باز کردن منو اصلی

ژان روئو (به فرانسوی: Jean Rouaud) (زادهٔ ۱۳ دسامبر ۱۹۵۲) نویسنده فرانسوی است.

گفتاوردهاویرایش

جبهه‌های افتخارویرایش

  • «شگفت آن که قطره‌ها که اُریب وارد اتاقک می‌شد اول عصبی ات می‌کرد؛ ولی اندکی بعد فضایی می‌آفرید مملو از شادی و سرزندگی: انتظار یأس‌آلود معجزه ای که در آن، باران بر ما چنان نرم بلغزد که بر پرهای یک مرغابی ما را به تسویه حسابی شوخ طبعانه وامی‌داشت.»[۱]
  • «پنج روز مانده به سال نو پدرم از دنیا رفت و عمه این پنج روز را در نوعی حالت گذار به سر برد که به تناوب از مراحل گوناگون تا فروپاشی کامل گذر کرد. او را در هم شکسته و درمانده روی صندلی غافل می‌کردیم، در حالی که سرش مانند مسیحش به جلو خم شده بود، تقریباً مثل گوژپشتی با چهره‌ای بی‌اعتنا و بی‌هوش‌وحواس دست‌ها را چلیپاوار روی دامنِ گشاد سیاهش برهم نهاده بود و نوک پاهایش، بفهمی‌نفهمی، زمین را لمس می‌کرد، انگار وقوع حادثه‌ای چنین ناگهانی در پهنهٔ افکارش نوعی انفصال ایجاد کرده بود.»
  • «معلم پیر را فوراً به نزدیک‌ترین بیمارستان بردیم. رمی بخاری زغالی را متهم کرد. وانمود کرد که موقع ورود به خانه نقلی بوی عجیبی به مشامش خورده‌است. اما با آن روش آشپزی عمه همیشه بوهایی ناآشنا و عجیب در فضا شناور بود. تازه دکتر موبریان از راه رسیده بود که به او هم گفتیم بو بکشد. در گذشته هرگز به خود اجازه نمی‌دادیم که دکتر را به چنین کار پیش‌پاافتاده‌ای واداریم، اما پس از مرگ پدر ایمانِ افسانه‌ای ما به تشخیص درست دکتر سست شده بود. با آن اعتماد به نفس و چهره راسخی که به خود می‌گرفت، موقع اعلام تشخیصی که ردخور نداشت، تحت‌تاثیر قرار می‌گرفتیم _ ولی می‌بایست از آن پس در برابر ما لحنی فروتنانه اختیار می‌کرد: هنوز می‌شد روی تقویم پدر قرارملاقات‌های پس از مرگ او را برای جلسه‌های ماساژدرمانی بخوانیم که دکتر برای درمان دردهای طاقت‌شکن کمرش تجویز کرده بود. دیگر این‌جوری نبود که کورکورانه تسلیم قضاوت او بشویم. برای همین هر هفت نفر آن‌جا بودیم با دماغ‌هامان هوا را بو می‌کشیدیم و سعی داشتیم تصاعدات شومی را در هوا استنشاق و کشف کنیم که می‌توانسته حالتی از سرگیجه به ما بدهد و به‌نوبت درِ بخاری را برمی‌داشتیم تا به اطلاعات بیشتر دست یابیم. اما هیچ‌چیزی این حدس و گمان را اثبات نمی‌کرد (وانگهی اکسید کربن بی‌بو است) و این چنین مرگی به شیوه زولا _ نویسنده‌ای ممنوع‌القلم _ با سازوکار عمه کوچولوی ما سازگار نبود.»

منابعویرایش

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
ژان روئو
دارد.
  1. ژان روئو، جبهه‌های افتخار، ترجمهٔ مریم خراسانی، انتشارات چشمه، ۱۳۹۷.