باز کردن منو اصلی

تغییرات

۴٬۳۷۷ بایت اضافه‌شده ،  ۴ سال پیش
* «[[کتاب]] مثل هر محصول دیگری که انسان تولید می‌کند، ارزش استفاده دارد. استفاده‌اش در خواندن آن است. تا اینجا، مسئله کاملاً روشن است و هیچ رمزورازی در آن وجود ندارد. اما برای تولید کتاب، ناشر باید از یک‌سو ابزار تولید و مواد اولیه آن را داشته باشد و از سوی دیگر این مواد و ابزار را در اختیار کارگران عرصه کتاب بگذارد تا آنها آن را به کتاب تبدیل کنند و برای فروش به بازار ارائه دهند. به‌این‌ترتیب، کتاب با سرمایه ناشر و کارِ کارگر تولید و وارد بازار می‌شود. پس از فروش کتاب در بازار است که سرمایه و سود تولید کتاب به ناشر بازمی‌گردد.»
** ''[[محسن حکیمی]]'' <ref>http://www.sharghdaily.ir/Vijeh/4820/مهاجرت-سرمایه</ref>
* «ما باید در مقابل ضعف و ابتذال فراگیر انتشار کتاب نمونه‌ بهتری برای ارائه داشته باشیم تا جلو ابتذال را بگیریم، اما امکان انتشار آن نمونه بهتر وجود ندارد. این است بن‌بستی که امروز در نشر کتاب به وجود آمده و ملت هم ترجیح داده که اساسا خرید کتاب را از فهرستش خارج کند. صحنه‌ای حیرت‌انگیز است وقتی که به اتاق پزشک یا سلمانی می‌روم، روی میزها مجله هست ولی افراد مثل آدم‌های بهت‌زده و طلسم‌شده فقط همدیگر را نگاه می‌کنند. در همه‌جای دنیا مردم در هر مکانی کتاب و روزنامه می‌خوانند، اما اینجا همه همدیگر را نگاه می‌کنند؛ نگاه‌هایی خشک و مبهوت. این است آن داستان وحشتناک.»
* ''[[محمدعلی سپانلو]]''<ref>http://www.sharghdaily.ir/Vijeh/4823/این-است-آن-داستان-وحشتناک</ref>
* «امروز صاحب کتاب پولی به نشر می‌دهد و ناشر کتاب را چاپ می‌کند و تعداد عناوین سالانه کتاب هم افزایش می‌یابد، از آن‌سو روز‌به‌روز تیراژ کتاب‌ها کاهش می‌یابد. این بخشی از داستان امروز انتشار کتاب در ایران است. اما با این داستان چه باید کرد؟ ما نمی‌توانیم جلو این ماجرا را بگیریم چون به‌هرحال این افزایش کمیت کتاب وجود دارد و به افراد نمی‌توان گفت ننویسند.»
* ''[[محمدعلی سپانلو]]''<ref>http://www.sharghdaily.ir/Vijeh/4823/این-است-آن-داستان-وحشتناک</ref>
* «برخی مواقع فردی که چندان کتاب نخوانده، می‌نشیند پای دستگاه کامپیوتر و کلماتی خاص را جست‌وجو می‌کند و می‌گوید اینها باید حذف شوند. در این شرایط است که وضعیت انتشار کتاب حادتر می‌شود. تنها با رفع این مسئله تمام مشکل حل نمی‌شود، اما حداقل زخمی روی زخم هم گذاشته نمی‌شود.»
* ''[[محمدعلی سپانلو]]''
* «تیراژ اندک کتاب و کتاب‌نخواندن مردم مشکلی اساسی است که حل آن به امور مختلفی وابسته است. امروز جاذبه کتاب برای مردم ما از بین رفته است و ناشران هم دیگر نمی‌دانند چه کتاب‌هایی چاپ می‌کنند. امروز ناشری بزرگ پنجمین ترجمه از کتاب آگاتا کریستی را درمی‌آورد و خیلی هم خوشحال و راضی است، اما باید از این ناشران که این پول و امتیاز را در دست دارند پرسید که چه نیازی به ترجمه و انتشار چندباره یک رمان پلیسی هست؟ پس در اینکه دیگر جاذبه‌ای در کار نیست و حادثه‌ای روی نمی‌دهد، هم ناشر مقصر است و هم ضابطان.»
* ''[[محمدعلی سپانلو]]''<ref>http://www.sharghdaily.ir/Vijeh/4823/این-است-آن-داستان-وحشتناک</ref>
* «در پیش‌آمدن وضعیت کنونی نشر و کاهش تیراژ کتاب‌ها عوامل مختلفی در کار بوده است. یکی اینکه کتاب‌ها دیگر آن جاذبه خاص را ندارند که تبدیل به حادثه‌ای در بازار کتاب شوند و اگر این حادثه اتفاق هم بیفتد، در این بحران به چشم نمی‌آید. تیراژ٥٠٠ نسخه‌ای کتاب برای جمعیتی ٧٠ میلیونی واقعا مضحک است. شاید رانت‌هایی در کار است که من از آنها بی‌خبرم، اما چرا ناشران کتاب‌ها را با این تیراژهای اندک منتشر می‌کنند؟»
* ''[[محمدعلی سپانلو]]'' <ref>http://www.sharghdaily.ir/Vijeh/4823/این-است-آن-داستان-وحشتناک</ref>
 
== منابع ==
۳۹٬۷۴۷

ویرایش