تفاوت میان نسخه‌های «مرگ»

۴۹ بایت حذف‌شده ،  ۹ سال پیش
جز
بدون خلاصه ویرایش
جز
== [[گفتاورد]] ==
 
* «مرگ پايانپایان ايناین جسم است اما آغاز زندگيزندگی دوباره استدوباره‌است
**'' [[ایلیا میم]]''
 
* «ارتباط با زندگان زنده مي‌کندمی‌کند و رابطةرابطهٔ با مردگان مي‌ميراندمی‌میراند
**'' [[ایلیا میم]]''
 
* «آنکه زندگی بدون رنج و تلاش را برمی گزیند پیشاپیش مرگ خویش را نیز جشن گرفته استگرفته‌است . »
**'' [[ارد بزرگ]]''
 
* «بن و ریشه هستی مانند گردونه ایگردونه‌ای دوار است که همه چیز را گرد رسم کرده استکرده‌است برسان : گردش روزها ، چرخش اختران و ستارگان ، چرخش آب بر روی زمین ، زایش و مرگ ، نیکی و بدی ، گردش خون در بدن ، حرکت اتم و … »
**'' [[ارد بزرگ]]''
 
**'' [[ولتر]]''
 
* «تنها مرگ است که دروغ نمی‌گوید! حضور مرگ همه موهومات را نیست و نابود می‌کند. ما [[کودک|بچه?بچهٔ]] مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب‌های [[زندگی]] نجات می‌دهد، و در ته زندگی، اوست که ما را صدا می‌زند و به‌سوی خودش می‌خواند.»
** ''[[صادق هدایت]]، [[بوف کور]]''
 
** ''[[منیرو روانی‌پور]]، کنیزو''
 
* «زاد روز ما با تاری نادیدنی به هزاران زاد روز دیگر گره خورده استخورده‌است ، مرگ هم زاد روزیست همانند زاده شدن که بدرودی است به جهانی دیگر…»
** ''[[ارد بزرگ]]''
 
* «[[فریدریش نیچه]] به درستی مرگ خدا را اعلام کرد، اما من می‌گویم که او هرگز به دنیا نیامده‌است. خدا افسانه‌است. او اختراع است و اکتشاف نیست. آیا تفاوت بین اختراع و اکتشاف را می‌دانید؟ اکتشاف با واقعیت سر و [[کار]] دارد، اما اختراع را شما پدید می‌آورید.»
** ''[[اوشو]]''
* افسوس که نیچه مرد و ندید که خدا هنوز زنده استزنده‌است .
*مهریزی
 
** ''منسوب به [[ژان پل سارتر]]''
 
* «مهم نیست مرگ کجا و کی به سراغ من می آیدمهممی‌آیدمهم اینست که وقتی می آیدمی‌آید من آنجا نباشم»
**'' [[وودی آلن]]''
 
* «ناراستی هاناراستی‌ها پیشاپیش رو به مرگ و نیستی اند مگر آنکه ما آنها را در اندیشه و روان خویش زنده نگاه داریم !. »
** ''[[ ارد بزرگ]]''
 
* «نوازش و دلربایی زیاد ، پیشاپیش بستر مرگ را فراهم کند
** ''[[ ارد بزرگ]]''
 
* «نیرنگ پیران بدنهاد ، تنها با مرگ به پایان می رسد می‌رسد. »
** ''[[ ارد بزرگ]]''
 
* «اگر مرگ داد است بیداد چیست //زداد اینهمه بانگ و فریاد چیست»
** ''[[فردوسی]]''
* « مرگ هر کس ای پسر همرنگ اوست // آینه یآینهٔ صافی یقین همرنگ روست»
** ''[[مولوی]]''
* «آزمودم، مرگ من در [[زندگی]] است// چون رهم زین زندگی، پایندگی است»
** ''[[انوری]]''
 
* «بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می‌می[[زندگی]] خواهی»
** ''[[سنایی]]''
 
== [[انجیل عهد عتیق]] ==
 
* «گنج‌های شرارت منفعت ندارد اما عدالت از مرگ رهایی می‌دهد.»
** ''امثال سلیمان، '''??۱۰'''، ?۲''
 
* «چنان‌که عدالت مؤدی به حیات است، هم‌چنین هرکه شرارت را پیروی نماید او را به مرگ می‌رساند.»
** ''امثال سلیمان، '''??۱۱'''، ??۱۹''
 
* «خانه شریران منهدم خواهد شد اما خیمه راستان شکوفه خواهد آورد. راهی هست که به نظر آدمی مستقیم می‌نماید اما عاقبت آن طرق مرگ است.»
** ''امثال سلیمان، '''??۱۴'''، ??۱۱-??۱۲''
 
* «مرا مثل خاتم بر دلت و مثل نگین بر بازویت بگذار زیراکه [[دوستی|محبت]] مثل مرگ زورآور استو غیرت مثل هاویه ستم کیش می‌باشد.»
** ''غزل غزل‌های سلیمان، '''?۸'''، ?۶''
 
* «به درستی‌که [[شراب]] فریبنده‌است و مرد مغرور آرامی نمی‌پذیرد که شهوت خود را مثل عالم اموات می‌افزاید و خودش مثل مرگ سیر نمی‌شود.»
** ''حبقوق نبی، '''?۲'''، ?۵''
 
== [[انجیل عهد جدید]] ==
 
* «آمین آمین به شما می‌گویم، اگر کسی کلام مرا حفظ کند، مرگ را تا ابد نخواهد دید.»
** ''انجیل یوحنا، '''?۸'''، ??۵۱''
 
* «زیرا که مزد گناه مرگ است، اما نعمت خدا حیات جاودانی در خداوند ما عیسی مسیح.»
** ''رساله به رومیان، '''?۶'''، ??۲۳''
 
* «لیکن اگر به مسیح وعظ می‌شود که از مردگان برخاست، چون است که بعضی از شما می‌گویند که قیامت مردگان نیست؟»
** ''رساله اول به قرنتیان، '''??۱۵'''، ??۱۲''
 
* «لیکن بالفعل مسیح از مردگان برخاسته و نوبر خوابیدگان شده‌است. زیرا چنان‌که به انسان مرگ آمد، به انسان نیز قیامت مردگان شد.»
** ''رساله اول به قرنتیان، '''??۱۵'''، ??۲۰-??۲۱''
 
* «ای مرگ نیش تو کجاست و ای گور ظفر تو کجا؟ نیش مرگ گناه است و قوت گناه، شریعت. لیکن شکر خدا را است که ما را به واسطه خداوند ما عیسی مسیح ظفر می‌دهد.»
** ''رساله اول به قرنتیان، '''??۱۵'''، ??۵۵-??۵۶-??۵۷''
 
* «به ایمان ابراهیم چون امتحان شد، اسحاق را گذرانید و آن‌که وعده‌ها را پذیرفته بود، پسر یگانه خود را قربانی می‌کرد؛ که به او گفته شده بود که: «نسل تو به اسحاق خوانده خواهد شد.» چون‌که یقین دانستکه خدا قادر بر برانگیزانیدن از اموات است و همچنین او را در [[ضرب‌المثل|مثلی]] از اموات نیز بازیافت.»
** ''رساله به عبرانیان، '''??۱۱'''، ??۱۷-??۱۹''
 
* «و چون او را دیدم مثل مرده پیش پاهایش افتادم و دست راست خود را بر من نهاده گفت: «ترسان مباش! من هستم اول و آخر و زنده؛ و مرده شدم و اینک تا ابدالابد زنده هستم و کلیدهای مرگ و عالم اموات نزد من است.»
** ''مکاشفه یوحنا، '''?۱'''، ??۱۷-??۱۸-??۱۹''
 
* «از آن زحماتی که خواهی کشید مترس! اینک ابلیس بعضی از شما را در زندان خواهد انداخت تا تجربه‌کرده شوید و مدت ده روز زحمت خواهید کشید. لکن تا به مرگ امین باش تا تاج حیات را به تو دهم.»
** ''مکاشفه یوحنا، '''?۲'''، ??۱۰''
 
* «و چون مهر چهارم را گشود، حیوان چهارم را شنیدم که می‌گوید: «بیا (و ببین)!» و دیدم که اینک [[اسب|اسبی]] زرد و کسی بر آن سوار شده که اسم او مرگ است و عالم اموات از عقب او می‌آید؛ و به آن دو اختیار بر یک‌ربع زمین داده شد تا به شمشیر و قحط و مرگ و با وحوش زمین بکشند.»
** مکاشفه یوحنا، '''''?۶'''، ?۷-?۸''
 
* «و چون فرشته پنجم نواخت، ستاره‌ای را دیدم که بر زمین افتاده بود و کلید چاه هاویه بدو داده شد. و چاه هاویه را گشاد و دودی چون دود تنوری عظیم از چاه بالا آمد و آفتاب و هوا از دود چاه تاریک گشت. و از میان دود [[ملخ|ملخ‌ها]] به زمین برآمدند و به آن‌ها قوتی داده شد و بدیشان گفته شد که ضرر نرسانند نه به گیاه زمین و نه به هیچ سبزی و نه به [[درخت|درختی]] بلکه به آن مردمانی که مهر خدا را بر پیشانی خود ندارند. و به آن‌ها داده شد که ایشان را نکشند بلکه تا مدت پنج ماه معذب بدارند و اذیت آن‌ها مثل اذیت [[کژدم|عقرب]] بود، وقتی که کسی را نیش زند. و در آن ایام، مردم طلب مرگ خواهند کرد و آن را نخواهند یافت و تمنای مرگ خواهند داشت، اما مرگ از ایشان خواهد گریخت.»
** ''مکاشفه یوحنا، '''?۹'''، ?۱-?۲-?۳-?۴-?۵-?۶''
 
* «و چون فرشته پنجم نواخت، ستاره‌ای را دیدم که بر زمین افتاده بود و کلید چاه هاویه بدو داده شد. و چاه هاویه را گشاد و دودی چون دود تنوری عظیم از چاه بالا آمد و آفتاب و هوا از دود چاه تاریک گشت. و از میان دود [[ملخ|ملخ‌ها]] به زمین برآمدند و به آن‌ها قوتی داده شد و بدیشان گفته شد که ضرر نرسانند نه به گیاه زمین و نه به هیچ سبزی و نه به [[درخت|درختی]] بلکه به آن مردمانی که مهر خدا را بر پیشانی خود ندارند. و به آن‌ها داده شد که ایشان را نکشند بلکه تا مدت پنج ماه معذب بدارند و اذیت آن‌ها مثل اذیت [[کژدم|عقرب]] بود، وقتی که کسی را نیش زند. و در آن ایام، مردم طلب مرگ خواهند کرد و آن را نخواهند یافت و تمنای مرگ خواهند داشت، اما مرگ از ایشان خواهد گریخت.»
** ''مکاشفه یوحنا، '''?'''، ?-?-?-?-?-?''
 
== پیوند به بیرون ==
{{ویکی‌پدیا}}
 
 
{{ناتمام}}
آن که کمال یافته‌است، فاتحانه به مرگ خویش می‌میرد و چنین مرگی، بهین مرگ است. نیچه
 
[[رده:موضوع‌ها|مرگ]]