باز کردن منو اصلی

تغییرات

۱۰۰ بایت اضافه‌شده ،  ۶ سال پیش
بدون خلاصه ویرایش
'''[[W:محمد مصدق|محمد مصدق]]''' (۲۹ اردیبهشت ۱۲۶۱ - ۱۴ اسفند ۱۳۴۵) دولت‌مرد ایرانی و نخست‌وزیر [[ایران]] از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ بود.
 
 
*حیات و عرض و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سرافرازی میلیونها ایرانی و نسلهای متوالی این ملت کوچکترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آورده‌اند تأسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده‌ام. من به حس و عیان میبینم که این نهال برومند در خلال تمام مشقتهایی که امروز گریبان همه را گرفته، به ثمر رسیده‌است و خواهد رسید. عمر من و شما و هر کس چند صباحی، دیر و یا زود به پایان میرسد. ولی آنچه میماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستمدیده است.
 
*آری تنها گناه من وگناه بزرگ و بسیار بزرگ من این است که صنعت نفت [[ایران]] را ملی کرده‌ام و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیمترین امپراطوریهای جهان را از این مملکت برچیده ام و پنجه در پنجه مخوفترین سازمانهای استعماری و جاسوسی بین المللی درافکنده ام و به قیمت از بین رفتن خود و خانواده ام و به قیمت جان و عرض و مالم خداوند مرا توفیق عطا فرمود تا با همت و اراده مردم آزاده این مملکت بساط این دستگاه وحشت انگیز را درنوردم. من طی این همه فشار و ناملایمات، این همه تهدید و تضییقات از علت اساسی و اصلی گرفتاری خود غافل نیستم و به خوبی میدانم که سرنوشت من باید مایه عبرت مردانی شود که ممکن است در آتیه در سراسر [[خاورمیانه ]] در صدد گسیختن زنجیر بندگی و بردگی استعمار برآیند.
 
 
در مورد دادگاهش و علل محاکمه خود چنین می گوید :
*در طول [[تاريخ]] مشروطيت ايران[[ایران]] اين اولين بار است که يک نخست وزير قانوني مملکت را به حبس و بند مي کشند و روي کرسي اتهام مي نشانند... به من گناهان زيادي نسبت داده‌اند ولي من خودم مي دانم که يک گناه بيشتر ندارم و آن اين است که تسليم تمايلات خارجيان نشده و دست آنان را از منابع ثروت ملي کوتاه کرده ام ... مردم اين مملکت مي دانند که وضع من در بسياري جهات با وضع مارشال پتن فرانسوي بي شباهت نيست و من هم سالخورده و به وطن خود خدمتي کرده ام. من هم مثل او در اواخر عمر به روي کرسي اتهام نشسته ام و شايد مثل او محکوم شوم ولي همه نمی‌دانند بين من و او يک تفاوت آشکار است. پتن به جرم همکاري با دشمن ملت فرانسه به دست ملت فرانسه محاکمه شد و من به گناه مبارزه با دشمن مليت ايران [[ایران]] به دست عمال بيگانگان!.
<ref> دکتر محمد مصدق، محاکمه و بدفاع </ref> <ref>دکتر محمد مصدق - خاطرات و تالمات دکتر محمد مصدق – مشتمل بر دو [[کتاب]] :۱- شرح مختصری از زندگی و خاطراتم ۲- مختصری از [[تاریخ]] ملی شدن نفت در [[ایران]] - به کوشش ایرج افشار </ref>
 
=== آخرین دفاع ===
در جریان آخرين دفاع در دادگاه تجديدنظر نظامي مي‌گويد:
*'''از آنچه برايم پيش آورده‌اند هيچ تاسف ندارم و يقين دارم وظيفه تاريخي خود را تا سرحد امكان انجام داده‌ام. من به حس و عيان مي‌بينم كه اين نهال برومند در خلال تمام مشقت‌هايي كه امروز گريبان همه را گرفته به ثمر رسيده است و خواهد رسيد.'''
**بزرگمهر جليل، مصدق در محكمه نظامي، [[كتاب]] اول ج۲، نشرتاريخنشر [[تاريخ]] ايران، ۱۳۶۳، ص ۷۷۵
 
*مبارزه درخشان مردم عليه شركت سابق نفت كه من يكي از رهبران آن بوده‌ام و اكنون به عنايت پروردگار در گوشه زندان اظهار عقيده مي‌كنم حلقه زنجير استعمار خاورميانه را گسسته و خواهد گسست.
**بزرگمهر جليل، مصدق در محكمه نظامي، كتاب اول ج۲، نشرتاريخنشر [[تاريخ]] ايران، ۱۳۶۳، ص۷۷۶
 
*من نه به مال عقيده دارم نه به مقام و هدف من در [[زندگي]] يكي است و آن استقلال و عظمت كشور است كه به خاطر همين هدف زنده‌ام و كمال سربلندي است كه در اين راه از بين بروم.
**بزرگمهر جليل، مصدق در محكمه نظامي، كتاب اول ج۲، نشرتاريخنشر [[تاريخ]] ايران، ۱۳۶۳، ص۷۷۶ تا ۷۷۷
 
*'''از مقدمات كار و طرز تعقيب و جريان دادرسي معلوم است كه در گوشه زندان خواهم مرد... . از مردم رشيد عزيز [[ايران]] مرد و [[زن]] توديع مي‌كنم و تاكيد مي‌نمايم كه در راه پرافتخاري كه قدم برداشته‌اند از هيچ حادثه‌اي نهراسند و يقين بدانند كه خدا يار و مددكار آنها خواهد بود.'''
**بزرگمهر جليل، مصدق در محكمه نظامي، [[كتاب]] اول ج۲، نشرتاريخ ايران، [[ايران]] ، ۱۳۶۳، ص۷۷۸ تا ۷۷۹
 
 
۳٬۶۰۷

ویرایش