باز کردن منو اصلی

تغییرات

۲۳۲ بایت حذف‌شده، ۳ سال پیش
ابرابزار
[[پرونده:Can047eueBlack and White 5 - Augusto De Luca photographer.jpg|thumb|left|250px300px|سگ زرد برادر [[شغال|شغاله]].]]
 
'''[[w:سگ|سگ]]''' (نام علمی: Canis Familiaris) یکی از پستانداران از راستهٔ سگ‌سانان است. سگ دست کم از ۱۴٬۰۰۰ سال پیش و بنا به شواهدی تازه از ۱۵۰٬۰۰۰ سال پیش اهلی شده‌است.
 
«آب [[دریا]] از دهان سگ نجس نمی‌شود»
* «از سگ‌جونی مثل هفت‌جوش است.»
 
* «از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه.»
* «از سگ‌جونی مثل هفت‌جوش است.»
* «استخوان، قوم و خویش سگ است و سگ، قوم وخویش استخوان.»
 
* «بستن سنگ و گشودن سگ.»
* «از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه.»
* «به بهلول گفتند: ریش تو بهتر است یا دم سگ؟ گفت: اگر از پل جستم ریش من و گرنه دم سگ.»
 
* «به نفرین سگ، نان در تنور نمی‌افتد.»
* «استخوان، قوم و خویش سگ است و سگ، قوم وخویش استخوان.»
* «تازی که پیر شد، از [[آهو]] حساب می‌برد.»
 
* «بستنحرف سنگاو و گشودنچاقوی جیب سگ یکی است»
* «[[خرگوش]] هرمزد را سگ هرمزد گیرد.»
 
* «دستی که از من بریده شد می‌خواهد سگ بخورد، می‌خواهد [[گربه]].»
* «به بهلول گفتند: ریش تو بهتر است یا دم سگ؟ گفت: اگر از پل جستم ریش من و گرنه دم سگ.»
* «دلم خوشه زن بگم (بیگ) اگر چه کمتر از سگم.»
 
* «دیگی که واسه ما نمی‌جوشه سر سگ توش بجوشه.»
* «به نفرین سگ، نان در تنور نمی‌افتد.»
* «زن سلیطه، سگ بی‌قلاده‌است.»
 
* «تازیسر کهسگ پیربودن شد،بهتر از دم [[آهوشیر]] حساببودن می‌برد.است»
* «سگ اخته می‌کند.»
 
* «سگ است آن‌که با سگ رود در جوال.»
* «حرف او و چاقوی جیب سگ یکی است»
* «سگ استخوان سوخته را بو نمی‌کند.»
 
* «سگان از ناتوانی مهربانند وگرنه سگ کجا و مهربانی.»
* «[[خرگوش]] هرمزد را سگ هرمزد گیرد.»
* «سگ بابا نداشت سراغ حاج‌عموش را می‌گرفت.»
 
* «سگ بادمش زیر پاشو جارو می‌کنه.»
* «دستی که از من بریده شد می‌خواهد سگ بخورد، می‌خواهد [[گربه]].»
* «سگ باش، کوچک خونه نباش.»
 
* «سگ باقلاده شکار نمی‌کند.»
* «دلم خوشه زن بگم (بیگ) اگر چه کمتر از سگم.»
* «سگ بعد از شستن نجس‌تر است.»
 
* «سگ پاچه صاحبش را نمی‌گیره.»
* «دیگی که واسه ما نمی‌جوشه سر سگ توش بجوشه.»
* «سگ پارس می‌کند و [[خرس]] (بی‌خیال) می‌گذرد.» ''[[ضرب‌المثل‌های رومانی|ضرب‌المثل رومانی]]''
 
* «سگ چیه که پشمش چی باشه.»
* «زن سلیطه، سگ بی‌قلاده‌است.»
* «سگ در حضور به از برادر دور.»
 
* «سگ در خانهٔ صاحبش پارس می‌کند.»
* «سر سگ بودن بهتر از دم [[شیر]] بودن است»
* «سگ در خانهٔ صاحبش [[شیر|شیره]].»
 
* «سگ اختهداد می‌کندو سگ توله گرفت
* «سگ دستش نمیشه داد که اخته کنه.»
 
* «سگ استرا آن‌کهپیش بایوز سگادب رود در جوال.می‌کند»
* «سگ را چو در تنگی بگیرند بگزد»
 
* «سگ استخوانرا سوختهکه راچاق بوکنند نمی‌کندهار می‌شه
* «سگ را می‌زند که [[شیر]] هوای کار خود را داشته باشد.»
 
* «سگ زرد برادر [[شغال|شغاله]].»
* «سگان از ناتوانی مهربانند وگرنه سگ کجا و مهربانی.»
* «سگ، زرد و سیاه ندارد.»
 
* «سگ زنده بهتر از [[شیر]] مرده است»
* «سگ بابا نداشت سراغ حاج‌عموش را می‌گرفت.»
* «سگ سفید ضرر پنبه‌فروشه.»
 
* «سگ، سگ را ندرد»
* «سگ بادمش زیر پاشو جارو می‌کنه.»
* «سگ سوزن خورده.»
 
* «سگ باش،سیر کوچکدنبال خونهکسی نباشنمی‌ره
* «سگ سیر قلیه ترش»
 
* «سگش بهتر از خودشه.»
* «سگ باقلاده شکار نمی‌کند.»
* «سگ صاحبش را نمی‌شناسد.» (کنایه از شلوغ بودن جایی)
 
* «سگ بعدکه ازچاق شستنشد نجس‌ترگوشتش استخوراکی نمی‌شه
* «سگ که سیر شد سرکش می‌شود»
 
* «سگ پاچهگر صاحبشو راقلاده نمی‌گیره.زر؟»
* «سگ، گوشت سگ را نمی‌خورد.» ''[[ضرب‌المثل‌های ارمنی|ضرب‌المثل ارمنی]]''
 
* «سگ لاید و کاروان گذرد»
* «سگ پارس می‌کند و [[خرس]] (بی‌خیال) می‌گذرد.» ''[[ضرب‌المثل‌های رومانی|ضرب‌المثل رومانی]]''
* «سگ لاینده گیرنده نباشد.»
 
* «سگ چیهماده کهدر پشمشلانه، چی[[شیر]] باشهاست
* «سگ نازی‌آباده، نه خودی می‌شناسه نه غریبه.»
 
* «سگ در حضورنمک‌شناس به از برادرآدم دورناسپاس
* «سگ هم سرمایه می‌خواهد.»
 
* «سگی به بامی جسته، گردش به ما نشسته.»
* «سگ در خانهٔ صاحبش پارس می کند.»
* «سگی که برای خودش پشم نمی‌کند برای دیگران کشک نخواهد کرد.»
 
* «سگی که پاچه از قصاب‌خونه بدزده، نون خودش را بریده.»
* «سگ در خانهٔ صاحبش [[شیر|شیره]].»
* «سگی که برای خودش پشم نمی‌کند برای دیگران کشک نخواهد کرد.»
 
* «سگی که پارس کنه، نمی‌گیره.»
* «سگ داد و سگ توله گرفت.»
* «سگی که پارس می‌کند گاز نمی‌گیرد.»
 
* «[[شغال]] بیشه مازندران را نگیرد جز سگ مازندرانی»
* «سگ دستش نمیشه داد که اخته کنه.»
* «کاه را پیش سگ و استخوان را پیش [[خر]] می‌ریزد.»
 
* «کله‌پز برخاست سگ جایش نشست»
* «سگ را پیش یوز ادب می‌کند»
* «مثل سگ پشیمونه.»
 
* «مثل سگ و [[گربه]]»
* «سگ را چو در تنگی بگیرند بگزد»
* «مثل سگ هفت جان دارد»
 
* «مرگ [[خر]] عروسی سگ است.»
* «سگ را که چاق کنند هار می‌شه.»
* «مواظب باش سگ پاچه‌ات را نگیرد.»
 
* «سگ را میزند که [[شیر]] هوای کار خود را داشته باشد.»
 
* «سگ زرد برادر [[شغال|شغاله]].»
 
* «سگ، زرد و سیاه ندارد.»
 
* «سگ زنده بهتر از [[شیر]] مرده است»
 
* «سگ سفید ضرر پنبه‌فروشه.»
 
* «سگ، سگ را ندرد»
 
* «سگ سوزن خورده.»
 
* «سگ سیر دنبال کسی نمی‌ره.»
 
* «سگ سیر قلیه ترش»
 
* «سگش بهتر از خودشه.»
 
* «سگ صاحبش را نمی‌شناسد.» (کنایه از شلوغ بودن جایی)
 
* «سگ که چاق شد گوشتش خوراکی نمی‌شه.»
 
* «سگ که سیر شد سرکش می‌شود»
 
* «سگ گر و قلاده زر؟»
 
* «سگ، گوشت سگ را نمی‌خورد.» ''[[ضرب‌المثل‌های ارمنی|ضرب‌المثل ارمنی]]''
 
* «سگ لاید و کاروان گذرد»
 
* «سگ لاینده گیرنده نباشد.»
 
* «سگ ماده در لانه، [[شیر]] است.»
 
* «سگ نازی‌آباده، نه خودی می‌شناسه نه غریبه.»
 
* «سگ نمک‌شناس به از آدم ناسپاس.»
 
* «سگ هم سرمایه می‌خواهد.»
 
* «سگی به بامی جسته، گردش به ما نشسته.»
 
* «سگی که برای خودش پشم نمیکند برای دیگران کشک نخواهد کرد.»
 
* «سگی که پاچه از قصاب‌خونه بدزده، نون خودش را بریده.»
 
* «سگی که برای خودش پشم نمی‌کند برای دیگران کشک نخواهد کرد.»
 
* «سگی که پارس کنه، نمی‌گیره.»
 
* «سگی که پارس می‌کند گاز نمی‌گیرد.»
 
* «[[شغال]] بیشه مازندران را نگیرد جز سگ مازندرانی»
 
* «کاه را پیش سگ و استخوان را پیش [[خر]] می‌ریزد.»
 
* «کله‌پز برخاست سگ جایش نشست»
 
* «مثل سگ پشیمونه.»
 
* «مثل سگ و [[گربه]]»
 
* «مثل سگ هفت جان دارد»
 
* «مرگ [[خر]] عروسی سگ است.»
 
* «مواظب باش سگ پاچه‌ات را نگیرد.»
 
* «نه خود خورد، نه کس دهد؛ گـَنده شود، به سگ دهد.»
مثل سگ جون میدیم- مثل سگ میترسیممی‌ترسیم- مثل سگ پاچه میگیریممی‌گیریم- مثل سگ میمیریممی‌میریم
 
== سگ در شعر فارسی ==
* «از پدر مرده ملاف ای جوان// گرنه سگی چون خوشی از استخوان»
 
** ''[[امیر خسرو]]''
* «از پدر مرده ملاف ای جوان// گرنه سگی چون خوشی از استخوان»
* «اگر برکه‌ای پر کنند از گلاب// سگی در وی افتاد کند منجلاب»
** ''[[امیر خسرو]]''
** ''[[ناشناس]]''
 
* «با بداندیش هم نکویی کن// دهن سگ به لقمه دوخته به»
* «اگر برکه‌ای پر کنند از گلاب// سگی در وی افتاد کند منجلاب»
** ''[[ناشناسسعدی]]''
* «بترس از سگی کو کند [[روباه|روبهی]]»
 
** ''[[ادیب پیشاوری]]''
* «با بداندیش هم نکویی کن// دهن سگ به لقمه دوخته به»
* «بخت بد با کسی که یار بود// سگ گزدش ار [[شتر]] سوار بود»
** ''[[سعدی]]''
** ''[[ناشناس]]''
 
* «چه خطر بود سگی را که قدم زند به جایی// که [[پلنگ]] در وی الا ز ره خطر نیاید»
* «بترس از سگی کو کند [[روباه|روبهی]]»
** ''[[ادیب پیشاوریخاقانی]]''
* «چه خوش گفت آن نهاوندی به طوسی// که مرگ [[خر]] بود سگ را عروسی»
 
** ''[[نظامی]]''
* «بخت بد با کسی که یار بود// سگ گزدش ار [[شتر]] سوار بود»
* «زان‌همه بانگ و علالای سگان// هیچ واماند ز راهی کاروان؟»
** ''[[ناشناس]]''
** ''[[مولوی]]''
 
* «سگ آن به که خواهندهٔ نان بود// چو سیرش کنی دشمن جان بود»
* «چه خطر بود سگی را که قدم زند به جایی// که [[پلنگ]] در وی الا ز ره خطر نیاید»
** ''[[خاقانیسعدی]]''
* «سگ اصحاب کهف روزی چند// پی نیکان گرفت مردم شد»
 
** ''[[سعدی]]''
* «چه خوش گفت آن نهاوندی به طوسی// که مرگ [[خر]] بود سگ را عروسی»
* «سگ بر آن آدمی شرف دارد// که چو [[خر]] دیده بر علف دارد»
** ''[[نظامی]]''
** ''[[نظامی]]''
 
* «سگ به [[دریا|دریای]] هفتگانه مشوی// که چو تر شد پلیدتر باشد»
* «زان‌همه بانگ و علا‌لای سگان// هیچ واماند ز راهی کاروان؟»
** ''[[مولویسعدی]]''
* «سگ تازی که [[آهو]]گیر گردد// بگیرد آهویش، چون پیر گردد»
 
** ''[[نظامی]]''
* «سگ آن به که خواهندهٔ نان بود// چو سیرش کنی دشمن جان بود»
* «سگ گیرنده چون دندان کند باز// تو حالی استخوانی پیشش انداز»
** ''[[سعدی]]''
** ''[[سعدی]]''
 
* «سگ و [[پلنگ|یوز]] در پیش [[شاهین]] و [[شاهین|باز]]// همی راند بر دشت روز دراز»
* «سگ اصحاب کهف روزی چند// پی نیکان گـرفت مردم شد»
** ''[[سعدیفردوسی]]''
* «سگ هماره حمله بر مسکین کند// تا تواند زخم بر مسکین زند»
 
** ''[[مولوی]]''
* «سگ بر آن آدمی شرف دارد// که چو [[خر]] دیده بر علف دارد»
* «شبان [[بره]] آن به که دارد نگاه// از آن سگ که با [[گرگ]] شد آشنا»
** ''[[نظامی]]''
** ''[[ابن یمین]]''
 
* «[[شیر]] اگر مفلوج باشد همچنان از سگ به است»
* «سگ به [[دریا|دریای]] هفتگانه مشوی// که چو تر شد پلید‌تر باشد»
** ''[[سعدی]]''
* «طمع کی [[گربه]] در انبان فروشد// که بخل امروز با سگ در جوال است»
 
** ''[[انوری]]''
* «سگ تازی که [[آهو]]گیر گردد// بگیرد آهویش، چون پیر گردد»
* «که [[خرگوش]] هر مرز را بی‌شگفت// سگ آن ولایت تواند گرفت»
** ''[[نظامی]]''
** ''[[نظامی]]''
 
* «که سگ را به خانه دلیری بود// چو بیگانه شد، بانگ او کم شود»
* «سگ گیرنده چون دندان کند باز// تو حالی استخوانی پیشش انداز»
** ''[[سعدیفردوسی]]''
* «مرد عالی‌همم نخواهد بند// سگ بود، سگ به لقمه‌ای خرسند»
 
** ''[[سنایی]]''
* «سگ و [[پلنگ|یوز]] در پیش [[شاهین]] و [[شاهین|باز]]// همی راند بر دشت روز دراز»
* «مر سگان را عید باشد مرگ [[اسب]]// روزی وافر بود بی جهد و کسب»
** ''[[فردوسی]]''
** ''[[مولوی]]''
 
* «مهتاب که نور پاک دارد// از بانگ سگی چه باک دارد»
* «سگ هماره حمله بر مسکین کند// تا تواند زخم بر مسکین زند»
** ''[[مولوی]]''
* «مه فشاند نور و سگ عوعو کند// هرکسی بر خلقت خود می‌تند»
 
** ''[[مولوی]]''
* «شبان [[بره]] آن به که دارد نگاه// از آن سگ که با [[گرگ]] شد آشنا»
* «کی شود [[دریا]] به پوز سگ نجس// کی شود خورشید از پف منطمس»
** ''[[ابن ‌یمین]]''
** ''[[مولوی]]''
 
* «ملک او از طعنه دشمن کجا یابد خلل// آب [[دریا]] از دهان سگ کجا گردد پلید»
* «[[شیر]] اگر مفلوج باشد همچنان از سگ به است»
** ''[[سعدیمعزی]]''
* «مه نور می‌فشاند و سگ بانگ می‌زند// مه را چه جرم؟ خاصیت سگ چنین بود»
 
** ''[[مولوی]]''
* «طمع کی [[گربه]] در انبان فروشد// که بخل امروز با سگ در جوال است»
* «نخورد [[شیر]] نیم خورده سگ// ور به سختی بمیرد اندر غار»
** ''[[انوری]]''
** ''[[سعدی]]''
 
* «نهادست این گنبد تیزتک// پی [[موش]]، [[گربه]]؛ پی گربه، سگ// مپندار صیاد کز دام جست// که صیاد را نیزِ صیاد هست»
* «که [[خرگوش]] هر مرز را بی‌شگفت// سگ آن ولایت تواند گرفت»
** ''[[نظامی]]''
 
* «که سگ را به خانه دلیری بود// چو بیگانه شد، بانگ او کم شود»
** ''[[فردوسی]]''
 
* «مرد عالی‌همم نخواهد بند// سگ بود، سگ به لقمه‌ای خرسند»
** ''[[سنایی]]''
 
* «مر سگان را عید باشد مرگ [[اسب]]// روزی وافر بود بی جهد و کسب»
** ''[[مولوی]]''
 
* «مهتاب که نور پاک دارد// از بانگ سگی چه باک دارد»
** ''[[مولوی]]''
 
* «مه فشاند نور و سگ عوعو کند// هرکسی بر خلقت خود می‌تند»
** ''[[مولوی]]''
 
* «کی شود [[دریا]] به پوز سگ نجس// کی شود خورشید از پف منطمس»
** ''[[مولوی]]''
 
* «ملک او از طعنه دشمن کجا یابد خلل// آب [[دریا]] از دهان سگ کجا گردد پلید»
** ''[[معزی]]''
 
* «مه نور می‌فشاند و سگ بانگ می‌زند// مه را چه جرم؟ خاصیت سگ چنین بود»
** ''[[مولوی]]''
 
* «نخورد [[شیر]] نیم خورده سگ// ور به سختی بمیرد اندر غار»
** ''[[سعدی]]''
 
* «نهادست این گنبد تیزتک// پی [[موش]]، [[گربه]]؛ پی گربه، سگ// مپندار صیاد کز دام جست// که صیاد را نیزِ صیاد هست»
** ''[[ادیب پیشاوری]]''
 
== پیوند به بیرون ==
[http://www.dogquotations.com DogQuotations.com]
{{ویکی‌پدیا}}
 
{{ناتمام}}
۳۹٬۷۴۷

ویرایش