آلبرت اینشتین: تفاوت بین نسخه‌ها

۳٬۳۲۶ بایت اضافه‌شده ،  ۸ سال پیش
* «باید شرم کنند، کسانی که بدون کم‌ترین تأمل و تفکر از پدیده‌های [[معجزه|معجزه‌آسای]] [[دانش|علم]] و فن بهره می‌گیرند و سفیهانه از درک مضمون هوشمندانه آن عاجزند، همانند گاوی که از لذت نشخوار گیاهان برخوردار است ولی از علم ِ گیاه شناسی خبری ندارد.»
** ''آگاه‌سازی، به‌عنوان یکی از وظایف رادیو - در سال ۱۹۳۰''
* «نهایت فرومایگی است اگر رفتار آدمی را منحصر به ترس از تنبیه یا امید به پاداش باشد.»
** مجله نیویورک تایمز (۹ نوامبر، ۱۹۳۰)
* «من نمى‌توانم فرضیه «بى‌اخلاقى انسان» را بپذیرم، و من اخلاق را منحصرا امرى انسانى و متعلق به انسان مى‌دانم که هیچ نوع قدرت مافوق انسانى در پشت آن وجود ندارد.»
** ''آلبرت اینشتین، سوی انسانی. ص. ۳۹. در جواب نامه‌ای که در ۱۷ ژوئیه ۱۹۵۳ به او فرستاده شده بود.''
* «البته آنچه درباره اعتقادات دینی من گفته اند دروغ است. دروغی که به طور سیستماتیک تکرار شده است. من به خدایی شخص‌وار اعتقاد ندارم و هرگز منکر این بی اعتقادی‌ام نمی‌شوم بلکه آن را آشکارا بیان می‌کنم.»
** ''آلبرت اینشتین، سوی انسانی. ص. ۴۳. نامه به یک بیخدا. (۲۴ مارس، ۱۹۵۴)''
* «در برابر یک قدرت متشکل و منظم، فقط یک قدرت متشکل و منظم ِ دیگر تاب ایستادگی دارد. هرچند مایهٔ تأسف است، ولی من راه دیگری نمی‌بینم.»
** ''در نامه‌ای به‌یک دانشجو - ۱۶ ژوئیه ۱۹۴۱''
* «اگر نظریه نسبیت من به اثبات برسد آلمان مدعی آلمانی بودنم می‌شود و فرانسه اعلام می‌کند من شهروند جهانم. اما اگر نظریه‌ام درست نباشد فرانسه مرا آلمانی و آلمان یهودی ام خواهند خواند»
** '' سخنرانی در سوربون پاریس، دسامبر ۱۹۲۹''
* «نامه روز دهم ژوئن تو را دریافت کردم. من در طول حیاتم با کشیش یسوعی صحبت نکرده‌ام، من از این گستاخی متحیرم که اینچنین درباره من دروغ می‌گوید. از نظر کشیش یسوعی من آتئیستم‌، البته، که هستم و همیشه بوده‌ام.»
** ''نامه به گای اچ. رانر (۲ ژوئیه ۱۹۴۵)، در جواب شایعه مسیحی شدن او''
«تحقیقات علمی بر روی این پایه استوار است که همه اتفاقاتی که می‌افتند معین شده توسط قوانین طبیعت هستند و این در مورد اعمال مردم نیز صادق است. به همین دلیل است که یک محقق علمی به سختی می‌تواند تمایل به این عقیده داشته باشد که اتفاق‌ها را میتوان با دعا خواندن تحت تاثیر قرار داد، مثلا با آرزو کردن و تمنا کردن از یک موجود ماورای طبیعت بتوان به تغییری دست یافت.»
''نامه (۲۴ ژانویه، ۱۹۳۶) در جواب فیلیس رایت، یک کلاس ششمی، که در مورد دعا کردن دانشمندان سوال کرده بود.''
* «من نمی‌توانم خدایی را تصور کنم که مخلوقات خود را پاداش یا کیفر می‌دهد و اهدافش طبق مقاصد ما انسان‌ها شکل گرفته است. خدایی که بطور خلاصه انعکاسی از ضعف و ناتوانی ما انسان‌هاست. من همچنین نمی‌توانم باور کنم که انسان می‌تواند پس از مرگ، ورای جسم مادی‌اش زنده بماند، هر چند که روح‌های ناتوان بدلیل ترس و جهل چنین افکاری را با خود حمل کنند.»
** ''نقل قول در تمدن و سیاست اروپا از ۱۸۱۵ (۱۹۳۸) نوشته اریک اکورن، ص. ۷۲۳. در آگاهی درگذشت نیویورک تایمز (۱۹ أوریل، ۱۹۵۵)''
 
== بدون منبع ==
۴۵

ویرایش