باز کردن منو اصلی

کافی‌الدین ظفر همدانی(؟ - ؟) شاعر ایرانی در عهد سلجوقی بود. [۱]

گفتاوردهاویرایش

هنری باش و هرچه خواهی کن      نه بزرگی به مادر و پدر است
نافهٔ مشک را ببین به مثل      کاین قیاس بدیع معتبر است[۱]
* * *
من نصیب عیش دوش از عمر خود برداشتم      کز سمن بالین و از شمشاد بستر داشتم
ماه و مشک و نرگش و گلنار و سرور و سیم و گل      تا به هنگام سحر هر هفت دربرداشتم[۱]
* * *
پرسید به باغ بلبل از نرگس مست      کز گل خبری هست ترا گفتا هست
گل مهد زمردین به گلین بر بست      از کله برون آمد و در مهد نشست[۱]
* * *
آن قوم که ایشان ره اسرار سپردند      احوال جهان باطل و بازیچه شمردند
محنت‌زدگان را به کرم دست گرفتند      چون دست گرفتند بر آن پای فشردند
ایشان همه رفتند و جهان جمله به مشتی      زین ناکس نامردم نامرد سپردند
هنگام طمع شوختر از روبه و گرگ‌اند      هنگام کرم شومتر از غرچه و کردند
هرچند بزرگند بزرگند به هیکل      وز روی حقیقت نه بزرگند که خردند
قومی همه نوکیسه و تو کاسه که از بخل      نام کرم از نامه معنی بستردند
زان قوم که ما دیدیم امروز کسی نیست      گویی که به به یک بار همه پاک بمردند
وان نیز عجب‌تر که هم از بخت بد ما      با خود همه چیزی چو بمردند بردند[۱]

منابعویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ درخشان، مهدی. بزرگان و سخن سرایان همدان. ج. اول (بعد از اسلام تا ظهور سلسله قاجار). تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۴ش/ ۱۹۹۵م. ص ۱۰۳.