باز کردن منو اصلی

تغییرات

۳٬۱۸۹ بایت اضافه‌شده ،  ۴ سال پیش
 
== دارای منبع ==
===رساله در باب مدارا===
*آیا باید از برخورد ملایم اجتناب کرد زیرا این نگرانی وجود دارد که ملایمت همان شورشی را برانگیزد که سنگدلی؟
*بردباری هرگز جنگ داخلی را تهییج نکرده است؛ حال آنکه تعصب خون بر زمین جاری ساخته است.
*فلسفه، تنها فلسفه، این خواهر دین، دستانی را خلع کرد که خرافات مدتی بس طولانی به خون آغشته کرده بودند؛ و ذهن بشر هنگامی که از مستی به در آمد و هشیار شد، از این همه افراط که تعصب به بار آورده بود در شگفتی ماند.
*حقوق انسانی را نمی توان بر هیچ پایه ای بنا نهاد مگر بر پایه حقوق طبیعت؛ و اصل اساسی، اصل جهان شمول در سرتاسر زمین از این قرار است: «آن چیزی که بر خودت روا نمی دانی بر دبگری روا مدار». حال معلوم نیست چگونه با وجود چنین اصلی، انسانی می تواند به انسان دیگر بگوید «ایمان بیاور به آنچه من ایمان دارم، از آنچه ایمان داری دست بکش وگرنه هلاک خواهی شد».
*[سقراط] تنها کسی بود که به دلیل عقایدش به دست یونانی ها کشته شده است. اگر این امر دلیل محکومیتش بود، مایه سرافرازی [حامیان] نابردباری نیست.
*اصل اساسی و مورد قبول سنا و مردم روم این جمله بود: «دغدغه خاطر بابت بی حرمتی نسبت به خدایان، تنها از آن خدایان است».
*آیا بردباری حق الهی است یا نابردباری؟ اگر می خواهید مانند مسیح باشید، شهید شوید و نه جلاد.
*دراین زندگی کوتاه، نه تنها آزار و ستم آنهایی که به شیوه ما نمی اندیشند، ظالمانه است، بلکه باید از خود بپرسیم آیا محکومیت ابدی آنها نیز عملی جسورانه نیست؟ ... آیا ما از تمامی خواسته ها ئ دوستورهای خداوند باخبریم؟ آیا ما بر وسعت بخشندگیاو واقفیم؟ آیا مجاز نیستسم به همان میزانی که از او می ترسیم به او امیدوار باشیم؟
*فصل 18: تنها مواردی که نابردباری حقی انسانی است: هر خطایی جرم [و مستوجب مجازات] محسوب نمی شود، مگر اینکه موجب اخلال در جامعه شود. خطایی موجب اخلال در جامعه است که تعصب و خشک اندیشی را القا کند. در نتیجه برای اینکه انسانها سزاوار بردباری شوند، باید از تعصب و خشک اندیشی عاری شوند.
*انجام حتی کوچکترین بدی برای دست یافتن به بزرگترین خوبی ها جایز نیست.
 
=== ساده دل ===
* سرزمینی در جهان نیست که [در آن] عشق،از عاشقان شاعر نسازد.
 
* «کسانی که می‌توانند تو را باورمند به چرندیات بکنند، می‌توانند تو را مجبور به انجام کارهای وحشیانه کنند.»
 
* «جز به خود یا جز به آنچه دیده‌ای باور مکن// منبر و معبود و الهامی جز این در [[کار]] نیست»
 
== پراکنده ==
* «در سیاره کوچک ما، عقاید بیش از طاعون و زلزله، موجب بلایا شده است.»<ref>نامه به الی برتراند(پنجم ژانویه 1759)</ref>
کاربر گمنام