باز کردن منو اصلی

تغییرات

←‏دربارهٔ او: ابرابزار، اصلاح املا
| align = left
| direction = vertical
| header =
| width = 210
 
| image1 =Shrine of Imam Ali ibn Abi Talib.jpg
| alt1 = Colored dice with checkered background
| caption1 = <small> از گذشتگان در عمل به‌مانند او دیده نشدند و از آیندگان کسی یارای همگامی با او را در عمل نخواهد داشت. با رسول خدا و به همراهی او به جهاد پرداخت و با جان خود از او صیانت کرد... از مال دنیا زر و سیمی نگذاشت جز هفتصد درهم که با آن می‌خواست‌می‌خواست خدمتکاری برای خانواده خود به‌کار گیرد [[حسن بن علی]]</small>
 
| image2 =Statue of Ferdowsi in Rome (detail).JPG
| alt12 = Colored dice with checkered background
| caption2 = <small>اگر چشم داری به دیگر سرای/به نزد نبی و علی گیر جای... [[فردوسی]]</small>
 
| image3 =Washington Irving.jpg
| alt3 = Colored dice with white background
| caption3 = <small>او نجیب‌زاده‌ای از تبارِ اصیلِ قریش و دارای سه ویژگی برترِ هر عربی بود: شجاعت، بلاغت و بخشش. به‌خاطرِ روحِ بی‌باکی‌اش، نزدِ پیامبر «شیرِ خدا» نامیده شد، نمونه‌ای از فصاحت خود را در برخی از تکرار و تفسیرِ آیات و احادیث در میان اعراب باقی گذاشت. بخشش خود را در به‌اشتراک‌گذاری اموالش در میان دیگران آشکار کرد؛ در هر جمعه، در هر از آنچه در خزانه باقی می‌ماند... [[واشنگتن اروینگ]]</small>
 
| image4 =Jurji Zaydan (Edited2).jpg
| alt4 = Colored dice with checkered background
| caption4 = <small>معاویه و دوستانش برای پیشرفت مقاصد فردی خود از هیچ جنایتی دریغ نداشتند، اما علی و همراهان او، هیچ‌گاه از راه راست، و دفاع از حق و شرافت، تخطی و تجاوز نمی‌کردند ... [[جرجی زیدان]]</small>
 
| image5 =Khalil-Gibran.jpg
| alt5 = Colored dice with checkered background
| caption5 = <small>از نگاه من، علی اولین عربی بود که با روح جهانی تماس پیدا کرد و با آن به گفتگو نشست. او به دلیل عظمت‌اشعظمت‌ش شهید شد، او هنگامیشد،هنگامی مُرد که بین لبانش نماز را ادا می‌کرد. عرب‌ها ارزش او را نشناختند تا زمانی که در میان همسایگان ایرانی‌شان، برخی تفاوت‌های بین شن و سنگ قیمتی را دریافتند. [[جبران خلیل]]</small>
 
| image6 =Taha Hussein.jpg
| alt6 = Colored dice with checkered background
| caption6 = <small>تفاوت میانِ علی و معاویه در سیرت و سیاست، بزرگ بود. علی به خلافت ایمان داشت و می‌دانست که درست این است که عدالت را به گسترده ترینگسترده‌ترین معانی‌اش میان مردم برقرار سازد. امّا معاویه، در این مورد نیکویی نمی‌دید و آن را پیگیری نمی‌کرد، طمع‌کنندگان نزد او هر آنچه می‌خواستند می‌یافتند و زاهدان نزد علی آنچه دوست داشتند می‌یافتند. [[طاها حسین]]</small>
 
| image7 =Thomas Carlyle 1.jpg
| alt7 = Colored dice with checkered background
| caption7 = <small>دارای ذهن درخشان... سرشار از تأثیرگذاری و جسارتی آتشین. چیزی جوانمردانه در او بود؛ شجاع چون شیر؛ ولی با لطف، حقیقت و محبت شایستهٔ شوالیه‌گری مسیحی... مرگ او، بر اثر شدت دادگری‌اش بود [[توماس کارلایل]]</small>
 
 
| image8 =Khatami.jpg
| alt8 = Colored dice with checkered background
| caption8 = <small>انسان، هر که باشد، وقتی بر او ستم شود؛علیشود؛ علی برافروخته می‌شود.می‌شود؛ لذا هر مسلمان و غیر مسلمان و انسانِ حقیقت جویی این مظهر و نمونه را دوست دارد. [[محمد خاتمی]]</small>
}}
* «ای علی! تو برای من همانند هارون برای موسی هستی. با این تفاوت که پس از من پیامبری نخواهد آمد.»
** ''[[محمد بن عبدالله]]، صحیح مسلم [۲۴۰۴]''
* «امشب مردی از دنیا رفت که '''از گذشتگان در عمل بمانند او دیده نشدند و از آیندگان کسی را یارای همگامی با او در عمل نخواهد داشت. او با رسول خدا و به همراهی او به جهاد پرداخت و با جان خود از او صیانت کرد … از مال دنیا زر و سیمی نگذارد جز هفتصد درهم که با آن می‌خواست‌خدمتکاری برای خانواده خود اجیر کند''' ...»
** ''[[حسن بن علی]]، '' <small>الکامل بن اثیر ج ۳، ص ۱۶٫</small>
* «هیچ تازه‌مسلمانی در غیرت و فضیلت از علی پیشی نگرفته است. او شایستگی‌های یک شاعر، یک سرباز، و یک قدیس را متحد کرد؛ عقلانیت‌اش هنوز در مجموعه‌ای از گفته‌های اخلاقی و مذهبی الهام می‌بخشد؛ و هر دشمنی، در نبردهای زبان یا شمشیر، رام فصاحت و شجاعت او شد. پیغمبر از اولین ساعت مأموریت تا آخرین مراسم تشییع جنازه‌اش، هرگز توسط یک دوست سخاوتمند که از برادر، جانشین و هارون وفادار خود نامیدن‌اش خوشحال بود، رها نشد.»
* «او با یک هوش سرشار، گرم در تأثیرگذاری و قابل اعتماد در دوستی، از کودکی قلباً و روحاً فدایی پیامبر بود. او ساده، آرام و غیر جاه‌طلب، وقتی پس از چند روز حکمرانی نصف جهان اسلام را به دست آورد این بیشتر برایش فشار بود تا چیزی دلخواه.»
** ''[[ویلیام مویر]]، '' <small>ویلیام مویر، London, 1877, p. 250]</small>
* «'''دارای ذهن درخشان... مملو از تأثیرگذاری و جسوری آتشین. چیزی جوانمردانه در او [بود]؛ شجاع چون شیر؛ ولی با لطف، حقیقت و محبت شایسته شوالیه گری مسیحی... شهادت او، بر اثر شدت دادگری‌اش بود.'''»
** ''[[توماس کارلایل]]، ''<ref>http://www.al-shia.com/html/eng/articles/mahdi/almahdi/04.htm</ref>
* «'''از نگاه من، علی اولین عربی بود که با روح جهانی تماس پیدا کرد و با آن به گفتگو نشست. او به دلیل عظمت اشعظمتش شهید شد،شد اوو هنگامی مردمُرد که بین لبانش نماز را ادا می‌کرد.''' عربهاعرب‌ها ارزش او را نشناختند تا زمانی که در بین همسایگان ایرانی شان برخی تفاوتهای بین شن و سنگ قیمتی را دریافتند.»
** ''[[جبران خلیل جبران]]، '' <small>George Jordac, the Voice of Human Justice</small>
* «زاهدتر از علی در دنیا نیامده است.»
** ''[[w:ar:بولس سلامة|پولس سلامه]]'' <small>ندای وحدت، ترجمهٔ محمود ناطقی، ص ۱۵۳</small>
* «هیچ‌گاه بُت نپرستیده است؛ لذا اهل تسنن هم به ایشان «کرّمَ اللهُ وَجْهَهُ» می‌گویند. از این گذشته، امتیاز بت‌شکستن هم به‌دست ایشان واقع شده است. خدا می‌داند اگر به کسانی که سال‌ها بت‌پرستی کرده و توسلات بسیار به بت‌های خود داشته‌اند، دستور داده می‌شد که بت‌ها را بشکنند، چگونه بر آنها سخت بود و چگونه امتناع می‌کردند!»
** ''[[محمد تقی بهجت]]''<ref>http://www.bahjat.ir/</ref>
* «نمی‌دانم کدام یک از شما مشرف شده‌اید نجف، خانه امیرالمؤمنین در کوفه پشت مسجد کوفه نزدیک دارالاماره‌است؛ من داخل آن خانه رفته‌ام؛ حدود صد تا صد و پنجاه متر است، دوسه تا اتاق کوچک داشته، آن وقت علی حکومت مطلقه داشته، از همین خانه یک کشوری را که شاید ده برابر ایران شما بوده اداره می‌کرده... حضرت با اینکه حاکم بودند می‌آمدند در بازار کوفه...»<ref>http://fa.wikiquote.org/wiki/حسینعلی_منتظری</ref>
** ''[[حسینعلی منتظری]]''
* «'''نیازمندی همگان به او و بی‌نیازی او از همگان، دلیلی است بر اینکه او پیشوای همگان است. ''' (به عربی:إحتیاج الکل إلیه واستغناؤه عن الکل دلیل علی أنه إمام الکل)».
** ''[[w:خلیل بن احمد فراهیدی|خلیل فراهیدی]]''<ref>http://www.haydarya.com/maktaba_moktasah/17/18.htm</ref>
* «'''تفاوت میانِ علی و معاویه در سیرت و سیاست بزرگ بود. علی به خلافت ایمان داشت و می‌دانست که حق این است که عدالت را به گسترده‌ترین معانی اش میان مردم برقرار سازد. امّا معاویه، در این مورد نیکویی نمی‌دید و آن را پیگیری نمی‌کرد، طمع کنندگان نزد او هر آنچه می‌خواستند می‌یافتند و زاهدان نزد علی آنچه دوست داشتند می‌یافتند'''
** ''[[طاها حسین]]'' علی وبنوه: ص۵۹
* «تاریخ نگاران و زندگی نامه نویسان بر این اتفاق نظر دارند که علی بن ابی طالب به ویژگی‌های بزرگی ممتاز بود که جز برای او در وجود کسی جمع نشده بوده. او امّتی بود در یک مرد.»<ref>http://www.haydarya.com/maktaba_moktasah/17/18.htm</ref>
** ''[[طاها حسین]]'' علی وبنوه: ص۵۹
* «من اعتقاد دارم که مطالعه کتاب نهج البلاغه روح شهامت و مردانگی انسان را تقویت می‌کند زیرا ازروح بزرگ و پرتوانی صادر شده است که در برابر تمام دشواریها چون شیر ایستاده است.»
** [[فخر رازی]]<ref>http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/3282/5123/46300</ref>
* «هرکس در دین، علی بن ابی طالب علیه السلام را پیشوای خود قرار دهد رستگار می‌شود؛ زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرموده‌اند: خداوندا، علی هرگونه باشد حق را بر محور وجودش بچرخان.»
** ''[[زکی مبارک]]''
* «'''علی کسی است که، نه تنها با اندیشه و سخنش، بلکه با وجود و زندگی‌اش، به همه دردها و نیازها و همه احتیاج‌های چندگونه بشری، در همه دوره‌ها، پاسخ می‌دهد'''...»
** ''[[علی شریعتی]]'' <small>ما و اقبال / ص ۳۸۸</small>
* «'''معاویه و دوستانش برای پیشرفت مقاصد فردی خود از هیچ جنایتی دریغ نداشتند، اما علی و همراهان او، هیچ‌گاه از راه راست، و دفاع از حق و شرافت، تخطی و تجاوز نمی‌کردند''' ...».
** ''[[جرجی زیدان]]'' <small>تاریخ التمدّن الإسلامی مصر ۱۹۰۲–۱۹۰۶.</small>
* «اگر بگویم مسیح از علی بالاتر است عقلم اجازه نمی‌دهد، و اگر بگویم علی از مسیح بالاتر است دینم اجازه نمی‌دهد.»
* «علی ع حقیقتی است که والاترین و زیباترین اسطوره‌ها باید بر گونه و الگوی او ساخته شوند. این خصوصیّتِ دینِ اسلام است که اسطوره اش حقیقی است و خیالی نیست؛ اسطوره‌ای است که روی همین زمین زندگی می‌کند، آفتاب بر او می‌تابد، می‌خورد، می‌خوابد و مانند همه مردم زندگی عادی دارد؛ اما شخصیّتی دارد که حتی دستِ خیال به او نمی‌رسد و این امر در مورد مولا یک گزافه گویی نیست. امام علی را به گزافه ستودند و او آنان را ملامت کرد. او را دشنام دادند با آنان مدارا کرد و هیچ‌گاه قدمی را بیرون از دایره حق و زیبایی برنداشت... امام علی ع نیامده‌است تا عطش قدرت طلبی و استیلا جویی را با حکومت بر مردم فرونشاند بلکه او می‌خواهد ملاک‌ها و شاخص‌های یک حکومتِ مطلوب در خدمت انسان خدایی را مشخص کند ولو این که در این راه جان خود را از دست بدهد.»
** ''[[سید محمد خاتمی]]'' <small>سخنرانی به مناسبت عید غدیر، ۳ آبان ۱۳۹۲، برگرفته از روزنامهٔ اطلاعات، تاریخ خبر: شنبه ۴ آبان ۱۳۹۲ شماره ۲۵۷۲۲</small><ref>http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2013\10\10-25\22-14-50.htm&storytitle=سيد%20محمد%20خاتمي:%20امام%20علي(ع)%20هيچ%20گاه%20قدمي%20بيرون%20از%20دايره%20حق%20برنداشت</ref>
* «'''انسان، هر که باشد، وقتی بر او [[ستم]] شود؛ حضرت علی (ع) برافروخته می‌شود؛ لذا هر مسلمان و غیر مسلمان و انسانِ حقیقت جویی این مظهر و نمونه را دوست دارد.'''»
** ''[[سید محمد خاتمی]]''<ref>http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1379/790110/siasi.htm#siasi1</ref>
* «'''او نجیب زاده‌ای از تبارِ اصیلِ قریش بود. او دارای سه ویژگی برترِ هر عربی بود: شجاعت، بلاغت، و بخشش. به خاطرِ روحِ بی باکی اش، نزدِ پیامبر «شیرِ خدا» نامیده شد، نمونه‌ای از فصاحت خود را در برخی از تکرار و تفسیرِ آیات و احادیث در میان اعراب باقی گذاشت. بخشش خود را در به اشتراک گذاری اموالش در میان دیگران آشکار کرد؛ در هر جمعه، در هر از آنچه در خزانه باقی می‌ماند'''...»
** ''[[واشنگتن اروینگ]]'' <small>Lives of the Successors of Mahomet, London, 1850, p. 165</small>
* «گر بر حرمت آیینه کاری کردم/کاری نه سزای شهریاری کردم//تا طلعت حق ببینم اندر رخ تو/در پیش رخت آینه داری کردم.»
** ''[[محمدرضا پهلوی]]'' بدون منبع <small>پس از آینه کاری حرم علی این شعر را در آستانه در ورودی می‌نگارند</small>
* [ نقلست که سیدی بود که او را ناصری گفتندی قصد حج کرد چون به بغداد رسید به زیارت جنید رفت و سلام کرد جنید پرسید که سید از کجاست گفت: از گیلان گفت: از فرزندان کیستی گفت: از فرزندان [[علی بن ابیطالب|امیرالمؤمنین علی رضی الله عنه]] گفت:] «پدر تو دو شمشیر می‌زد یکی با کافران و یکی با نفس ای سید که فرزند اوئی از این دو کدام کارفرمائی» [ سید چون این بشنید بسیار بگریست و پیش جنید غلطید گفت: ای شیخ حج من اینجا بود مر بخدای راهنمای گفت:] این سینه تو حرم خاص خدای است تا توانی هیچ نامحرم در حرم خاص راه مده» [ گفت: تمام شد. ]
** ''[[جنید بغدادی]]''، <sup>از تذکرة الأولیاء، عطار نیشابوری، بخش «ذکرِ جنید بغدادی»</sup>
* «شخصیت امیرالمؤمنین از لحظهٔ ولادت تا هنگام شهادت، در همهٔ این ادوار، یک شخصیت استثنائی است. ولادت او در جوف کعبه است - که نه قبل از آن حضرت و نه بعد از آن حضرت تا امروز چنین چیزی اتفاق نیفتاده است - شهادت آن بزرگوار هم در مسجد و محراب عبادت است. بین این دو نقطه هم، همهٔ زندگی امیرالمؤمنین جهاد است و صبر للَّه است و معرفت است و بصیرت است و حرکت در راه رضای الهی است. در آغاز کودکی، دست تدبیر الهی، علی‌بن‌ابی‌طالب را به آغوش پیغمبر می‌سپارد. امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) شش ساله بود که پیغمبر او را از خانهٔ جناب ابی‌طالب به خانهٔ خود آورد. امیرالمؤمنین در آغوش پیغمبر و در زیر سایهٔ تربیت آن حضرت تربیت شد. در هنگام نزول وحی بر پیغمبر، تنها کسی بود که در حراء، در آن لحظات حساس، در کنار پیغمبر حضور پیدا می‌کرد؛ و لقد کنت اتّبعه اتّباع الفصیل اثر امّه»
** '' [[سیدعلی خامنه‌ای]]،<ref>http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=9655</ref>
* «خواجهٔ حق پیشوای راستین /کوهِ حلم و باب علم و قطب دین//ساقی کوثر، امام رهنمای/ابن عمِّ مصطفی، شیرخدای/مرتضای مجتبی، جفتِ بتول//خواجهٔ معصوم، دامادِ رسول/در بیانِ رهنمونی آمده/صاحب اسرارِ سلونی آمده//مقتدا بی‌شک به استحقاقِ اوست/مفتی مطلق علی الاطلاق اوست//چون علی از غیب‌های حق یکیست/عقل را در بینش او کی شکیست//هم ز اقضیکم علی جان آگه است/هم علی ممسوس فی ذات الله است//از دم عیسی کسی گر زنده خاست/او بدم دست بریده کرد راست//گشته اندر کعبه آن صاحب قبول/بت‌شکن بر پشتی دوش رسول//در ضمیرش بود مکنونات غیب/زان برآوردی ید بیضا ز جیب//گر ید بیضا نبودیش آشکار/کی گرفتی ذوالفقار آنجا قرار//'''گاه در جوش آمدی از کار خویش/گه فرو گفتی به چه اسرار خویش//در همه آفاق هم دم می‌نیافت/در درون می‌گشت و محرم می‌نیافت'''.»
** ''[[عطار نیشابوری]]، در منطق الطیر، [http://ganjoor.net/attar/manteghotteyr/kholafa/sh4/]''
** ''[[محمدحسین شهریار]]''<ref>http://www.emamali.net/shear/shear1.htm</ref>
* «علی آن شیرِ خدا شاهِ عرب/اُلفتی داشت با این دلِ شب.»
** ''[[محمدحسین شهریار]]'':<ref>http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=70382</ref>
* «ترا دانش و دین رهاند درست/در رستگاری ببایدت جست//وگر دل نخواهی که باشد نژند|نخواهی که دایم بوی مستمند//به گفتار پیغمبرت راه جوی/دل از تیرگیها بدین آب شوی//'''اگر چشم داری به دیگر سرای/به نزد نبی و علی گیر جایجا'''ی//گرت زین بد آید گناه منست/چنین است و این دین و راه منست//برین زادم و هم برین بگذرم/چنان دان که خاک پی حیدرم...»
** ''[[فردوسی]]''<ref>ganjoor.net/ferdousi/shahname/aghaz/sh7/</ref>
* «هر آنکس که در جانش بغض علی ست/ازو زارتر در جهان زار کیست.»
** ''[[فردوسی]]''<ref>http://ganjoor.net/ferdousi/shahname/aghaz/sh7/</ref>
* «بر سر گنجی که یزدان در دل احمد نهاد/جز علی گنجور نی و جز علی بندار نیست//وانکه یزدان بر زبان او گشاید قفل علم/جز علی المرتضی اندر جهان دیار نیست.»
** ''[[ناصر خسرو]]''<ref>http://ganjoor.net/naserkhosro/divann/ghaside-naser/sh38/</ref>
* «هر که نتابد ز علی روی خویش/بی‌شک ازو روی بتابد عذاب.»
** ''[[ناصر خسرو]]''<ref>http://ganjoor.net/naserkhosro/divann/ghaside-naser/sh19/</ref>
* «علی را اگر امروز، دنیا بخواهد بشناسد، چطور می‌شناسد؟ دو راه وجود دارد؛یکدارد؛ یک راه از تاریخ می‌رود و کتاب‌ها را می‌بیند؛ علی را از راه تاریخ می‌شناسد.
:یک راه دیگر هم امروز هست و اگر گفتند علی را چگونه می‌شود شناخت، می‌گوید: خوب، می‌رویم از پیروانش او را می‌شناسیم. فرض کنیم یک نفر می‌خواهد علی را بشناسد؛ می‌خواهد پیروان علی، دنباله روهاوروها و شیعیان علی را بشناسد تا علی را بشناسد؛ چه می‌بیند؟ آیا علم می‌بیند؟ آیا تقوا می‌بیند؟ آیا علاقه به یتیم می‌بیند که در علی می‌دید؟ آیا خدمت به مردم می‌بیند که در علی می‌دید؟ آیا شجاعت و صراحتی را می‌بیند که در علی می‌دید؟ به‌هوش باش که چگونه می‌خواهی علی را بشناسی و چگونه می‌خواهی پیروی علی باشی.»
** ''[[موسی صدر]]'' <small>پرسمان - مرداد ۱۳۸۵، شماره ۴۷</small>
 
۳۹٬۷۴۷

ویرایش