تفاوت میان نسخه‌های «یوهان ولفگانگ فون گوته»

←‏بدون منبع: اصلاح سجاوندی
(←‏دارای منبع: افزودن مطلب)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه
(←‏بدون منبع: اصلاح سجاوندی)
 
== بدون منبع ==
 
* «آنکه پای به اندازه لحاف دراز نکند لاجرم پایش محفوظ نخواهد ماند.»
 
* «اگر [[هنر]] داری بیاور وگرنه هنرنمائی مکن که رسوائی به‌بار خواهی آورد.»
 
* «ای دختر! سخنانم را خوب به‌گوش بسپار و پایت را این‌همه تکان نده، برای [[رقص|رقصیدن]] تنها یک جفت کفش قرمز کافی نیست.»
 
* «برای ِ کسی که چیزی می‌طلبد و در پی ِ چیزی‌ست، جهان خاموش نیست. بهتر آن است که آدمی راه ِ خویش را بسپرد. انسان هرچه را بشناسد می‌تواند به‌آن دست یابد.»
 
* «بگذار که زن‌ها هر قدر که می‌خواهند نظم و نثر بسازند! ولی [[کار]] مردان نیست که مثل زنان بنویسند! این چیزی است که من هیچ خوشم نمی‌آید.»
 
* «بیزاری از اظهار حق‌شناسی چیز نادری است،واست، و تنها از مردان برجسته‌ای بروز می‌کند که از میان فقیرترین طبقات برخاسته‌اند و هر قدم مجبور بوده‌اند کمک‌هایی را قبول کنند که همیشه به زهر اهانت آلوده بوده... »
 
* «چو کیسه تنگ بداری زمردمان ای [[دوستی|دوست]]،// مدار چشم محبت زدیگران، نه نکوست// چو دست را نتوان شست، جز به دست دگر،// بگیر و ببخشای تا شوی محبوب»
 
* «خدایا، [[هنر]] چه‌قدر فرازمند و عمر چه کوتاه!»
 
* «[[دوستی]] مثل اسناد کهنه‌است، قدمت [[تاریخ]]، آنرا با ارزش‌تر می‌کند.»
 
* « زمان ما به‌قدری بد است که شاعر، دیگر در [[زندگی]] انسان‌هایی که او را احاطه کرده‌اند جوهری از [[شعر]] که قابل استخدام باشد، نمی‌یابد.»
 
* «[[زندگی]] بدون [[کار]] مردن پیش از وقت است.»
 
* «سر پیری رادیکال بودن بالاترین حد [[جنون|دیوانگی]] است»
 
* «علماء و معلمین در عزلت وسکوت عمر گذارند.»
 
* «ما همیشه وقت کافی داریم به‌شرط آن‌که هم بخواهیم و هم درست از آن استفاده کنیم.»
 
* «مرد عمل هیچ‌گاه وجدان ندارد. تنها تماشاگران وجدان دارند.»
 
* «نخستین قانون، خداشناسی است. نخستین قانون را که اجرا کنی، به‌هیچ قانون دیگری نیاز نخواهی داشت.»
 
* «و از میان [[حقیقت|حقایق]] بلند پایه، جز آنچه را که می‌توانید به خیر و صلاح جهان باشد نباید بر زبان آوریم. حقایق دیگر را باید در خود نگهداریم؛ همچون پرتو ملایم آفتابی که زیر [[ابر]] نهان است، این حقایق نور خود را برهمه اعمال ما می‌افشانند»
 
* «هرآنچه را آغازی است، انجامی نیز خواهد بود، پس آن به که از ازل آغازی نداشت.»
 
* «هرگاه نویسنده‌ای خود را با یک اثر شایسته مورد توجه قرار می‌دهد، مردم می‌کوشند او را از آفریدن یک اثر دیگر باز دارند... [[هنر]]مندی که در [[کار]] خویش فرو رفته‌است خواه ناخواه به هیاهوی اجتماع کشیده می‌شود، زیرا هر کسی گمان می‌کند که خواهد توانست پاره‌ای از آن را به تصرف خود در آورد.»
 
* « من از هرچه تنها بخواهد به‌من چیزی بیاموزد-بی‌آنکه بر شادمندی‌ام بیفزاید یا مرا نشاط تازه‌ای بخشد-نفرت دارم.»
 
* «وجودِ مردمان غریبه‏ بهترین آینه‏ایست‏ که ما در آن‏ وجود خودمان را مى‏توانیم بشناسیم‏»
 
* «ما با آنچه که عاشقش[[عاشق]]ش هستیم شکل می‌گیریم»
* « موفقیت به دست آوردن چیزی است که دوست داری و خوشبختی دوست داشتن چیزی است که به دست آورده ای»
 
* « مرد عمل وجدان ندارد ، تنها مرد اندیشه است که با وجدان است»
* « موفقیت به دست آوردن چیزی است که دوست داری و خوشبختی دوست داشتن چیزی است که به دست آورده ای»
* « آنجا که نور بیشتر است ، سایه های سیاه تری میتوان یافت»
 
* « روحی که زیبایی را میبیند ، گاهی تنها میماند»
* « [[مرد]] عمل [[وجدان]] ندارد ،ندارد، تنها مرد [[اندیشه]] است که با وجدان است»
* « انجام کارهایی که دوست داریم زندگی را متبرک نمی کند، بلکه دوست داشتن کارهایی که باید انجام دهیم آن را متبرک می کند.»
 
* « آنجا که نور بیشتر است ،است، سایه های سیاه تری میتوان یافت»
 
* « روحی که [[زیبایی]] را میبیند ،میبیند، گاهی [[تنها]] میماند»
 
* « انجام کارهایی که [[دوست]] داریم [[زندگی]] را متبرک نمی کند، بلکه دوست داشتن کارهایی که باید انجام دهیم آن را متبرک می کند.»
 
* « پنج چیز است که پنج چیز از آن نزاید: دلی که [[خانه]] ی [[غرور]] است کانون [[محبت]] نشود. یاران دوران فرومایگی، نکوخویی ندانند و تنگ نظران ره به بزرگی نبرند. [[حسود]]ان بر جمال و کمال جز به چشم کین ننگرند و [[دروغ]]گویان از کسی وفا و اعتماد نبینند.»
 
== درباره گوته ==
۲۶۶

ویرایش