باز کردن منو اصلی

تغییرات

۳٬۲۵۰ بایت اضافه‌شده ،  ۴ سال پیش
ابرابزار
 
[[پرونده:Mossadeghmohammad.jpg|220px|بندانگشتی|چپ|]]
 
== گفتاوردها ==
* «در جراید آنچه راجع‌به شخص این جانب نگاشته می‌شود، هرچه نوشته باشند و هرکه نوشته باشد به هیچ‌وجه نباید مورد اعتراض و تعرض قرار گیرد».
 
== در دادگاه محاکمه ==
 
== درباره ==
=== دربارهٔ او ===
* «من شاگرد مکتب ضداستعماری مصدقم و از مکتب او درس آموخته‌ام».
** ''[[جمال عبدالناصر]]''<ref>http://www.sharghdaily.ir/News/69820/زندانی-در-تبعید</ref>
* «خیلی واضح بود که شاه گرفتار مصدق شده بود. مصدق کسی که قیام کرد تا کشورش را آزاد کند و انحصارهای که در آنجا بود حذف کند. مصدق کسی بود که قیام کرد که نفوذِ بیگانگان را حذف کند. مصدق کسی که یک انقلاب را در ایران برای ملّت ایران رهبری کرد، مصدق کسی که شاه توانست با همکاری استعمار، بر او و بر قیامش چیره شود. شبحِ او همواره در برابرِ شاه در هر زمان می‌ایستاد ... گرفتاری مصدّق این بود که شاهِ ایران را از اینکه همواره خود را درونِ نفوذِ بیگانه قرار دهد، دور کند. و اگر شاهِ ایران خود را به ثمنِ بخس فروخت، امّا ممکن نیست ملّتِ ایران خود را به طلا و یا به همهٔ گنج‌های دنیا بفروشد.»
** ''[[جمال عبدالناصر]]'' ۲۶/۰۷/۱۹۶۰ <ref>http://nasser.bibalex.org/Speeches/browser.aspx?SID=914&lang=ar</ref>
* «در قرن ما، در آسیا سه مرد بزرگ به عرصه رسیدند که در جهان تأثیر نمایان گذاشتند. این سه مرد بزرگ، گاندی، مائوتسه تونگ و سومی مصدق است»
 
** ''[[جواهر لعل نهرو]]''<ref>http://www.sharghdaily.ir/News/69820/زندانی-در-تبعید</ref>
* «دیگر کدام روزنه، دیگر کدام صبح/ خواب بلند و تیره دریا را/ آشفته و عبوس / تعبیر می‌کند؟ / من می‌شنیدم از لب برگ/ این زبان سبز / در خواب نیم‌شب که سرودش را/ در آب جویبار، بدین‌گونه شسته بود: در سوگت‌ ای درخت تناور! / ‌ای آیت خجسته درخویش‌زیستن! / ما را/ حتی امان گریه ندادند. /... گیرم، بیرون ازین حصار کسی نیست/ گیرم در آن کرانه نگویند/ کاین موج روشنایی مشرق/ بر نخل‌های تشنه صحرا، یمن، عدن... / یا آب‌های ساحلی نیل از بخششِ کدام سپیده‌ست/ اما، من از نگاه آینه/ هرچند تیره، تار/ شرمنده‌ام که: آه/ در سکوت‌ ای درخت تناور، /‌ ای آیت خجسته درخویش‌زیستن، / بالیدن و شکفتن، / در خویش بارورشدن از خویش، / در خاک خویش ریشه‌دواندن/ ما را/ حتی امان گریه ندادند.
** ''[[محمدرضا شفیعی کدکنی]]''<ref>http://www.sharghdaily.ir/News/69820/زندانی-در-تبعید</ref>
* «ای آزادی، خجسته آزادی خواهم که تو را به تخت بنشانم
:یا آنکه مرا به پیش خود خوانی یا آنکه تو را به پیش خود خوانم!
:ای آزادی،
:چه زندان‌ها برایت کشیده‌ام و چه زندان‌ها خواهم کشید!
:و چه شکنجه‌ها تحمل کرده‌ام و چه شکنجه‌ها تحمل خواهم کرد.
:اما خود را به استبداد نخواهم فروخت،
:من پرورده آزادی‌ام، استادم علی است، مرد بی‌بیم و بی‌ضعف و پرصبر،
:و پیشوایم مصدق مرد آزاد، مردی که، هفتاد سال برای آزادی نالید.
:من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد.
:اما، من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن،
:بگو هر لحظه کجایی و چه می‌کنی؟
:تا بدانم آن لحظه کجا باشم و چه کنم؟»
** ''[[علی شریعتی]]'' <ref>http://www.sharghdaily.ir/News/69820/زندانی-در-تبعید</ref>
== بُنمایه ==
بخشی از دفاعیات زنده یاد دکتر مصدق در جلسه سی و چهارم دادگاه نظامی
۳۹٬۷۴۷

ویرایش