۱۹۸۴ (رمان): تفاوت بین نسخه‌ها

۱٬۷۴۷ بایت اضافه‌شده ،  ۸ سال پیش
جز
ویرایش 2.185.157.182 واگردانده شد به آخرین تغییری که AnankeBot انجام داده بود
جز (ویرایش 2.185.157.182 واگردانده شد به آخرین تغییری که AnankeBot انجام داده بود)
 
=== بخش دوم ===
* «آن‌ها می‌خواهند آدم تمام مدت سرشار از انرژی باشد. تمام راه‌پیمایی‌ها و بالا و پایین رفتن‌ها و پرچم تکان‌دادن‌ها فقط برای پر کردن جای خالی رابطهٔ جنسی است. اگر در درونت شاد باشی، چرا باید برای برادر بزرگ و برنامه «سه‌ساله» و «هفته ابراز تنفر» و بقیه [[کار]]های آن‌ها به هیجان بیایی؟»
 
* «این گفته ورای آن چیزی بود که وینستون می‌خواست بشنود. نه فقط [[عشق]] و رابطه عاطفی بین افراد، بلکه غریزهٔ حیوانی، آن نیرویی بود که می‌توانست حزب را درهم بشکند.»
* «حقایق طبیعی را نمی‌توان نادیده گرفت. در [[فلسفه]]، [[مذهب]] و [[سیاست]] ممکن است جمع دو با دو بشود پنج، ولی هنگامی‌که کسی در حال طراحی اسلحه یا هواپیما است، جمع آن باید چهار شود. همیشه ملت‌های نالایق دیر یا زود مغلوب می‌شوند و مبارزه برای رسیدن به حداکثر توانایی، مغایر با داشتن تصورات واهی است.»
 
* «دردنیای ما عواطفی جز [[ترس]]، [[خشم]] و [[پیروزی]] و ذلت نخواهد بود.»
 
* «منظور آن‌ها نه فقط این بود که غریزهٔ جنسی دنیای دیگری برای خود پدید می‌آورد که حزب قادر به کنترل آن نیست و تا حد ممکن باید آن را تأیید کند، بلکه نکته مهم‌تر آن بود که محرومیت جنسی باعث افزایش شور و جنون می‌شود که بسیار مطلوب است، زیرا می‌توان آن را به اشکال دیگری نظیر علاقه به [[جنگ]] و پرستش رهبر تغییر داد.»
 
* «وینستون با خود می‌اندیشید، در نسل جوان که مانند جولیا پس از [[انقلاب]] به عرصه رسیده‌اند و چیزی غیر از وضعیت موجود را ندیده‌اند، چند نفرشان مانند او حزب را به صورت واقعیتی ثابت و غیر‌قابل تغییر پذیرفته‌اند و بدون عصیان در مقابل اقتدار آن، فقط مانند [[خرگوش|خرگوشی]] که از برابر [[سگ|سگ‌ها]] فرار می‌کند، می‌خواهند با زیر پا گذاشتن قانون، [[زندگی]] خود را حفظ کنند.»
 
=== بخش سوم ===