پیمان فتاحی: تفاوت بین نسخه‌ها

۱٬۲۵۵ بایت اضافه‌شده ،  ۵ سال پیش
(←‏شعور خلاق است: افزودن منبع)
=== قضاوت در امور ظاهری ===
* «قضاوت، پیچیده و پر اشتباه است. تا مجبور نشدی قضاوت نکن.»
** ''آيين قضاوت و روش‌هاي اظهار نظر/ ۱۳۸۶'' <ref>حسامی، شباب. آیین قضاوت و روش‌های اظهارنظر. والسماء، ۱۳86. شابک ‎978-964-96956-3-1.</ref>
** '' آیین قضاوت و روشهای داوری/ ۱۳۸۶''
* «قضاوت میان دو نفر عموماً قضاوتی میان افراد مختلف است زیرا در هیچ اتفاقی تنها دو نفر دخیل نیستند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «غالباً حق با هر دو طرف دعواست لکن یکی بیشتر بر حق است و دیگری حق کمتری دارد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «قاضیان بزرگ با کمترین قضاوت، بیشترین عدالت را جاری می‌سازند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «اگر خدا با کسی باشد و قاضی او را متهم کند، این قاضی خدا را محکوم کرده و آن که خدا را محکوم کند به محکومیتی ابدی گرفتار می‌شود.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «فراموش نکن که انسان برای عدالت است نه عدالت برای انسان، زیرا خداوند پیش از پیدایش انسان و پس از نابودی او نیز عادل بوده و خواهد بود. او انسان‌های بسیاری را و حتی خوبان و برگزیدگان خود را قربانی عدالت خود کرده است؛ پس عدالت را بر هر چیز و حتی انسان ترجیح ده.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «اگر تو حق را به کسی دادی یا مردم دادند، یا قاضی به نفع کسی رأی داد مبادا گمان کنی که مسلماً حق با اوست؛ چه بسیار بوده محکومانی که در آسمان حاکم اند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «وقایع، علل بسیار دارند لکن فکر بشر غالباً به سطحی‌ترین دلایل توجه دارد، از این رو قضاوت عادلانه تنها کار خداوند است و بس.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «اگر ضروری است که نظر دهی اما ضروری نیست که محکوم کنی، پس محکوم نکن. حداکثر به تأیید نکردن بسنده کن.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «هر قضاوتی (دربارهٔ دیگران) را به عنوان آخرین دفاعیه خود در محضر خدا فرض کن، پس برای ارائه بهترین دفاع، تمام سعی ات را برای تحقق قضاوت عادلانه به کار گیر.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «اگر دیگری می‌تواندهمان کاری را که تو می‌کنی بکند و مانند تو قضاوت کند، هرگز خود را در جایگاه قاضی قرار نده.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «برای آن که خداوند بخشنده و مهربان را بشناسی، تو باید محبت کنی و بخشش نمایی. برای شناخت خداوند عادل، باید به عدالت رفتار کرد. برای شناخت هر وجهی از خداوند، باید همان گونه بود و همان گونه زیست.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «انسان عادل از قدرت عظیم نهفته در عدالت برخوردار خو اهد شد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «یا به تمام عدالتی که برای انسان ممکن است قضاوت کن و یا از قضاوت کردن بپرهیز همان‌طور که باید از زهر بپرهیزی.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «این که به عدالت خود مطمئن باشی یا دیگران اطمینان کنند، برای عادل بودن تو کافی نیست. عادل، نشانه‌های عدالت را دارد و از علائم پرستیدن خداوند عادل بهره‌مند است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «سخت‌ترین و خطرناک‌ترین کار این دنیا، قضاوت کردن است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «فشارها و ترس‌ها و تمایلات، سم‌های مسموم کننده قاضی و قضاوت اند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «برای انسان دانا، خوردن سنگ آسان تر از قضاوت کردن است و برای انسان نادان، قضاوت کردن از آب خوردن هم آسان تر است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «منظور عیسی مسیح (ع) چه بود وقتی که فرمود حکم ندهید تا دربارهٔ شما حکم رانده نشود زیرا به همان پیمانه‌ای که می سنچید سنجیده خواهید شد. به راستی قضاوت اشتباه، پدر همه گناهان است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «وقتی که شایسته قضاوت کردن نیستی قضاوت نکن. اگر خدا را در نظر نداری و عدالت تو را در برنگرفته از حکم دادن بپرهیز. هنگامی که دلت به یک جانب است و فکرت متوجه نتیجه‌ای مشخص است، قضاوت تو آلوده خواهد بود و اگر نتوانی خود را به جای دیگران بگذاری، چگونه قادر به صدور رأی عادلانه هستی.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «اگر قضاوت قابل تأخیر است بی آن که عدالت آسیب ببیند آن را به تأخیر بینداز یا توافق و مصالحه را به میان آور. هنگامی که شرایط و زمان قضاوت مناسب نیست شتابان به قضاوت ننشین که شتاب روش شیطان است، و بدون علم کافی و وضوح درونی قضاوت نکن. هنگام خشم و هیجان زدگی، هنگام ترس و تردید و به وقت وارد آمدن فشارها و تحریک‌ها و تمایلات، هنگام قضاوت نیست. اگر قضاوت کردن عین مسئولیت تو نیست از آن بگریز زیرا غالباً از زهر خطرناک تر است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «هر مدرک واقعی به حق نیست زیرا بعضی از مدارک ساخته شده‌اند بی آن که جعل شده باشند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «ممکن است انسانی شخصیتاً ظالم باشد اما در شکایت خود، مظلوم واقع شده و حق با او باشد. وجود شخصیت ظالم را مساوی با ظلم واقع شده ندان.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «هنگام قضاوت به یاد داشته باشید که هر کسی از نگاه خود می‌بیند و به شیوه خود تجربه می‌کند و این که اکثر مدعیان، حق خودر ا ضایع شده می‌دانند و خود را مظلوم می‌شمارند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «به وقت قضاوت، روند طبیعی وقایع و تغییرات را زیر نظر داشته باش و مترصد حلقه‌های مفقود و مجهول و مشکوک باش. یادت باشد که هر دلیلی دلایل پیش و پس خود را دارد و پیرامون هر دلیل واقعی، دلایل متعددی موجودند که دلایل غیرواقعی فاقد آنند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «آموختن شیوه تفکر نشانه شناسی و روش تفکر تحلیلی مخصوصاً برای قضاوت ضروریست. بدون نشانه شناسی پی بردن به واقعیت ادعا و دفاعیات دشوار است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «اول دلت برای عدالت بسوزد سپس برای افراد. بدا به حال قاضیانی که به نام خداوند قضاوت می‌کنند اما بر اساس نفس خود حکم می‌دهند زیرا خداوند از هر چه بگذرد از عظمت نام خود نمی‌گذرد. بدا به حال کسانی که چیزی را می‌گویند و خود بر ضد آن عمل می کنندزیرا در خشم خداوند حاضر گرفتار خواهند شد. بدا به حال آن که حق را محکوم می‌کند زیرا از همان دم، محکوم حق خواهد بود. بدا به حال قاضیانی که محکومان در آسمان را در زمین حاکم می‌دارند زیرا به محکومیت آسمانی ایشان مبتلا خواهند شد. بدا به حال قاضیان بی انصاف زیرا عدالت خدا را به تمسخر گرفتند و عدل الهی را تحقیر نمودند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «ترس و طمع می‌تواند بسیاری را وادار به دروغ و قسم کند حتی کسانی که پیش از این دروغگو نبوده‌اند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «متهم را محک بزن زیرا کسی که مجرم است غالباً خود می‌داند که مجرم است و فی الحال آثار مجرمیت را از خود بروز خواهد داد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «کلمات و اشارات ناآگاهانه شخص و نحوه بیان او بیانگر واقعیات پنهان است پس به تظاهرات جسمی مدعی به ویژه به صورت و چشمان و دستان او دقت کن. وضعیت‌های طبیعی ظاهری، بیانگر وضعیت‌های درونی اند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «حتی اگر بر اساس قانون متهم را مجرم دانستی، مادامی که در قلب ات محکوم نشده، او را محکوم نکن. زیرا چه بسیار محکوم شدگانی که در نظر خداوند حاکم اند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «آن قاضی که باخود و خانواده و آشنایان خود به عدالت رفتار نمی‌کند چگونه می‌تواند در دادگاه حکم عادلانه صادر کند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «مبادا قبل از اثبات جرم، متهم را مجرم بدانی که در این صورت خودت مرتکب جرم شده‌ای. صلح عادلانه بهتر از اجرای حکم عادلانه است. پس اول برای آن تلاش کن و سپس اجرای حکم.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «در وقت داوری به کنش‌ها و واکنش‌های متهم و شاکی و جزئیات وحواشی رودررویی و گفتگوی میان آن دو دقت کن.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «غالباً عادلان منفور زورگویان و قدرتمندان اند. پس اگر قاضی مورد پسند زورمندان بود در عدالت او شک باید کرد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «عدالت صرفاً به صداقت قاضی در قانون نیست بلکه متناسب با دانایی قاضی است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «انسانی که خود را عادل می پنداردخداوندِ خود را به عدالت نشناخته است و کسی که خود را بزرگ می‌داند هرگز توجهی به خداوند بزرگ نداشته است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «غالباً عادلان در زمان خود مطرود مردمانند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «ترس از زورمندان و میل به دنیا و عدم اتکاء به خدا، زایل کننده عدالت است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «آن که محکوم حق است و آن که حق با اوست دارای نشانه‌های معلوم اند. قاضی عادل آن نیست که می‌خواهد محکوم و حاکم را اثبات کند، اوست که می‌خواهد بر حسب نشانه‌ها وی را کشف کند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «غالباً استقلال رأی قاضی با تدابیر زورمندان به جانب نقطه مطلوب آنان سوق داده می‌شود.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «اگر نتوانی واقعه را از چشم مدعیان مسئله ببینی و واقعه را در درون خود، آن طور که آنها تجربه کرده‌اند تجربه کنی، اظهار نظر عادلانه بعید است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «عدالت مراحلی دارد و ببین تو در کجا به عدالت نشسته‌ای. آنچه در مرحله اول، عدالت است در مرحله دوم ظالمانه محسوب می‌شود و آنچه در مرحله ششم ظالمانه است چه بسا در هفتمین مرحله عادلانه باشد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «قضاوت تلخ است و کسی که به شیرینی دنیا عادت دارد از قضاوت عادلانه فارغ است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «بزرگترین موجودات این عالم و عالم دیگر، عادل ترین‌ها هستند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «بسیاری دین خود را می‌فروشند و در همان دم خود را چنان توجیه می‌کنند که گویا دین خودرا باز خریده‌اند و بر قدر آن افزوده‌اند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «قضاوت در آنچه نمی دانی مانند خوردن چیزی است که نمی دانی چیست؟ سم است، غذا نیست یا دارو و یا شاید اصلاً خوراکی نباشد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «انسانی که خود را محاسبه نکرده و مراقب خودنبوده، چگونه می‌تواند عادل باشد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «بعضی از امور زندگی بشر شبیه به تیراندازی اند. رسیدن به موفقیت، حل معماها و نیز قضاوت و اظهار نظر. در هنر تیراندازی، قاضی به کمانگیری می‌ماند که تیر قضاوت را در کمان تعقل خود می‌گذارد و آن را به سمت هدف نشانه می‌رود. اگر کمان تیرانداز، متناسب نباشد و او با رعایت تعادل، تیر را در کمان نگذارد و زه را به درستی و از میانه نکشد، این مانند آن قاضی ناعادل است که با بی عدالتی به قضاوت می‌نشیند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «هر کسی قادر نیست که تیر را به قلب هدف نشانه رود یا حتی تیر را به قسمتی از هدف اصابت دهد. همین‌طور هر کسی نمی‌تواند قضاوتی عادلانه یا حتی نزدیک به عدالت داشته باشد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «اگر کمانگیر بخواهد تیر را به هدف بزند، باید هدف را نشانه بگیرد، بر آن خیره شود، کمان را درست در دست گیرد، دست و دلش نلرزد، زه کمان را به درستی و به اندازه کافی بکشد، تیر را در نقطه مناسبی از کمان به زه آن برساند، حواس و تفکرش را یکپارچه و منسجم کند و آن گاه در اوج آمادگی، تیر را رها کند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «قاضی عادل هم برای صدور رأی عادلانه وضعیتی مشابه همین کمانگیر را دارد... اگر تیر و کمان و تیراندازی را نمی‌شناسید، بهتر است در مسابقه تیراندازی شرکت نکنید و اگر عدالت را نمی دانید نباید در حساس‌ترین و خطرناک‌ترین مسابقه عالم که مسابقه عدالت است حضور یابید... تیراندازی ممکن است در تاریکی باشد یا در روشنایی. تیر در تاریکی بعید است به هدف بخورد حتی اگر هدف در فاصله‌ای کم باشد. تیری که در تاریکی رها شود ممکن است به هر کس و هر چیز دیگری اصابت کند. قاضی عادل باید متوجه باشد که در چه شرایطی نظر نهایی خود را بیان می‌کند. آیا نظر او، هدف را که تأمین قسط و داد است تأمین کرده یا به ظلم بیشتر منجر شده. تیری که در تاریکی رها شود حتی ممکن است بر اثر کمانه کردن، با خود قاضی برخورد کند و او را از پای درآورد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «آن توصیه رسول معظم خدا محمد مصطفی (ص) که به یادگیری تیراندازی و شنا و اسب سواری سفارش فرمود چه بسا دارای جنبه‌هایی باطنی هم بوده است. وجه باطنی تیراندازی مانند تشخیص درست، قضاوت عادلانه، هدف یابی صحیح و علم توفیق است...»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «شغل قضاوت بی شباهت به مارگیری نیست. قاضی می‌خواهد ماری که اینک ظلم خوانده می‌شود را بگیرد و از بین ببرد. او بایدمار بی عدالتی را پیدا کند، آن را از سوراخی که در آن پنهان شده بیرون بیاورد و بی آن که خودش یا دیگران آسیب ببینند، سر مار را در دست بگیرد و زهر او را خالی کند یا اگر زهر این مار خالی شدنی نیست و او پیوسته از زهر پر می‌شود، پس قاضی رأی به نابودی آن می‌دهد. در گرفتن مار ممکن است حوادث مختلفی رخ دهد. مثلاً قاضی وقتی مار بی عدالتی را تا لانه اش دنبال می‌کند متوجه می‌شود که در لانه ماران، مارها و افعی‌های مخوف تر و بزرگتری ساکن اند. حالا اگر قاضی بترسد و از هدف خود که تحقق عدالت است، دست بکشد، این قاضی خودش مانند یکی از مارها شده است و دیر یا زود مارگیر دیگری از راه می‌رسد و او را دنبال خو اهد کرد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «یا این که وقتی او می‌خواهد مار را بگیرد، از آنجا که گاهی مارها بر گنجها خوابیده‌اند، او فریفته زر و پولی می‌شود که مار بر آن چمبره زده است. اینجا هم احتمالش هست که او عدالت و خدای خود رابه قیمت زر ظلم یا زور ظلم یا زیور ظلم که همان خط و خال‌های ظلم افعی صفت است بفروشد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «اما انسان دادگر با پشتیبانی خداوند عادل، مارهای بی عدالتی را هر طور که شده، به چنگ می‌آورد و به چنگال تیز عدالت می‌سپارد. هیچ ماری نمی‌تواند از دست توانا و چشم تیزبین او بگریزد و هیچ چیز نمی‌تواند او رااز اِعمال عدالت باز دارد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «داوری که بگوید آن گاه ببیند، ظالم است. داوری هم که ببیند و سپس بگوید لزوماً عادل نیست لکن به عدالت نزدیکتر است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «هر کسی که فکر کند، متفکر نیست و به همان سان هر که قضاوت کرد، قاضی نیست. قاضی ممکن است ظاهربین یا باطن بین باشد. البته آن قاضی که جامع نگر است و نگاهش کامل است از این دو برتر است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «اگر قاضی ظلم کرد حتماً به این معنا نیست که او ظالم است یا اگر رأی او عادلانه بود این الزاماً از عدالت او خبر نمی‌دهد. میان قضاوت عادلانه و قاضی عادل فاصله هست همان‌طور که بین انسان و عمل او فاصله‌ای واضح وجود دارد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «قوانین می‌توانند زنده باشند یا مرده یا بیمار. اعبتار این‌ها، در نزد قاضی عادل یکسان نیست. اعتبار قانون زنده و جاری و اقتدار نهفته در آن بسیار متفاوت با پشتوانه و پیامدهای قانون مرده است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «قاضی دانا نباید خود را از آنجا که خداوند می‌فرماید ای کسانی که حرفی را می‌زنید و خود بدان عمل نمی‌کنید مورد خشم پروردگارید، مورد خشم خدا قرار دهد و چیزی را محکوم کند که خود مبتلا و مشغول به آن است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «نبین چه می دانی که خودبین می‌شوی و در خود می‌میری. ببین که نمی دانی و بینا شو.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «آن قاضی که به دنبال یافتن سیاه یا سفید است قاضی موفق و عادلی نیست. وقتی به دنبال سفید یا سیاهی، بالاخره آن را به یکی از دو طرف نسبت می‌دهی در حالی که در عالم واقع، نادر است که واقعیتی کاملاً سیاه یا کاملاً سفید باشد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «اگر لازم است قضاوت کنی، پس دربارهٔ چیزی قضاوت کن که در مسئولیت تو است. وقتی که خارج از مسئولیت خود قضاوت می‌کنی اگر درست بگویی، کار تو دخالت و زیاده روی است و اگر اشتباه کنی، بار نتایج این نظر اشتباه هم به آن اضافته می‌شود.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «هیچ‌کس از قضاوت خداوند و نظرات الهی مطلع نیست و خداوند مانند هیچ‌کس قضاوت نمی‌کند. اراده و عدالت الهی بسیار پیچیده است و جز به فهم معدودی از انسان‌ها نزدیک نشده.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «حتی قضاوت‌های انسان دربارهٔ خودش هم در برابر نظری که خداوند متعال دربارهٔ او دارد، ناچیز و بی‌مقدار است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «به کسی که زود نظر می‌دهد، زود اعتماد نکن. شاید هرگز نشود به چینن شخصی اعتماد کرد و برای نظرش اعتباری قائل شد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «به دانسته‌هایت بیش از حد اعتماد نکن و به ندانسته‌هایت بیش از حد بی‌اعتماد نباش. ندیده، قضاوت نکن و ناشنیده رأی نده.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «آن که زود قضاوت می‌کند مانند کسی است که اخگری سوزان به وی داده‌اند و او آن را از این دست به آن دست می‌اندازد و سپس برای آن که دستش نسوزد، آن را در دهان خود می‌گذارد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «زودقضاوت نکن. دیر هم قضاوت نکن و جز به ضرورت حق قضاوت نکن اما اگر ملزم به قضاوت و اظهار نظر هستی، تا روشن و معلوم نشده و تا نشانه‌ها و دلایل کافی نشده‌اند، خاموش باش.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «حتی در اجرای عدالت هم بخشش و محبت ترجیح دارد مگر این که به ظلم و بی عدالتی منجر شود.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «قضاوت مثل طبابت است و نیاز به تخصص و تبحر کافی دارد. اگر طبیب درتشخیص خود اشتباه کند، چه بسا ضربه اشتباه او جبران ناپذیر باشد. عاقلانه است تا زمانی که در این تخصص مسلط نشده‌اید، آن را به کار نبرید و اگر کسی بدون علم قضاوت و تبحر در آن به آن وارد شود، کارش گرفتار کننده و خطرآفرین است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «قضاوت انسان همیشه و بدون استثناء خالی از اشتباه نیست چون قضاوت کامل نیاز به احاطه کامل دارد اما انسان بر هیچ چیزی احاطه کامل ندارد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «کار بعضی از قاضیان این جهان مثل کار کردن با چرتکه است. کاملاً مکانیکی ... و قاضیانی هستند که در قضاوت خود به انبیاء خدا شبیه شده‌اند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «اگر یک قاضی خود را بفروشد، خدای خود را فروخته است و به کار خداوند که قضاوت است و به هویتی الهی که داور عادل است خیانت کرده است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* آن که حقی را محکوم می‌کند، همان دم محکوم می‌شود.
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «اگر انسان نشانه‌های واقعیت و دروغ را بداند، در یافتن عدالت و برخورداری از نظر عادلانه، جهش یافته است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «قضاوت و صدور حکم، جریان اندیشه را متوقف می‌کند پس خوبتر آن که هنگامی رخ دهد که دانایی در موضوع، به تناسب شرایط، کامل شده و اگر لزومی به آن نیست چه بهتر که حتی در چنین شرایطی هم از آن پرهیز کرد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «کسی که عادل است در همه جا و همه زمان‌ها عادل است. عدالت لباسی نیست که در شرایطی به تن پوشیده شود و در شرایط دیگر از تن درآورده شود. قاضی عادل، هم در دادگاه عدالت پیشه است و هم در روابط و زندگی خصوصی خود.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «آن که به راستی عادل است همیشه عدالت پیشه است. قاضی عادل نمی‌میرد بلکه شهید می‌شود زیرا هر که در راه حق و عدالت بمیرد، شهید است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «مراقب روش قضاوت خود باشید زیرا با همان روش مورد قضاوت قرار خواهید گرفت.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «با ذهن آشفته و هیجان زده قضاوت نکنید و تصمیم نگیرید. به علم ناکافی قضاوت نکیند. نابهنگام قضاوت نکنید. در شتابزدگی تصمیم نگیرید و به قضاوت ننشینید که اشتباه و محرومیت و پشیمانی از نتایج آن است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «قصاص، قانونی پیچیده با ظاهری ساده است. اجرای عادلانه قصاص، فقط از خداوند برمی آید. در قصاص باید به ارزش موضوع قصاص هم (نزد طرفین) توجه داشت. آیا اگر پیرمردی یکی از سی و شش دندان یک جوان را بشکند آن جوان مجاز است یکی از ده دندان پیرمرد را که غذا خوردنش با آن است، بشکند؟ حکم قصاص کسی که جان ده هزار نفر را به طور واضح و مسلم نجات داده است، و بعداً یکی از آن ده هزار نفر را کشته است، چیست؟ آیا دست آدم فاسد و بیکار، معادل دست یک هنرمند و نویسنده بزرگ است؟ اینها از جمله هزاران سؤالی است که نیاز به جواب دارد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «بعید است که یک قاضی عادل در درون خود نظر قطعی بر گناهکار بودن یا نبودن کسی داشته باشد حتی اگر او آشکارا با قاطعیت حکم دهد. او جای زیادی را برای آن بسیاری که نمی داند و برای اسرار و حکمت الهی درنظر گرفته است و به آنچه نمی داند بی اعتنا نیست.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «تو نمی‌توانی چیزی که مطمئنی نیست، ببینی یا چیزی را که اطمینان به بودنش داری نبینی. پس پیش از آن که بدانی هست یا نه، گمانِ بودن یا نبودن را کنار بگذار و محققانه به آن نگاه کن.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «از شتابزدگی و عجولانه عمل کردن و قضاوت نمودن، پرهیز کن زیرا این روش، قرین اشتباه کردن و به خطا رفتن است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «ظلم نکن که خداوند بر ضد ظالمان است. نگذار قلبت به نفرت آلوده شود و به کمینگاه کینه‌ها بدل گردد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «خداوند عادل است اما بخشش خود را بر عدالت خویش برتری می‌دهد، حسابگر است اما داوری و حسابگری او تحت الشعاع بخشش لایزال اوست.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «انسان دانا و عادل تا فهمش در موضوع کامل نشده، تا روشنی بدون ابهام حاصل نشده، قضاوت نکرده و حکم را صادر نمی‌کند؛ و اگر با وجود کامل نشدن دلایل و نشانه‌ها، مجبور به قضاوت شد، از حکم قطعی می‌پرهیزد و به ''شاید چنین باشد'' یا '' قویاً چنین است'' اکتفا می‌نماید.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «این که نیات تعیین کننده‌اند خود یک اصل است اما باید دید که این نیات چگونه و تحت چه شرایطی به وجود آمده‌اند. اگرنیت کسی بد بود حتماً به معنی بد بودن و بدکار بودن او نیست بلکه به روند شکل‌گیری ابن نیت باید توجه کرد. مهم تر از نیت خوب و بد، دانستگی و ندانستگی است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «انسان هوشیار و عادل چون می‌داند که چیزهای زیادی هست که از آن بی خبر است، پس زود و شتابزده قضاوت نمی‌کند و اگر قضاوت کند، قضاوتش مطلق و تغییرناپذیر نیست.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «بهترین قاضی آن است که بتواند بی آن که قضاوت کند و حکم دهد، عدالت را جاری کند و سپس آن که با کمترین حکم و کمترین مجازات، بیشترین دادگری را واقع سازد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «عدالت جسم و روح دارد. ب قانون، جسم عدالت است اما روح عدالت، شعوری نورانی است که مخصوص انسان‌های برگزیده و خاصان خداوند است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «انسان عادل هر بار طوری قضاوت می‌کند که انگار این آخرین قضاوت زندگی اوست و او بعد از آن راهی آسمان خواهد شد و به ملاقات خدا خو اهد رفت.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «بعضی از کلمات و قوانین را اگر تفسیر کنی، تحریف کرده‌ای و بعضی را اگر تفسیر نکنی، به تحریف آلوده‌ای، و انسان دادگستر این را به خوبی می‌داند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
 
=== قضاوت در امور باطنی و معنوی ===
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «همان‌طور که حیطه باطنی با حیطه ظاهری متفاوت است و شرایط و قوانین و امکانات این دو حوزه با هم فرق می‌کند، روش قضاوت کردن در این دو حیطه هم نمی‌تواند یکسان باشد. به کارگیری روش باطنی برای قضاوت ظاهری اشتباه است. عکس آن هم اشتباه است.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «اسرار خدا را به قضاوت نگیر که تو را به بازی می‌گیرد و آشفته ات می‌کند. اسرار را به قلبت بگیر. چشم ات را در سینه ات بگشا و از پشت پلک‌هایت نگاه نکن که از این نگاه جز پلک‌هایت را نمی‌بینی و اگر می‌بینی اوهامی ست بر پرده پلکهایت. اگر با قلب ات ببینی می‌شود آنچه می‌بینی.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «تا با روح خود دریافت نکرده‌اید، نپذیرید. تا با چشم عقل خود ندیده‌اید، و تا با گوش قلب خود نشنیده‌اید، نپذیرید. تنها چیزی را بپذیرید که به مدد ایمان یا به قدرت فهم و یا از بالا که روح است و نور، بر شما آشکار شده است. آنچه را نمی دانید، رد نکنید و دربارهٔ آنچه احاطه ندارید، قضاوت نکنید.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «توهم را نپذیر و خود را در قفس خودبینی محبوس نکن. چیزی را که نمی دانی و نیافته‌ای منکر نشو. جز باطل را محکوم نکن اما با وجود ابهامات و تردیدها قضاوت نکن و بدون روشنایی کافی حکم نده. فریب ظاهر امور را نخور و از دیدن باطن وقایع غافل نباش.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «قدرت خدا را امتحان نکن که در آن رد می‌شوی و اسرار حق را به قضاوت نگیر که در آن محکوم خواهی شد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «کسی که روح خود را دانسته مورد قضاوت‌های محدود کننده و بدبینانه قرار می‌دهد، بد دریافتی از او خو اهد داشت و او را محدود تجربه می‌کند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «پیش داوری قطعی، تو را به سمت پس داوری منطبق بر آن به پیش می‌برد. اگرپیشاپیش بگویی چیزی هست، روند افکار تو و کارکرد اندیشه تو خودبه‌خود به گونه‌ای خواهد شد که اثبات کند چیزی هست و اگر هم بگویی چیزی نیست یا به بیانی چیز دیگری هست، تو خود به خود به همان سمت پیش خواهی رفت. کسانی که می‌گویند غیبی در کار نیست و بر این اندیشهٔ خود تأکید دارند، آنها متوجه چیزهایی خواهند شد که نظرشان را تأیید می‌کند و احتمالاً به دلایل و شواهدی برای تأیید این فکر موهوم، دست خواهند یافت و آن‌هایی که می‌گویند غیب هست، تا بیخ دندان به دلایل و شواهدی مجهزند که آن حقیقت را اثبات و تأیید می‌کند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «حقایق باطن را، و آنچه از اسرار است و در اسرار است را به قضاوت و آزمون نگیرید زیرا نه قضاوت پذیرند و نه آزمون شدنی. پس با تردید وبدبینی و محکوم ساختن، خود را از اسرار غیب و فیوضات غیبی محروم نسازید.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «روح خود را به قضاوت‌ها آلوده نکن تا خداوند روح تو را تطهیر کند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «اگر قرار می‌بود که جرائم ظاهری را با روش‌های باطنی قضاوت کرد بسیاری از محکومان تبرئه می‌شدند، بسیاری از گناهکاران، بی گناه و بسیاری از بی گناهان، گناهکار شناخته می‌شدند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «دربارهٔ آنچه کاملاً بر شما آشکار نشده، آنچه از بالاست و ناشناخته‌ها دارد، در امور باطنی و آنچه به نظر و عمل خداوند بازمی گردد، قضاوت نکنید. اگر مجبور شدید، عجولانه و به علم اندک قضاوت نکنید و اگر در این دام گرفتار شدید، حداقل بدبینانه ومحکوم کننده قضاوت نکنید.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «هیچ دو واقعه‌ای عین هم نیستند. هیچ دو حکایتی برهم منطبق نیستند و زندگی و سرنوشت هیچ دو نفری کاملاً مثل هم نیست؛ و فراموشی این واقعیت، از اشتباهاتی است که انسان ناهوشیار در نظرات خود، مرتکب آن می‌شود.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «مردم به این سمت گرایش دارند که هر داستانی را بر داستان زندگی خود منطبق کنند و وقایع زندگی دیگران را مشابه وقایع زندگی خود بدانند. داستان نویسان و فیلمسازان حرفه‌ای با استفاده از این تلقی اشتباه که نوعی ''همذات پنداری تعمیم یافته'' است، سعی در تضمین فروش بالای محصولات خود دارند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «چیزهای زیادی وجود دارد که دربارهٔ آنها نمی‌توان قضاوتی داشت مگر آن که بگذاریم تا در زمان خودشان آشکار شوند و این آشکاری با علائمی محکم و از درون و بیرون تأیید شود.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «ظرفیت خود را برای تجربه اسرار بیشتر کن اما خدا را در آزمون و قضاوت نیاور و تحریف نکن.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «آن گاهی که قضاوت دیگران برایت مهمتر از حق و عدالت می‌شود، تو گرفتار خودباختگی شده‌ای.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «نظر خداوند مانند نظر بشر نیست و کسی از قضاوت خداوند باخبر نیست. انسان حتی نمی داند که خودش کیست؟»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «باور تو تجربه تو را می‌سازد. باور نیست، تو را به تجربه نیست می‌رساند و از باور هست، هست حاصل می‌شود.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «باورها و قضاوتها، حدود حرکت شما را می‌سازند. باید حتی برای لحظاتی هم که شده آنها را واگذارید و ترکشان کنید چون مانند بند بر پا عمل می‌کنند. باید شوق اسرار داشته باشید و هرگز در صدد فاش ساختن آن، به قضاوت نشستن آن و تفسیر و توصیف آن، حتی برای خودتان نباشید. این دربارهٔ اسرار قرآن (کلام الله) است و نه دربارهٔ هر کسی که داد اسرار سر می‌دهد.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «آدم و حوّا در حضور خداوند، به تشخیص و قضاوت دست زدند. لیکن ملکوت الهی محل قضاوت نبود. زمین، برای تشخیص و تحلیل، شایسته‌تر بو د. پس آدم و حوّا به زمین آمدند؛ و مادامی که قضاوت پابرجاست، زندگی در زمین نیز پابرجاست.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «زندگی هر انسانی منحصر به فرد، استثنایی و غیرقابل تکرار است. ممکن است تا حدی ظاهراً شبیه به زندگی شخص دیگری باشد، اما هرگز مانند آن نیست. چون هیچ دو نفری، هیچ دو زمانی و هیچ دو مکانی مثل هم نیستند. گذشته، حال و آینده افراد، شرایط آنها، ویژگی زمان‌ها و سایر عناصر مشابه، هرگز مثل هم نیستند پس محصول آنها هم مثل هم نیست.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «همان‌طور بر تو حکم می‌شود که دربارهٔ دیگران حکم می‌کنی و همان‌طور قضاوت می‌شوی که دیگری را قضاوت کرده‌ای.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «این در واقع نگاه تو است که تعیین می‌کند چیزی هست یا نیست؛ این طور است یا آن طور؛ خوب است یا بد. اگر نگاه تو به سمت چپ بچرخد، تجربه تو از واقعیتی که در حال وقوع است، به سمت چپ می‌چرخد و اگر به راست، پس به راست.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «زود قضاوت نکن تا هلاک نشوی.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «فقط قضاوت خداوند است که سرنوشت انسان را تعیین می‌کند و زندگی او را رقم می‌زند و تعیین این که چه کسی خدمتگزار است و چه کسی نیست با خداست.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «انسان دانا به سادگی می‌تواند پیچیده‌ترین دروغها را از پوشیده‌ترین واقعیات تشخیص دهد و او به راحتی قادر است دروغگو را از راستگو، محکم را از متشابه و اصل را از فرع و تحریف بازیابد... اما دانای حکیم نباید اسرار را فریاد بزند که در این صورت فریاد او قیل و قالی بیش نیست.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
* «از قضاوت دیگران نترس. از این که از قضاوت دیگران بترسی، بترس. اگر هستی چه نیازی به رد و قبول دیگران داری و اگر نیستی این چه حماقتی است که دروغهای خودت را باور کنی. اگر محکوم شدنی هستی بدان که فی الحال محکومی و اگر حقیقت با تو است چه باکی از قضاوت بدبینانه دیگران داری. چه کسی می‌تواند حقیقت را به خیال خود محکوم کند و خود به واقع محکوم نشود. اگر همه تو را قبول کنند تو مثل همه می‌شوی. بیشتر انسان‌ها در تصرف تاریکی اند پس آن گاه وای بر تو. اگر کسی که خداوند محکومش کرده تور ا به واقع تأیید کند تو خود از محکوم شدگان خداوند هستی. وقتی که نیازمند تأیید دیگرانی بدان که خداوند تو را تأیید نکرده است. وقتی افکاری که دیگران دربارهٔ تو دارند برایت مهم است بدان که مهم‌ترین معنای زندگی ات را هنوز نیافته‌ای. دیگران چه کاری با تو می‌توانند بکنند؟ نهایت اش این است که تو را بکشند. پس اگر تو عاشق خدایت هستی و مشتاق دیدار او، این بزرگترین کاری است که آنان می‌توانند برایت انجام دهند.»
** '' آیینآيين قضاوت و روشهایروش‌هاي اظهار داورینظر/ ۱۳۸۶''
 
=== کالیما (کلام خلاق) ===
۲۷

ویرایش