پشت بسته‌ست، خانه‌ام را به یغما گرفته‌ست
دل که مانند داغی شکفته‌ست، در شب گیسوان تو خفته‌ست      گرچه درد پریشانی‌اش، از تب زلف تو وا گرفته‌ست
صبح ای کاش می‌آمد از دور، متنِ آیینه پر می‌شد از نور      کاین شب شوم، این شام دیجور، شور کاشانه‌ام را گرفته‌ست
کاش می‌شد که آبی بمیریم، روشن و آفتابی بمیریم      تا مگر عاقبت پس بگیریم، زندگی هرچه از ما گرفته است[۱]

منابعویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ برقعی، محمدباقر. سخنوران نامی معاصر ایران. ج. یازدهم. نشر خرم، چاپ ۱۳۷۳. ص۳۱۰. شابک ‎۹۷۸۹۶۴۹۹۷۲۴۰۴.