محمدعلی رجایی: تفاوت بین نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ۴ سال پیش
جز
(پرونده خراب)
* «من که نخست وزیرهستم فکر می‌کنم که خداوند بزرگترین جایی را که در جهنم ممکن است، برای نخست وزیر آماده کرده، به خاطر اینکه هر جمله‌ای که می‌گوید و هر حرکتی که می‌کند با سرنوشت ۳۶ میلیون انسان پیوند دارد.»<ref>http://hamshahrionline.ir/details/30121</ref>
* «ما طالب [[زندگی]] سالم و مستقلی هستیم. از تکنولوژی به عنوان پیشرفت بیشتراستقبال می‌کنیم. اما این تکنولوژی را با از دست دادن استقلال و عدم وابستگیِ خود، نخواهیم پذیرفت.»<ref>http://hamshahrionline.ir/details/30121</ref>
* «من به مدت دو سال در زندان‌های رژیم شاه معدوم زندانی کارتر و آمریکا بودم. آثار شکنجه و سختی‌هایی که در زندان بر من روا شد بعد از چهار سال هنوز بر بدنم نمایان است...است… من دو سال تمام ضربات شلاق‌های کارتر را بر پای خود احساس کردم و این در حالی است که ما با گروگان‌ها در جاسوسخانه، رفتاری کاملاً انسانی داریم.»<ref>http://www.habilian.ir/fa/politic-essay/گزارشی-از-سفر-شهید-محمدعلی-رجایی-به-نيويورك.html</ref>
* «به نظر من اگر در مملکت خدمتی معنی دارد، معلمی است.»<ref>http://hamshahrionline.ir/details/30121</ref>
* «[[هنر]] وقتی شایسته صفت «مردمی» است که منعکس کننده خواست‌ها و آمال انسانهای محروم و ستمدیده باشد.»<ref>http://hamshahrionline.ir/details/30121</ref>
* «'''بین آنچه ما از سازمان ملل و شورای امنیت تصور داریم، با آنچه که شورا و سازمان ملل در عمل انجام می‌دهند، فاصله زیادی است'''.»<ref>http://www.habilian.ir/fa/politic-essay/گزارشی-از-سفر-شهید-محمدعلی-رجایی-به-نيويورك.html</ref>
* «در انتظار روزی هستیم که مردم برادر و مستضعف عراق ... صدامِ مجرم را در دادگاه انقلاب اسلامی عراق، محاکمه و به سزای اعمالش برسانند.»
* «من امیدوارم که در آینده، کشور ما به صورتِ یک خانوادهٔ بزرگ درآید، که انتقادمان از هم -و خدای نکرده بدگویی هایمان از هم - و یا بی اطلاعی مان از قوانین، دقیقاً در رابطه با افراد یک خانواده باشد؛ که اشتباه می‌کنند ولی هرگز سوء ظن و کینه‌ای به یکدیگر ندارند و ما در حال تشکیل یک چنین خانواده‌ای هستیم.»
 
== دربارهٔ او ==
* «برای رجایی ساده‌زیستی فقط یک روش شخصی نبود بلکه در حکومت هم آن را اعمال می‌کرد...می‌کرد… اولین نصیحت ایشان به من - پس از این که مدیر کل آموزش و پرورش [[تهران]] شدم - این بود که برو سعی کن این اتاق را کوچکتر و کمتر کنی نه این که زیادش کنی...کنی…».
** مجتبی رحماندوست<ref>http://www.aviny.com/occasion/Enghelab_Jang/8Shahrivar/87/Rajaei/Khaterat.aspx</ref>