باز کردن منو اصلی

پیاله کاسه‌ای کوچک است که در آن شراب ریزند.

گفتاوردهاویرایش

حافظویرایش

  • «ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم// ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما»
  • «دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود// تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود»
    • دیوان حافظ
  • «دادگرا تو را فلک جرعه‌کش پیاله باد// دشمن دل سیاه تو غرقه به خون چو لاله باد»
  • «زاهد شراب کوثر و حافظ پیاله خواست// تا در میانه خواستهٔ کردگار چیست»
    • دیوان حافظ
  • «پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر// به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز»
    • دیوان حافظ
  • «جریده رو، که گذرگاه عافیت تنگ است// پیاله گیر، که عمر عزیز بی‌بدل است»
    • دیوان حافظ

خاقانیویرایش

  • «ماه نو و صبح بین پیاله و باده// عکس شباهنگ بر پیاله فتاده»
  • «وز میی کآسمان پیالهٔ اوست// آفتابی عیان کنید امروز»
    • دیوان اشعار خاقانی

صائبویرایش

  • «هوا خمار شکن، گل پياله گردان است// پياله نوش و مينديش از خمار امروز»

پیوند به‌بیرونویرایش

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
پیاله
دارد.