باز کردن منو اصلی

تغییرات

۸٬۴۳۹ بایت اضافه‌شده ،  ۵ سال پیش
←‏گفتاوردها: اصلاح نشانی وب، ابرابزار
* «[[فاطمه]] دانست راه فضیلت کجاست. او دریافت که فضیلت افراد بسته به تلاش و کوشش آنان است، نه در گروِ رابطه خویشاوندی با خاتم پیامبران.»<ref>http://www.imam-sadr.com/اندیشه/نمایش-اندیشه/tabid/108/ArticleId/4306/انسان--كوشش-و-دهش-.aspx</ref>
* «ما در لبنان از ده‌ها سال پیش در این میهن زندگی می‌کنیم. همه یا برخی از ما هنوز احساس صادقانه هم‌وطن بودن را نچشیده‌ایم. بیشتر ما در همه کارهایمان فرقه‌گرا هستیم. معمولاً از مقامات رسمی مثل نماینده و وزیر و رئیس منافع شخصی خود را می‌خواهیم و از آنان می‌خواهیم که تنها مصالح خاص ما را مد نظر داشته باشند. من وجودِ ظالم و مظلوم را نفی نمی‌کنم، اما نمی‌خواهم مظلوم به ظالم و ظالم به مظلوم تبدیل شود.»<ref>http://www.imam-sadr.com/اندیشه/نمایش-اندیشه/tabid/108/ArticleId/4305/درباره-فرقه-‏گرايى.aspx</ref>
* «دین ،دین، هر انسانی‌انسانی را صرف‌نظر از مذهب‌مذهب یا اندیشه‌اندیشه یا اعتقادش، محترم‌محترم می‌شمارد. اما اگر انسانی‌انسانی در نتیجه‌نتیجه اعتقاداتِ‌اعتقاداتِ زیان‌آور‌زیان‌آور تبدیل‌تبدیل به‌به جرثومه‌ای‌جرثومه‌ای شود که‌که در زمین‌زمین فساد و تباهی‌تباهی کند و جوامع‌جوامع را به‌به انواع‌انواع بیماری‌ها مبتلا سازد، در این‌این صورت، دین‌دین ارج‌ارج و حرمتی‌حرمتی برای‌برای این‌این موجود قایل‌قایل نیست، همان‌طور که‌که انسان‌انسان نیز خود عضوی‌عضوی از بدنش‌بدنش را که‌که به‌به بیماری‌بیماری مسری‌مسری و بدخیمی‌بدخیمی دچار شده، از بدن‌بدن خود جدا می‌کند.»<ref>http://www.imam-sadr.com/اندیشه/نمایش-اندیشه/tabid/108/ArticleId/4319/مقاومت-فلسطين-از-ديدگاه-دين-.aspx</ref>
* «انسانی که با چهار ویژگی شناخته می‌شود خسران ندارد. این ویژگی‌ها عبارتند از ایمان و عمل صالح و سفارش به حق و به صبر.»<ref>http://www.imam-sadr.com/اخبار/نمایش-اخبار/tabid/99/ArticleId/10729/قدم-در-راه-خیر-برداشتن،-خسران-ندارد.aspx</ref>
* «انتقال پیامبر از [[مسجدالحرام]] به [[مسجدالاقصی]] به مثابه ارتباط و هماهنگی با حلقه تمدنی و دینی جهانی و نیز کامل شدن آن است... مسجدالاقصی رمزی برای جهانی بودن [[اسلام]]ی است و خارج شدن آن از دست مسلمانان به معنای انزوا و عقب‌نشینی اسلامی است. به همین سبب این مسجد نقشی اساسی در اسلام دارد بلکه از ارکان اسلام است و هیچ انسان مسلمان و مومنی جایز نیست که لحظه‌ای ساکت بماند و برای بازگرداندن این مسجد مبارک و دور داشتن آن از یهودی شدن تلاش و کوششی نکند.».<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1896?add=1</ref>
* «امّت زنده امّتی است که در راه کمال و تلاش خویش تنها به [[نماز]]ها و عبادت‌ها اکتفا نمی‌کند و کار دفاع را برای دیگران فرو نمی‌گذارد. این امت به عکس آن نیز عمل نمی‌کند. بدین معنا که خشونت را پیشه سازد و نمازها و رافت‌ها و عبادت‌ها را ترک کند. هر دو را با هم به کار می‌گیرد؛ در برابر زور تسلیم نمی‌شود و در برابر ضعیف نیز طغیان نمی‌کند و در هر حالتی با حق است.»<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1897</ref>
* «با [[انفاق]] هم خود در ساختن جامعه‌مان و ارتقای سطح آن شرکت کرده‌ایم و هم افراد جدیدی را مشارکت داده‌ایم. چون سطح جامعه ارتقا یابد. هر انسانی، چه انفاق‌کننده و چه گیرنده آن، بدون هیچ تفاوتی از آن بهره می‌برد.».<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1898</ref>
* «تامل و تعمق در [[قرآن|قرآن کریم]] و مطالعه نو به نوی آن در برابر انسان مسلمان معانی بدیع و درستی قرار می‌دهد که با تفاسیر گذشته و آنچه از آن تفاسیر استنباط شده متفاوت است، و هیچ مانعی برای استناد و عمل به این معانی نو وجود ندارد، و هیچ تناقضی میان آنها و معانی پیشین مفسران نیست، زیرا که متکلم خداوند است و فهم همه این معانی از قرآن ممکن.».<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1922</ref>
* «اگر در میدان جنگ تنها ابن زیاد و یزید و عمر بن سعد بودند، آیا [[حسین بن علی|امام حسین]] به آن شکل دردناک به شهادت می‌رسید؟ یقیناً نه. پس چگونه توانستند چنین جنایتی کنند؟ به فرمان فرمانده و اجرای مجریان و تأییدِ تأییدکنندگان و سکوت خاموشان. یعنی می‌توانیم بگوییم آن امت، همگی با قول و فعل و سکوت و خشنودی و فرمانبری خود بر کشتن امام حسین (ع) اجماع کردند. همگی در رقم زدن واقعهٔ کربلا توافق داشتند، جز اندکی از آنان.».<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1374</ref>
* «[[اسلام]] در مرحله طرح ریزی در عین حال که به طور مطلق انسانی و ناظر به انسان است، آسمانی است. مرحلهٔ طرح ریزی تنها در صورتی کامل می‌شود که مرحلهٔ اجرا، سازگار و هماهنگ با آن باشد. اگر آموزه‌های آسمانی و پاک و مجرد و پارساگونه را به دست حاکمی منحرف و هواپرست و مصلحت محور و دربند شهوت‌ها بدهیم، چگونه آن‌ها را اجرا می‌کند؟ حکم پاکِ آسمانی را در چارچوب خصلت‌های زمینی و تمایلات شخصی و مادی خود اجرا می‌کند. اگر اسلام [[فطرت]] الهی است که خدا مردم را بر آن سرشته است و اگر اسلام مقوله‌ای انسانی است، پس چرا آسمانی بوده است؟ زیرا خاکی بودن سر منشأ میل و گرایش در انسان است و دنیا را بر عواطف و اندیشه‌ها و مفاهیم او حکم فرما می‌کند. انسان آسمانی یعنی انسان پاکی که منفعت فردی یا رابطهٔ خویشاوندی یا آیین و رسوم محلی یا مصالح خاص در او اثر نمی‌کند. این انسان بی اعتنا به دنیا، این انسان رها از تعلقات دنیوی، جلوهٔ انسانی بودن آسمان و انسان مدار بودن اسلام است.».<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1373</ref>
* «[[قرآن]] به آیات تکوینی، برای اهداف تربیتی می‌پردازد و نه مقاصد [[علم]]ی. قرآن کتاب هدایت و [[دین]] و تربیت است نه کتاب فیزیکی و شیمی و یا علم طبیعی. مقصود از آیات، دعوت انسان به تدبر و تأمل در هستی و پدیده‌ها و شگفتی‌های آن برای اهداف تربیتی و شناخت بیشتر خداوند و آثار این شناخت در زندگی است. از سوی دیگر، هدف از این آیات قرار دادن راه و روشی درست در برابر آدمی است که در پی علم و کشف حقایق هستی است؛ این راه هر حقیقتی را در جایگاه خود می‌نهد و بر این مبناست که این کشفیات کلماتی از کتاب یگانه خداوند یعنی کتاب هستی است. با این روش شناخت انسان از خداوند و تواضع او در برابر خدا افزایش می‌یابد و انسان دچار طغیان و غرور نمی‌شود.».<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1371</ref>
* «[[آزادی]] برترین ساز وکار برای بسیج کردن همهٔ توانایی‌ها و ظرفیت‌های انسانی است. هیچ کس نمی‌تواند در جامعه محروم از آزادی خدمت کند، توانایی‌هایش را پویا و موهبت‌های الهی را بالنده سازد. آزادی بهترین روش برای به کار گرفتن امکانات بشری در راه خدمت به جامعه است. آزادی یعنی به رسمیت شناختن کرامت انسان و خوش‌گمانی به انسان و حال آنکه نبود آزادی یعنی بدگمانی به انسان و کاستن از کرامت او. کسی می‌تواند آزادی را محدود کند که به فطرت انسانی کافر باشد. فطرتی که قرآن می‌فرماید: «فِطرَتَ اللهِ الَتی فَطَرَ الناسَ عَلَیها»، فطرتی که پیامبر باطنی و درونی انسان است.».<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1370</ref>
* «تنها عمل [[انسان]] است که [[تاریخ]] را می‌سازد، آن را تغییر می‌دهد، آن را به حرکت در می‌آورد و به پیش می‌برد. عوامل خارجی در مسیر ساختن جوامع بشری تأثیر ندارند، بلکه فقط انسان است که با عمل نشئت گرفته از معرفت و شناخت یا برآمده از جهل و نادانی یا ناشی از اهمال و بی اعتنایی، فرصت میابد تا طریقی را برگزیند و گامی را بر گامی ترجیح دهد. واقعیت‌های اجتماعی همان خواهد بود که وی اختیار کرده است. تغییر و تحول تاریخی یا اصطلاحا جبر تاریخی چیزی جز فعل و انفعال میان انسان و جهان نیست.».<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1369</ref>
 
== دربارهٔ او ==
۳۹٬۷۴۷

ویرایش