باز کردن منو اصلی

تغییرات

بدون خلاصه ویرایش
 
* « اگر انسانها این قدر وقتشان را صرف نکرده بودند تا به این دنیا عادت کنند، هرگز آن را باور نمی‌کردند. این موضوع را بسادگی می‌شود در بچه ها دید. آنها از هر چیزی که در اطرافشان می‌بینند چنان متعجب می شوند، انگار به چشمانشان اطمینان ندارند. به همین دلیل است که مرتب به اطراف اشاره می‌کنند و چشمشان به هرچیزی که می‌افتد درباره آن سووال می‌کنند. اما این موضوع درباره بزرگترها فرق می‌کند. ما پدیده های اطرافمان را آن قدر دیده‌ایم که کم‌کم تمامی واقعیتها را چیزی طبیعی می‌دانیم.»
 
* « [[فکر]] کردم همه‌مان در داستانی عجیب [[زندگی]] می‌کنیم. با وجود این اکثر [[آدم|آدمها]] معتقدند که این [[دنیا]] کاملا طبیعی است و یکسره دنبال چیزهایی هستند که غیرطبیعی باشد، مثل فرشته و آدم فضایی؛ تنها به این دلیل که نمی توانند ببینند دنیا خودش یک معمای بزرگ است. احساس می‌کردم با بقیه فرق دارم. فکر می‌کردم دنیا خودش یک رویای عجیب است. ...به نظر من این موضوع هم خودش معمای بزرگی است که آدمها صبح تا شب این طرف و آن طرف می‌دوند و فعالیت می‌کنند. بدون اینکه فکر کنند از کجا آمده‌اند. چگونه می‌شود چشم بر زندگی روی این کره خاکی بست و آن را کاملا طبیعی دانست ؟»
 
== پیوند به‌بیرون ==
۲۶۶

ویرایش