تفاوت میان نسخه‌های «عبدالکریم سروش»

 
<sup>
== '''دكتر سروش از سكولارهاي ديكتاتور مي گويد''' ==
</sup>
سکولارها حق دارند حرف بزنند ؟ دینداران حق ندارند؟ شما تحت عنوان سکولار حاضری نظرت را بگویی ولی تحت عنوان دیندار حق ندارید ؟
ما توی این جامعه ی خارج از کشور هر وقت اسم دین آوردیم یک عده ای اصلا یک جوری شدند ...
آقا جان بنده عقیده دارم! من شصت سال با این اعتقاد زندگی کردم ! حاضرم هستم درباره اش سخن فرسایی کنم! گوش شما را نمی آزارم ... اگر کسی خواست ... و من به اندازه خودم حق دارم بگم من کی هستم و چی فکر میکنم ... چند تا هم همفکر داریم وقتی دور هم جمع میشیم باید بگیم ما اینیم ... قایم کنیم؟ شرمنده باشیم؟ خجالت بکشیم؟ چرا؟ و چرا دیگران همش اصرار دارند که شما این اسم رو نیارید؟ چرا نیاریم؟ این موجوده! این واقعیت داره! از نظر بنده شرافت هم داره ! حالا از نظر یک نفر فقط واقعیت داره از نظر یک نفر شرافت هم داره ... چرا نگه؟ چرا حرفش رو نیاره؟ ببینید من خیلی تعجب میکنم! یک عده ای استبداد سکولار بنا کردند! از همین حالا هم بنا کردند! اصلا میگن اسم دین رو نیارید! فردا اگر به قدرت برسند نمی دونم چه بلایی سر ما می خوان بیارند؟ آقا بنده اسمش رو میارم و بایدم بیارم و هر کسی این عقیده را دارد بهش میگم بگو! اونایی که هم نیستند هم بگن کمااینکه دارن میگن! اما از چرا دیگران می رنجند؟ من خیلی تعجب میکنم واقعا ! بنده یک دونه مقاله علیه سکولاریسم ننوشته ام! صد علیه دینداری نوشته شده! توی همین اینترنت و این سایت های خارجی ! اگر یک دونه ما بنویسیم فریاد و فغان به آسمان میاد! درحالی که حق ماست ... عقیده ماست! بنده معتقدم استدلال من خیلی قویتر از آن دیگرانیست که مینویسن! ولی من وارد این نزاع ها نمیشم ، نباید هم بشیم! ولی حرف خودمون رو که حق داریم بزنیم! و حرف خودمون رو با تابلوی خودمون بگیم! خب چه اشکالی داره؟ من نفهمیدم این ایرادش کجاست؟ بعدشم ما فردا اگر حکومتی بنا شده در جامعه هر کسی وزن خودش رو پیدا میکنه؟ مگه بنده از الان باید معین بکنم کی سرکار بیاد کی نیاد؟ کی نیرومند باشه کی نباشه؟ جامعه دموکراتیک اصلا معناش اینه که آدمی وزن کاذب و مصنوعی نداره! این یک ترازویست همه معین میشه ... این سنگینه و اون سنگینه و هر کسی کار خودش رو میکنه! بنا بر اینه یعنی ان شاء الله اینطوری میشه ! اون مصاحبه ای که من کردم و نکته اش گرفته نشد و متاسفم ॥ من پیام دادم به هر دوطرف ... گفتم آی دینداران دموکراسی چیزی نیست که به شما دینداران جفا بکند! به سکولارها هم گفتم آی سکولارها دینداران با این تعریفی که من میگم کسانی نیستند که به سکولارها و دموکراسی جفا بکنند! ما یک طرح ، تئوری و دریافتی از حقوق انسانها و از دین یک تفسیری داریم که میتونیم - یک عده ای میگن که از کجا به این وعده هاتون وفا کنید! از کجا که دیگران به وعده هاشون وفا کنند؟ هرکسی امروز هر چیزی بگه میشه یقه اش رو گرفت و گفت به چه دلیل این حرف رو میزنید شاید فردا غلط از آب دراومد؟ خب درست هم میگن ، برای اینکه خیلی جاها این وعده ها درست در نیومده ... ولی این سوالی نیست که من الان جواب بدم! من فقط میتونم ساختار فکری و بینش و تئوری خودم رو بیان کنم! با دلیلش ، با توجه به نوع مسائلی که مطرحه و به اندازه معلومات و اطلاعاتی که بنده دارم ... آن هم در کمال شفافیت ... چیزی را هم مخفی نکرده ایم ... تمام این نوشته های بنده ظرف 15 سال بیست سال اخیر و نوشته های شاگردان ، دوستان و همفکران کاملا نشون میده ما در چه خطی فکر میکنیم و بابتش هزینه هم دادیم ! اینجوری هم نبوده حرفی در هوا زده باشیم! کاملا ما داریم میگیم که از حق چه می فهمیم! باور کنید دریافتی که ما از حق داریم و توضیح دادیم در نوشته های خیلی های دیگه ندیدیم! یک عده فقط دلشون خوشه که بگن دین یک امر خصوصیست! من بهشون میگم که شما اشتباه میکنید! این حرف خیلی ناسنجیده ایست! توی ایران دویست هزار مسجد وجود داره ... این یعنی امر خصوصی؟ خب مردم اونجا جمع میشن دیگه؟ آخه اعتقاد و اینکه ایمان توی دل منه یک بحثه ولی دین یک نهاد اجتماعیه و اینهمه اثر آفریده برای خودش! شما بگید سوء استفاده کرد آقای خمینی و انقلاب دینی راه انداخت! خیلی خب پس یک چیزیست که باهاش میشه انقلاب راه انداخت! یعنی این مهمه که ما این واقعیت رو بشناسیم! یک عده چیزی رو که دوست ندارند میگن نیست! ای بابا! چیزی که بنده دوست ندارم چرا بگم نیست! خب هست! بنده نمی پسندم ! منتهی بنده به اونهایی که میگن دوست ندارند میگم بشناسید این رو و بعد دوست نداشته باشید! ما یک مقدار در مقام شناخت هم ضعف داریم در این زمینه ! خوشبختانه در این فضای خارج از کشور ما باید ازش بهتر استفاده کنیم! بجای جنگ و جدال و نخوندن چیزهای یکدیگر خب باید بخونیم دیگه و حرفهامون رو صریح و شفاف بزنیم و همدیگر رو متهم نکنید ... نه کسی تفرقه می خواد بندازه و نه کسی میخواد قدرت بگیره! والله پاره ای از ماها امتحانمون رو هم دادیم واسه خدا هم دادیم نه تحسین مردم ... به هر حال ما معامله با خدا کردیم چون اونجا ماندگاره ...
<ref>http://eshaarat.blogspot.com/2011/04/blog-post_19.html</ref>
 
== پیشنهاد مهاجرت به علما ==
*« نه حرمت و اعتباری برای فقه مانده، نه قداست و استقلالی برای حوزه. حجت ها آیت و آیت ها آلت قدرت گشته اند. انسداد و استبداد کم بود، سپاهیان گستاخ و دراز دست، مرجع تراشی و مرجع کوبی هم می کنند. "هیچ ندانی" را که رسما خبط دماغ دارد، مسند مرجعیت داده اند تا در ثنای رهبر مد یحه بخواند وسینه بزند واو را "کوثر" بنامد واز آن طرف در فجر تصدٌی ولایت که مقام رهبری دماغ مرجعیت می پخت، فقیه نزیهی را که بر او دلیری و خرده گیری کرد و او را از "افتاء بغیر علم" بر حذر داشت به عذاب الیمی دچار کردند که همه سرها در گلیم کشیدید و بر حرمت ضایع شده فقاهت و مرجعیت خون خوردید و خاموش نشستید. نگذارید بیش ازین نام و ناموستان فدای هوسهای سیاه سپاهیان شود ونا خواسته در زمره حامیان استبداد دینی به قلم روید.
کاربر ناشناس